فهرست کلوپ
کلوپ های ویژه ما
تمام کلوپ ها
-
گروه عمومی · 9 کاربر · آخرین فعالیت
ای سربازان دلاور چوسان، ای یاران وفادار من! امروز، زیر پرچم جاودانۀ سرزمین چوسان، گرد هم آمدهایم. زمین زیر پای ما میلرزد، انگار که خود تاریخ از هیبت ما به خود میلرزد. آسمان نام ما را فریاد میزند؛ ابرها رعدآسا پاسخ میدهند. من، ژنرال هموسو، پسر این خاک و سپر این ملت، درودتان میگویم — نه به سربازان، که به طوفانهایی در قامت انسان! هر کدام از شما یک تندر خاموشید، ولی امروز وقت خروشیدن است. هر شمشیرتان برقِ انتقامِ روشنایی از تاریکیست. در کنار هم، نه یک ارتش، بلکه یک افسانهایم — افسانهای که دشمن در کابوسهایش باز هم آن را خواهد دید. دشمن بداند که عقابهای چوسان گرسنهاند و بالهایمان آتش گرفته از غیرت. کوه پشت سر ما گواه است، رود پایِ ما شاهد. ای وفاداران من، به چشمان من بنگرید: تا خون در رگ دارم، پشت به میدان نخواهم کرد. تا نفس دارم، نامتان را با افتخار فریاد خواهم زد. اگر بیفتم، تنم پلی شود برای پیروزی شما. بیایید با هم بدرخشیم؛ بیایید با هم تاریخ را بازنویسی کنیم — نه با قلم، که با نیزه و غیرت. به نام چوسان، به خون نیاکان، به شمشیر هموسو... برخیزید! برخیزید ای رعدهای خفته! فتح از آن ماست؛ فتحی که تا ابد روایت شود — نه در دفترها، که در رگهای نسلهای آینده.
