زنه به شوهرش میگه:
چرا قبل از ازدواج نگفتی اینقد فقیر و بی چیزی
شوهره میگه:
من که گفتم جز تو کسیو ندارم
دم عابر بانك يارو با سوييچِ ماشينش دكمه ها رو ميزد
گفتم:
دمش گرم رعايت ميكنه كرونا نگيره
بعد همونو كرد توى گوشش شروع كرد به چرخوندن درآورد ماليد به كُتش
یه بار با بابام درددل می کردم گفتم «از خودم بدم میاد»
.
.
.
گفت «حالا فکر کن ما چی می کشیم»
هیتلر گفت
مردها 6 ساعت میخوابند
زنها 7 ساعت میخوابند
احمق ها 8 ساعت میخوابند!
شکر خدا که درباره اونایی که 12 ساعت میخوابن چیزی نگفته
عمم پست گذاشته:
آدم داغون از اول داغون نبوده عزیز
داغونش کردن
آدم آرومم همینطور!
آدم عصبی هم همینطور
مامانمم زیرش کامنت گذاشته:
ولی آدم بیشعور از اولش بیشعور بوده
یه بار ندای درونم گفتم:" پسر تو قیافت هیچ نقصی نداره، خودتو باور داشته باش ک چهرت زیباست".
همون موقع اتفاقی از جلو آینه رد شدمو الان ۲۰سالی هست ک دیگه ندای درونم روش نمیشه حرف بزنه
چرا مردا عینک آفتابی میزنن ؟ . . .
۷% : بخاطر نور خورشید
۲۳% : بخاطر اینکه ظاهر باحالی داشته باشن
۷۰% : نمیخوان بقیه بدوونن دارن به کجا نگاه میکنن
بلند ترین صداها:
1- صدای بلندگو کنسرت ها
2- صدای شلیک گلوله
3- صدای وال دریایی
4- صدای موشک شاتل فضایی
5- صدای کلیپایی که بابام با گوشیش میبینه
دوستم پدرش فوت شده بود دیدمش هول شدم بش گفتم ناراحت نباش
رفیق از کجا میدونی بابات بوده اصن
گفت ممد گمشو برو خرماتو بخور
یادش بخیر یه زمانی میخواستن به
یکی بگن خیلی میخوانش و براش هر کاری
میکنن میگفتن سرتا پاهات رو طلا می گیرم
الان چی باید بگن
میبرمت طلا فروشی نگاه کنی
زنه گریه میکرد.
شوهرش اومد گفت چته؟ چرا گریه و زاری میکنی ؟
مادرش گفت:چه انتظار داری از زنی که طلاقش دادی؟!
شوهره گفت : کی طلاقش دادم ؟
مادرش گفت : پیام براش فرستادی که تو را طلاق دادم !
شوهره گفت : من از صبح گوشیمو گم کردم، شاید همونی که گوشیمو پیدا کرده پیام فرستاده ، گوشیتو بده بش زنگ بزنم .
زنگ زد به گوشیش بش گفت تو پیام فرستادی که زنم رو طلاق دادی ؟!
دزد گفت : بله از صبح تا حالا مخمو خورده ، پیام داده گوجه بخر، خیار بخر ، سبزی بخر، اونو بخر ، اینو بخر ، خواهرت اینجوریه ، مادرت اینجوری گفت ، بابات اونجوری گفت و ...
من هم بجات طلاقش دادم و راحتت کردم
صاحب گوشی به دزد گفت : گوشیم حلالت
من آزارم به مورچه هم نمیرسه!
البته چرا یکم میرسه!
کوچیک که بودم مورچه ها رو مینداختم تو آب
بعد براشون پوست تخمه میریختم تا خودشونو نجات بدن
اما توبه کردم
یارو تو خیابون بدو بدو اومد سمتم یقه مو گرفت گفت: مرتیکه با زن من چیکار داری؟
منم هنگ کرده بودم گفتم هیچی به خدا
گفت: نمی تونی هم کاری داشته باشی! چون من اصلا زن ندارم!
بعد یه کم مثل اسب خندید رفت
بعد میگن تحریم ها هیچ اثری رو مردم نداشته