RoseRain

خون آشام در آرساکیا

30 ارسال در این موضوع قرار دارد

داستان جالبی بود

اخرش چه رمانتیک تموم شد 😂😍

خسته نباشید🌹

  • دوست دارم که 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

جالب بود💫
توقع داشتم تهش با هم ازدواج کنن (معمولا اینجوریه😂)
خسته نباشین🌹

  • هاها 2

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

بسیار هم عالی ولی اگر ازدواج میکردن 

باحال تر بود 💔

*عالی بود 👌✌️ 

خسته نباشید💪

+در ضمن چرا آخری؟! 😭

 

ویرایش شده در توسط 3epeR

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

عالی بود و خیلی رمانتیک خسته نباشی

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

@RoseRain مجله شما تایید شد. جهت دریافت پاداش در جلسه هفتگی حضور داشته باشید.

  • مرسی 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در 2 ساعت قبل، RoseRain گفته است:

Masoume.png

 بنام خدای مهربون

اولین و آخرین مجله روزانه من در آرساکیا..بابت طولانی بودنش عذرمیخوام مرسی که وقت میذارید و میخونید:x

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

ساعت از نیمه شب گذشته بود...🕐
در یکی از شب های سرد زمستان دقیقا زمانی که
جشن هالووین تمام شده بود🕷️

1_uyhm.jpg

وقتی که ماه کامل شد از مقبره خود بیرون اومد
بله "
دراکولا" بود!🧛‍♂️

 

2_3pl6.jpg

در سطح شهر کمین میکرد و قربانی های خود را به طرز وحشتناکی به قتل میرساند🚶‍♂️

 

3_0o2.jpg

وحشیانه از خون انسان ها تغذیه میکرد و بیرحمانه رهایشان میکرد...🌡️

4_qu38.jpg

 

دخترکی که از جشن هالووین به خانه باز میگشت متوجه ی این قضیه ی مشکوک شده بود
از شدت ترس..دستانش میلرزید و یک گوشه پنهان شد👱‍♀️

5_lu04.jpg

دراکولا که حال خوشی نداشت و بشدت گرسنه و خسته بود
دقیقا جایی تصمیم گرفت استراحت کنه که...  دخترک قایم شده بود!👹

6_f9n.jpg

دراکولا که بوی ترس و خون به مشامش میرسید..ناگهان دخترک را که در گوشه ای پناه برده بود, دید!😱

 

7_tjf6.jpg

دراکولا سعی کرد دخترک را شکار کند! دختر به شدت ترسید و جیغ زنان به سمت ماشین فرار کرد☠️

 

8_4su3.jpg
و از بخت بدش انتهای جاده به دریاچه ختم میشد..!😵

 

دخترک از ماشین پیاده میشه و پا به فرار میزاره🏃‍♀️

9_f6c.jpg

 

ولی از اونجایی که سرعت دراکولا بیشتر بود دختر بخت برگشته را, گوشه ای از کوچه ی تنگ و تاریک خفت کرد!🙇‍♀️

10_jb26.jpg

 

و زمانیکه سعی میکنه شکارش کنه دخترک بر ترسش غلبه میکنه و از خودش دفاع میکنه (بهش لگد میزنه [Ekick 1/] ):$

11_duz.jpg

 

دراکولای گرسنه خشمگین تر از قبل میشه و از جاش بلند میشه که دخترک را یک لقمه کند>:((هاااااام)=))

12_thh.jpg

که ناگهان دخترک داد میزنه: نهه نههه, خواهش میکنم!!!

 

دراکولا بعد از شنیدن صدای دخترک ناگهان به خودش اومد به چشمان دختر زل زد و به اشتباهش پی برد:ph34r:

13_9t9d.jpg

سپس پا به فرار گذاشت!

 

دخترک که هنوز شوکه بود خود را به ساحل رساند.. گریه کنان با خدای خود درد و دل میکرد:(

14_ocyk.jpg

 

 

(دراکولا سایه به سایه دخترک را تعقیب میکرد و از دور مراقبش بود )❗🔥

15_58m3.jpg

در تلاش بود که به دختر نزدیک بشه...  {نه به قصد اذیت}

 

16_3p61.jpg

دخترک متوجه صدای قدم های کسی میشه...

