رفتن به مطلب
مرورگر پیشنهادی آرساکیا گیم مرورگر های تحت موتور کرومیوم می‌باشد، برای دانلود روی مرورگر انتخابی خود کلیک کنید
Google Chrome Microsoft Edge Ungoogled Chromium Brave Opera GX Opera

Mehrdad

ناظم
  • تعداد ارسال ها

    2167
  • تاریخ عضویت

  • روز های برد

    18

تمامی مطالب نوشته شده توسط Mehrdad

  1. خوش برگشتی داش محسن 

    1. NIRVANA

      NIRVANA

      مرسی اقو مهرداد 

  2. Mehrdad

    عدم رسیدگی - Mehrdad

    Staff-Note
  3. درود مشاهده شد
  4. درود مشاهده شد تا پاسخ نهایی صبور باشید
  5. Mehrdad

    باگ چت | اسکریپت‌

    درود این مورد به زودی برطرف خواهد شد
  6. Mehrdad

    باگ | Dropcar/ (اسکریپت)

    درود مشاهده شد تا پاسخ نهایی صبور باشید
  7. Mehrdad

    میم کده آرساکیا | پارت سوم

    واکنش اون پلیری که ۴۰ کا ازش کلاهبرداری شده و این میم رو میبینه: حق (برادر انتظار دارد برای اون ۴۰ کا انتقال اموال صورت بگیره)
  8. باسلام خدمت همه دوستان بنده پیشنهادم این است که افرادی که در Job هایی مانند Trucker و Farmer و‌... میان برای بازیکنان دیگر ایجاد مزاحمت میکنند خب بعد از اینکه وانتد ۶ دریافت میکنن به کار خود ادامه میدهند و وانتد دادنِ دوباره تأثیری بر روند جلوگیری از این افراد وجود نداره و به جای Report/ دادن که ممکنه دیر رسیدگی بشه این افراد وانتد ۶ بعد از دریافت ۲ بار وانتد از Call 110/ از وانتد Arrest به وانتد کیل (Wkill) تبدیل بشن چون با توجه به اینکه وانتد Arrest زیاده و آن چنان رسیدگی نمیشه وقتی این افراد به وانتد کیل تبدیل بشن خب سریعتر توسط پلیس ها رسیدگی میشن چون معمولا تعداد وانتد کیل ها کمه و افرادی که در فکشن های مختلف پلیس هستند بیشتر دنبال وانتد کیل هستند و اینجوری هم سریعتر این افراد به زندان منتقل میشن و هم کار ادمین ها و پلیر هایی که دارن کار می‌کنند راحت تر میشه. @Ali @Toofan @SFC @Kamyab @SajjiLey @EnDWaY @Syd @MashAli @OMlDREZA @Nigga @TheMatin @HamedKhan @DrDep و بقیه ی دوستان.
  9. Mehrdad

    اصلاح قوانین

    باسلام و درود نظر بنده این هست این قانون زیر تغییر پیدا کند چون برای بار 4 Warn گرفتن منطقی نیست و حداقل باید بار اول باشه. پیشنهاد بنده: @SajjiLey
  10. Mehrdad

    عوض شدن CMD قدیمی

    با سلام بنظرم باید CMD ای عوض بشه. الان : RobLFG/ جدید (پیشنهاد بنده) : RobAG/ دلیلش ام اینه که اسم سرور خیلی وقته آرساکیاس و باید این CMD عوض بشه. (دلیلی که این پیشنهاد رو گفتم اینه فکر کنم اسم قبلی سرور رو این CMD افتاده).
  11. Mehrdad

    wall clan

    باسلام من پیشنهاد هایی دارم که امیدوارم در آپدیت های آینده اضافه یا مشکل آن را رفع کنید. 1: پیشنهاد تکراریه ولی آوردن spraycan در HQ کلن 2: frisk دادن cop ها بعد از اتمامه wall attack ( این موضوع باعث شده وقتی attack wall تموم میشه cop های کلن مقابل میان frisk میدن و wanted میدن که این مورد واقعا یک مشکل است ) حتی اگر ام ما tgun/ ام بزنیم با وجود داشتن drug ام wanted میگیریم و بعد از شروع مجدد attack به مشکل میخوریم. 3: آوردن قانونی راجب abuse bug ( مثلا اضافه کنید که جلو عقب کردن با spray هنگام اسپری کردن abuse bug محسوب میشه که این مورد از شکایت های بی مورد جلوگیری میکنه ). 4: فقط موقع attack در همون منطقه بتونیم تیر بزنیم ( این مورد باعث شده طرف از محوطه دور میشه و از دور تیر میزنه ).
  12. Mehrdad

