رفتن به مطلب
مرورگر پیشنهادی آرساکیا گیم مرورگر های تحت موتور کرومیوم می‌باشد، برای دانلود روی مرورگر انتخابی خود کلیک کنید
Google Chrome Microsoft Edge Ungoogled Chromium Brave Opera GX Opera

ارسال‌های توصیه شده

با سلام.

مى خوام داستان سه گانه رمان Ferals رو براتون توضيح بدم.

داستان از اين قراره كه يه پسر در سن و سال 13 به اسم جك كارميچل ( كه تو داستان "كاو" صداش ميكنند) بى خانمان هست، زمانى كه خردسال بود مادر و پدرش او را تنها گذاشته بودند و او به خاطر اين كار از انها متنفر بود. كاو يه توانايى خاصى داشت، او توانايى حرف زدن و فهميدن سخنان كلاغ ها را داشت و همچنين سه كلاغ وفادار به اسم هاى ميلكى (كلاغ سفيد كه از همه پير تر بود)، اسكريچ (جوان ترين عضو گروه) و گلام (پير ضد حال).

روزى كاو براى پيدا كردن غذا مشغول جست و جو درون زباله ها بود كه سه بى خانمان ديگر به او حمله مى كنند، فردى ناشناس كاو را نجات مى دهد ولى كاو بدون انكه از ان فرد اسم يا دليل نجات دادنش را بپرسد فرار مى كند. كاو بعد از ان اتفاق سريع به لانه اش كه بر روى يك درخت بزرگ در پاركى كه درب هايش بسته بود فرار مى كند. لانه كاو در نزديكى زندان شهر بلك استون بود. مدير زندان كه خانه اش در نزديكى زندان بود يك خانواده داشت كه كاو هر شب از پنجره به جمع خانوادگى انها نگاه ميكرد.

روزى از زندان سه تبهكار فرار مى كنند و اتفاقات رخ ميدهد. د پى اين اتفاقات كاو دوستان زيادى از دست ميدهد، با دوستان خود مى جنگد و سعى مى كند از قدرتش در برابر قدرت هاى پليد كه از او نيرومند تر هستند استفاده كند و از حقيقت هاى تلخ با خبر شود.

Rien ne fait paraître la terre si vaste que des amis peuvent atteindre la latitude et la longitude à distance

 

Bunny.png

 

LastGoD.png

Hela.png

do.php?imgf=412a16_26Miyabi-Absoolute-Ci

لینک به دیدگاه
https://forum.arsacia.ir/topic/9603-%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-ferals/
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • 1 سال بعد...

Khob bod

  • هاها 1

One day you’ll just be a memory for
.Some people do your best to be a good one

يه روز براى بعضى از آدما فقط يه خاطره ميشى
نهايت تلاشتو بكن كه يه خاطره خوب بشى.
                                     AngelSinner.png

لینک به دیدگاه
https://forum.arsacia.ir/topic/9603-%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-ferals/#findComment-190661
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • 4 سال بعد...
  • 2 هفته بعد...

عالی

7797-GIF-20260602-164806-618.gif

                                   𝑻𝒐𝒎𝒎𝒚                   

Aghatommy

                       𝓩𝓮 𝓰𝓪𝓱𝓿𝓪𝓻𝓮 𝓽𝓪 𝓰𝓸𝓸𝓻, 𝓰𝓮𝓷𝓰

Tommy%24

                               🔥lat mashti🔥

لینک به دیدگاه
https://forum.arsacia.ir/topic/9603-%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-ferals/#findComment-728607
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • 2 ماه بعد...
در ۱۳۹۸/۸/۲۴ در 12:35، Horny گفته است:

با سلام.

مى خوام داستان سه گانه رمان Ferals رو براتون توضيح بدم.

داستان از اين قراره كه يه پسر در سن و سال 13 به اسم جك كارميچل ( كه تو داستان "كاو" صداش ميكنند) بى خانمان هست، زمانى كه خردسال بود مادر و پدرش او را تنها گذاشته بودند و او به خاطر اين كار از انها متنفر بود. كاو يه توانايى خاصى داشت، او توانايى حرف زدن و فهميدن سخنان كلاغ ها را داشت و همچنين سه كلاغ وفادار به اسم هاى ميلكى (كلاغ سفيد كه از همه پير تر بود)، اسكريچ (جوان ترين عضو گروه) و گلام (پير ضد حال).

روزى كاو براى پيدا كردن غذا مشغول جست و جو درون زباله ها بود كه سه بى خانمان ديگر به او حمله مى كنند، فردى ناشناس كاو را نجات مى دهد ولى كاو بدون انكه از ان فرد اسم يا دليل نجات دادنش را بپرسد فرار مى كند. كاو بعد از ان اتفاق سريع به لانه اش كه بر روى يك درخت بزرگ در پاركى كه درب هايش بسته بود فرار مى كند. لانه كاو در نزديكى زندان شهر بلك استون بود. مدير زندان كه خانه اش در نزديكى زندان بود يك خانواده داشت كه كاو هر شب از پنجره به جمع خانوادگى انها نگاه ميكرد.