همین که برگشت و با صحنه ی پشت سرش رو به رو شد👺 جیغ بنفشی زد وهمزمان دراکولا نزدیک شد و دختر یک قدم عقب رفت

 

17_gbvv.jpg

 (دخترک بخت برگشته میوفته توی دریا)

{دراکولا با خودش گفت این وحشی بازیا چیه :|}

 

دخترک درمانده بود  شنا بلد نبود, از ترسش حاضر نبود خودش رو به خشکی برسونه که مبادا دست دراکولا بهش برسه!

18_u209.jpg

اما با دیدن دستان دراکولا که به قصد کمک به سمتش دراز شده بود کمی جا خورد!

 

دراکولا روبروی دخترایستاد و ماسک شیطانیش رو برداشت👹

19_io76.jpg

و گفت: معذرت میخوام نمیخواستم بهت.... {شیطان درونش هی بهش وحی کشتن دختره میداد}

دختر گیج ومبهوت فقط نظاره گر بود...

 

20_6gyi.jpg

اما دراکولا که نمیتونست تشنگی خودش رو کنترل کنه پا به فرار میذاره که آسیبی به دخترک نزنه

 

دختر که گیج شده بود, کنجکاو شد و سعی کرد تعقیبش کنه...(کرم از خود درخته🐛)

21_xp4y.jpg

..توی راه متوجه شد مسیر قبرستونه... !⛪

 

دختر که پشت دیوار پنهان شده بود و کنجکاو بود که میخواد چیکار کنه..؟
دراکولا
چند دقیقه ای به آسمون و ماه خیره شد🌕🌉

22_vvt.jpg

و با ناخن های تیز و بلندش انقدر به خودش صدمه زد تا اینکه مرد.....!

23_9l3f.jpg

{بله درسته, دراکولا انقدر عاشق و دلباخته ی دختر شده بود که بخاطر
صداهای شیطانیه درونش, خودش رو فدا کرد که بهش آسیب نزنه}

+ پایان.

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------

نویسنده و کارگردان: Setayesh

بازیگران: Masoume و Setayesh

 

کیفیت خدا بود عالی خیلی حال کردم هم نوع نوشته هم نوع نثر و متن

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

عالی واقعا

بنازم

خسته نباشید جفتتون

ایولا 😍🌹

 

ezgif.com-gif-maker_5ruo.gif

 

  • مرسی 1
  • هاها 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

عالی ،خیلی زیبا

کیفیتم که نگم دیگه ...

 

خسته نباشید.

  • دوست دارم که 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

به قشنگیه ماه آسمون🌕💜

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

عالی فک کردم آخر این دختره رو میخوره 🤣

ایدشو از گرگ و میش گرفتی؟

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

بنازم خیلی خفن بود 🤩💜

  • دوست دارم که 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در در ۱۴۰۱/۸/۱۲ در 07:49، RoseRain گفته است:

Masoume.png

 بنام خدای مهربون

اولین و آخرین مجله روزانه من در آرساکیا..بابت طولانی بودنش عذرمیخوام مرسی که وقت میذارید و میخونید:x

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

ساعت از نیمه شب گذشته بود...🕐
در یکی از شب های سرد زمستان دقیقا زمانی که
جشن هالووین تمام شده بود🕷️

1_uyhm.jpg

وقتی که ماه کامل شد از مقبره خود بیرون اومد
بله "
دراکولا" بود!🧛‍♂️

 

2_3pl6.jpg

در سطح شهر کمین میکرد و قربانی های خود را به طرز وحشتناکی به قتل میرساند🚶‍♂️

 

3_0o2.jpg

وحشیانه از خون انسان ها تغذیه میکرد و بیرحمانه رهایشان میکرد...🌡️

4_qu38.jpg

 

دخترکی که از جشن هالووین به خانه باز میگشت متوجه ی این قضیه ی مشکوک شده بود
از شدت ترس..دستانش میلرزید و یک گوشه پنهان شد👱‍♀️

5_lu04.jpg

دراکولا که حال خوشی نداشت و بشدت گرسنه و خسته بود
دقیقا جایی تصمیم گرفت استراحت کنه که...  دخترک قایم شده بود!👹

6_f9n.jpg

دراکولا که بوی ترس و خون به مشامش میرسید..ناگهان دخترک را که در گوشه ای پناه برده بود, دید!😱

 

