-
تعداد ارسال ها
291 -
تاریخ عضویت
نوع محتوا
نمایه ها
تالارهای گفتگو
ثبت نام ها
فروشگاه
وبلاگها
تقویم
تمامی مطالب نوشته شده توسط GamBroN
-
صدای ضجه میآید زنی بی تاب میگرید
زنی بارانی و ابری درون قاب میگرید
سر مغرور خود را کوفته زر سنگ ناکامی
وحالا در عزای خود به اشکی ناب میگرید
تنش لرزان هق هق، توی چشمش اتفاقیخیسشبیه قوی بی بالی در مرداب میگرید
کفن پوشیده و در انتظار مرگ حیران است
نگاهش سمت گورستان و در خونآبمیگرید
دلش میگرید از نور و پناهش تیرگی شب و
هر شب در دلش گویا که با مهتاب میگریدصدای ناله اش در باد و سر بر گوشی ی
سنگی
به مانند غم رستم که بی سهراب میگرید
چه اندوه فراوانی در این بغض زمین خفته
انگار که خدا هم در کنار میناب میگرید -
وَ مـه جَهاني اُمهه بـه نـٰام چِشوت ، مـوم🫀′
-
کاربران آنلاین در این صفحه 0 کاربر
- هیچ کاربر عضوی، در حال مشاهده این صفحه نیست.