    اینفرنوس جادویی

    به نام خدا بعد از مدت ها تلاش ،با کار کردن در کار کشاورزی و اتوبوس رانی تونستم پول خرید اینفرنوس رو جور کنم. در CNN،تبلیغ [Need infernus] گذاشتم.بعد از مدت 2 ساعت یک نفر زنگ زد و گفت :«اگه اینفرنوس میخوای بیا خرابه نزدیک بانک SF». به آن محل رفتم و دیدم مردی که شبیه جادوگر بود در آنجا وایساده؛پیش وی رفتم و او گفت :«این اینفرنوس رو دارم و میخوام به دلیل نیاز های مالی بفروشمش؛قیمتش 6 میلیونه». من به او گفتم :« قیمتش خیلی گرونه وبا 4/6 میلیون میتونم یدونه New بخرم!». مرد گفت :« این ماشین با بقیه ماشین ها فرق داره و از خریدش پشیمان نمیشی.برام هیچ پولی نمانده حتی پول یک نون هم ندارم و به شدت به پول نیاز دارم مگرنه به هیچ قیمتی این ماشین رو نمیفروختم». من دلم برایش سوخت واینفرنوس رو ازش خریدم. سوار اینفرنوس شدم و به خانه رفتم و اورا در کنار خانه ام پارک کردم. قرار بود 1 ساعت دیگر با دوستم عرشیا و دوستانش به راب بانک برویم. بعد از نیم ساعت استراحت سوار اینفرنوس شدم و به سوی عرشیا حرکت کردم.ناگهان صدایی شنیدم که میگفت :« نرووو .. به سمت عرشیا نروو..» پیاده شدم و دیدم اینفرنوس دوباره همین جمله رو تکرار کرد. خیلی متعجب و شگفت زده شدم و به اینفرنوس گفتم:«مگه میشه که یک ماشین بتونه صحبت کنه؟!». او گفت :«بله همانطور که جادوگر گفت من با بقیه ماشین ها فرق دارم.من یک ماشین جادویی هستم». من : بسیار خب پس چرا گفتی که پیش عرشیا بروم؟ اینفرنوس : به دلیل اینکه من قدرتی دارم که میتونم افکار بقیه را بفهمم و بیا کنم. من : چه جالب!حالا عرشیا چه افکاری داره؟ راستی میتونم تو رو ارژنگ صدا کنم؟ اینفرنوس : بله حتما. شما مالک من هستی و هر چه که دوست داری صدا کن. ارژنگ : عرشیا قصد داره تورو به بهانه راب به بانک بکشونه و بعد تورو به پلیس لو بده که به زندان بروی!. من : ای عرشیایه نامرد! حتی به دوستش ام رحم نمی کنه! ارژنگ بیا بریم پیشش و نقشش رو برملا کنیم. با ارژنگ پیش عرشیا رفتیم. عرشیا گفت :« صبر کن من به جایی بروم و 10 دقیقه دیگه میام. من بعد از اینکه رفت،با ارژنگ اورا تعقیب کردیم و دیدم که ارژنگ راست میگفت و عرشیا با پلیس در حال نقشه کشی بود. بعد از اینکه عرشیا از پیش پلیس رفت،من اون رو تعقیب کردم ودر جایی اورا گیر انداختم و با اسلحه رو اون نشونه گرفتم. من : فکر نمی کردم تو اینجور آدمی باشی !برو به جهنم..!! عرشیا رو کشتم و پلیس بعد از با خبر شدن ماجرا در تعقیب من بود.بعد از چند دقیقه فرار پلیس ها منو در جایی که کوه و در اطراف دریا بود محاصره کردند. من کاملا ناامید شده بودم که ناگهان ارژنگ از کوه پرید و در حین افتادن در آب یهو به پرواز در آمد و به سوی شهر LV فرار کردیم که بعد از اینکه آب ها از آسیاب افتاد به شهرمون برگردیم! 1 ماه گذشت و ما به شهرمون برگشتیم .به ارژنگ گفتم دیگه چه قدرت هایی داری؟ ارژنگ گفت : قدرت های من بی شمار است ولی زمانی که جادوگر بمیرد قدرت های من از بین میرود. مدت ها بود که با ارژنگ و قدرت هایش خوش گذرانی می کردیم.در یکی از روز بعد اینکه از خواب بیدارم شدم وطبق معمول پیش ارژنگ رفتم وهر چی با صحبت کردم هیچ حرفی نمی زد. بعد چند لحظه به یاد حرف ارژنگ افتادم که می گفت اگه جادوگر بمیرد قدرت های من هم از بین میرود. با سرعت رفتم به آن محلی که ارژنگ رو از آن مرد[جادوگر] خریده بودم.در آن محل بنر فوت جادوگر رو دیدم و خیلی ناراحت شدم. ای کاش بیشتر میتونستم با ارژنگ وقت بگذرونم!. بعد از چند سال در اطراف خانه ام صدایی می شنیدم که می گفت :«مهرداد.. مهرداد.. بیا به خرابه ی SF ». این داستان ادامه دارد .. باتشکر از @arshia3399
  • کاربران آنلاین در این صفحه   0 کاربر

    • هیچ کاربر عضوی، در حال مشاهده این صفحه نیست.
×
×
  • اضافه کردن...