روزى از زندان سه تبهكار فرار مى كنند و اتفاقات رخ ميدهد. د پى اين اتفاقات كاو دوستان زيادى از دست ميدهد، با دوستان خود مى جنگد و سعى مى كند از قدرتش در برابر قدرت هاى پليد كه از او نيرومند تر هستند استفاده كند و از حقيقت هاى تلخ با خبر شود.

GG 

1182962-ARMlIN

---------------------------------------------------------------------------------

Remaining.png

---------------------------------------------------------------------------------

77f523_26InShot-20260624-002635768.gif

 

 

لینک به دیدگاه
https://forum.arsacia.ir/topic/9603-%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-ferals/#findComment-809224
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

چه تایپک عجیبی 

بعد ۱ سال تازه یکی نظر داده😂

✞࿐𝑌𝑜𝑢 𝑎𝑟𝑒 𝑡𝑒 𝑟𝑒𝑎𝑠𝑜𝑛 𝐼 𝑘𝑒𝑒𝑝 𝑡𝑟𝑦𝑖𝑛𝑔af9528_26217.png

1170262-SaM

𝑌𝑜𝑢 𝑎𝑟𝑒 𝑚𝑦 𝑑𝑟𝑒𝑎𝑚࿐✞

 

لینک به دیدگاه
https://forum.arsacia.ir/topic/9603-%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-ferals/#findComment-809270
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

به به

در قمار دوستی جز راز داری شرط نیست؛

هرکه در میخانه از مستی نزد فریاد، بُرد.

GamBroN

 

  •  
  •  
  •  
لینک به دیدگاه
https://forum.arsacia.ir/topic/9603-%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-ferals/#findComment-809812
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • 3 هفته بعد...

عالی

:My AccounT

9b0a24_25IMG-20250724-135124-466.gif

Icedragon.png

d4b423_25InShot-%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B5

:Brothers

ImYassin.png

Arshiiya.png                                                                

 

لینک به دیدگاه
https://forum.arsacia.ir/topic/9603-%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-ferals/#findComment-842601
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • 1 ماه بعد...

Gg

                                                                                                                   Star shinE✪

لینک به دیدگاه
https://forum.arsacia.ir/topic/9603-%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-ferals/#findComment-891776
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • 3 هفته بعد...
در ۱۳۹۸/۸/۲۴ در 12:35، Horny گفته است:

با سلام.

مى خوام داستان سه گانه رمان Ferals رو براتون توضيح بدم.

داستان از اين قراره كه يه پسر در سن و سال 13 به اسم جك كارميچل ( كه تو داستان "كاو" صداش ميكنند) بى خانمان هست، زمانى كه خردسال بود مادر و پدرش او را تنها گذاشته بودند و او به خاطر اين كار از انها متنفر بود. كاو يه توانايى خاصى داشت، او توانايى حرف زدن و فهميدن سخنان كلاغ ها را داشت و همچنين سه كلاغ وفادار به اسم هاى ميلكى (كلاغ سفيد كه از همه پير تر بود)، اسكريچ (جوان ترين عضو گروه) و گلام (پير ضد حال).

روزى كاو براى پيدا كردن غذا مشغول جست و جو درون زباله ها بود كه سه بى خانمان ديگر به او حمله مى كنند، فردى ناشناس كاو را نجات مى دهد ولى كاو بدون انكه از ان فرد اسم يا دليل نجات دادنش را بپرسد فرار مى كند. كاو بعد از ان اتفاق سريع به لانه اش كه بر روى يك درخت بزرگ در پاركى كه درب هايش بسته بود فرار مى كند. لانه كاو در نزديكى زندان شهر بلك استون بود. مدير زندان كه خانه اش در نزديكى زندان بود يك خانواده داشت كه كاو هر شب از پنجره به جمع خانوادگى انها نگاه ميكرد.

روزى از زندان سه تبهكار فرار مى كنند و اتفاقات رخ ميدهد. د پى اين اتفاقات كاو دوستان زيادى از دست ميدهد، با دوستان خود مى جنگد و سعى مى كند از قدرتش در برابر قدرت هاى پليد كه از او نيرومند تر هستند استفاده كند و از حقيقت هاى تلخ با خبر شود.

این مدیر زندان که شما گفتی کجاس میشه من اینو ببینمش 😂😂

••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••

1110770-Sassanians

••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••

Lohraseb.png

•••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••

Lohraseb.png

••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••

لینک به دیدگاه
https://forum.arsacia.ir/topic/9603-%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-ferals/#findComment-908030
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

برای ارسال دیدگاه یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید

برای اینکه بتوانید دیدگاهی ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید

ایجاد یک حساب کاربری

برای حساب کاربری جدید در سایت ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است!

ثبت نام یک حساب کاربری جدید

ورود به حساب کاربری

دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید

ورود به حساب کاربری
  • کاربران آنلاین در این صفحه   0 کاربر

    • هیچ کاربر عضوی، در حال مشاهده این صفحه نیست.
×
×
  • اضافه کردن...