7_tjf6.jpg

دراکولا سعی کرد دخترک را شکار کند! دختر به شدت ترسید و جیغ زنان به سمت ماشین فرار کرد☠️

 

8_4su3.jpg
و از بخت بدش انتهای جاده به دریاچه ختم میشد..!😵

 

دخترک از ماشین پیاده میشه و پا به فرار میزاره🏃‍♀️

9_f6c.jpg

 

ولی از اونجایی که سرعت دراکولا بیشتر بود دختر بخت برگشته را, گوشه ای از کوچه ی تنگ و تاریک خفت کرد!🙇‍♀️

10_jb26.jpg

 

و زمانیکه سعی میکنه شکارش کنه دخترک بر ترسش غلبه میکنه و از خودش دفاع میکنه (بهش لگد میزنه [Ekick 1/] ):$

11_duz.jpg

 

دراکولای گرسنه خشمگین تر از قبل میشه و از جاش بلند میشه که دخترک را یک لقمه کند>:((هاااااام)=))

12_thh.jpg

که ناگهان دخترک داد میزنه: نهه نههه, خواهش میکنم!!!

 

دراکولا بعد از شنیدن صدای دخترک ناگهان به خودش اومد به چشمان دختر زل زد و به اشتباهش پی برد:ph34r:

13_9t9d.jpg

سپس پا به فرار گذاشت!

 

دخترک که هنوز شوکه بود خود را به ساحل رساند.. گریه کنان با خدای خود درد و دل میکرد:(

14_ocyk.jpg

 

 

(دراکولا سایه به سایه دخترک را تعقیب میکرد و از دور مراقبش بود )❗🔥

15_58m3.jpg

در تلاش بود که به دختر نزدیک بشه...  {نه به قصد اذیت}

 

16_3p61.jpg

دخترک متوجه صدای قدم های کسی میشه...

همین که برگشت و با صحنه ی پشت سرش رو به رو شد👺 جیغ بنفشی زد وهمزمان دراکولا نزدیک شد و دختر یک قدم عقب رفت

 

17_gbvv.jpg

 (دخترک بخت برگشته میوفته توی دریا)

{دراکولا با خودش گفت این وحشی بازیا چیه :|}

 

دخترک درمانده بود  شنا بلد نبود, از ترسش حاضر نبود خودش رو به خشکی برسونه که مبادا دست دراکولا بهش برسه!

18_u209.jpg

اما با دیدن دستان دراکولا که به قصد کمک به سمتش دراز شده بود کمی جا خورد!

 

دراکولا روبروی دخترایستاد و ماسک شیطانیش رو برداشت👹

19_io76.jpg

و گفت: معذرت میخوام نمیخواستم بهت.... {شیطان درونش هی بهش وحی کشتن دختره میداد}

دختر گیج ومبهوت فقط نظاره گر بود...

 

20_6gyi.jpg

اما دراکولا که نمیتونست تشنگی خودش رو کنترل کنه پا به فرار میذاره که آسیبی به دخترک نزنه

 

دختر که گیج شده بود, کنجکاو شد و سعی کرد تعقیبش کنه...(کرم از خود درخته🐛)

21_xp4y.jpg

..توی راه متوجه شد مسیر قبرستونه... !⛪

 

دختر که پشت دیوار پنهان شده بود و کنجکاو بود که میخواد چیکار کنه..؟
دراکولا
چند دقیقه ای به آسمون و ماه خیره شد🌕🌉

22_vvt.jpg

و با ناخن های تیز و بلندش انقدر به خودش صدمه زد تا اینکه مرد.....!

23_9l3f.jpg

{بله درسته, دراکولا انقدر عاشق و دلباخته ی دختر شده بود که بخاطر
صداهای شیطانیه درونش, خودش رو فدا کرد که بهش آسیب نزنه}

+ پایان.

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------

نویسنده و کارگردان: Setayesh

بازیگران: Masoume و Setayesh

 

عالی بود 👌

خسته نباشید 

  • دوست دارم که 2

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

عالی بود😍

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

برای ارسال دیدگاه یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید

برای اینکه بتوانید دیدگاهی ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید

ایجاد یک حساب کاربری

برای حساب کاربری جدید در سایت ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است !

ثبت نام یک حساب کاربری جدید

ورود به حساب کاربری

دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید

ورود به حساب کاربری