-
تعداد ارسال ها
1787 -
تاریخ عضویت
-
آخرین بازدید
-
روز های برد
5
نوع محتوا
نمایه ها
تالارهای گفتگو
ثبت نام ها
فروشگاه
وبلاگها
تقویم
تمامی مطالب نوشته شده توسط Shovalieh
-
متن نامه از طرف Shovalieh (Knight):
ای ژنرال پیر، بهتر است زمان بازنشستگی خود را فرا رسیده بدانی و لشکرکشی و تفرقهافکنی را کنار بگذاری؛ چراکه این تیر، که از کمان @KamanDar، یکی از وفادارترین یاران من، رها شده و اکنون بر این میز نشسته است، میتوانست بهجای این میز، در قلب تو نشسته باشد.
ما همواره در راه روزی گام برمیداریم که عدالت همه جا را فرا گیرد؛ یکپارچگی و اتحاد در همهجا حاکم شود؛ ظلم و فساد ریشهکن گردد؛ علم و دانش بیش از هر زمان دیگری شکوفا شود؛ رشد اخلاقی و معنوی در انسانها نمایان گردد؛ فقر و تنگدستی از میان برود؛ امنیت و آرامش بر همهجا سایه افکند؛ و سرانجام، حق بر باطل چیره و عدالت فرمانروا شود.
این آرمان، مقصد ماست
- نمایش دیدگاه های قبلی بیشتر 1
-
ای شوالیه، ای که با زبانِ آرمانها سخن میگویی و تیرِ دیگری را بر میز من میگذاری...
شنیدم. تیرِ کماندارت بر میز نشست، نه در قلب من. و این نه نشانهٔ جوانمردی توست، که اعترافِ ترسِ اوست. اگر @KamanDar راست میگفت، میزد. اما نزد، چون خوب میدانست قلب ژنرال هموسو جای تیرِ معمولی نیست؛ جای کوه است، جای طوفان است، جای کسی که هنوز نفس میکشد.
از بازنشستگی سخن میگویی؟ شیر وقتی پیر میشود، شکار را به مورچگان واگذار نمیکند. تنها منتظر میماند تا شکارها از ترس، خودشان به کامش بیفتند. من نه خستهام، نه فراموش کردهام، نه بازنشسته. من فقط سکوت کردهام تا خائنان از سایه بیرون بیایند.
آرمانهایت زیباست: عدالت، اتحاد، دانش، اخلاق، امنیت. اما اینها با شعار به دست نمیآیند. عدالت بدون قدرت، لال است. اتحاد بدون فرمانده، گلهای بیش نیست. و تو، ای شوالیه، هنوز نفهمیدهای که من همان قدرتی هستم که آرمانهایت را از رؤیا به واقعیت میکشاند — یا اگر بخواهم، آنها را با خاک یکسان میکند.
پس یک بار برای همیشه بشنو:
یا کمانت را بر زمین بگذار و در برابر پرچم من زانو بزن،
یا تیر بعدی را از قلبِ کماندارت بفرست، نه از میز من.
به @KamanDar سلام برسان و بگو:
تیر بعدی را به چشم من نشانه بگیرد... اگر جرئت دارد.
چون من یک عملیات ناتمام دارم.
و آن عملیات، با تو آغاز میشود... یا با نابودیات کامل میشود.
ژنرال هموسو
هنوز ایستاده. هنوز مسلح. هنوز ناتمام.
-
@Hemoso، تو از قدرت، لشکر و عملیات ناتمام سخن گفتی؛ اما هنوز معنای وفاداری را درک نکردهای. من شوالیهام و وفاداری برای من با تغییر شرایط تغییر نمیکند. عهد من با یک نفر بسته شده است؛ نه فقط تا آخرین نفس و آخرین قطره خونم، بلکه فراتر از آن؛ حتی اگر روزی بمیرم، تا زمانی که روح من حیات داشته باشد، این عهد پابرجاست و اجازه نمیدهم آسیبی به او برسد. شاید ندانى چه کسی است و شاید هرگز نشانی از او پیدا نکنی؛ اما او نعمتی است که خداوند در مسیر زندگی من قرار داده و من پاسداری از او را یکی از راههای شکرگزاری در برابر این لطف میدانم. پس به جاسوسانت بگو در پی او نگردند؛ نه راه رسیدن به او را خواهند یافت و نه از جایی که هست آگاه خواهند شد. اگر روزی تصمیم به قیام و رویارویی گرفتی، بدان که ما نیز آماده ایستادگی خواهیم بود؛ اما این بار میدان، میدان سنجش اراده و وفاداری خواهد بود، نه میدان شعار و تهدید. تو میتوانی لشکری گرد آوری؛ من اما عهدی دارم که با هیچ لشکری شکسته نمیشود.
خطاب به @KamanDar:
یاران ما را آماده کن. اگر این پیرمرد راه رویارویی را انتخاب کرد، نیروها باید آماده یک رویارویی بزرگ باشند. نظم را حفظ کنید، از مردم و بیگناهان دوری کنید و تنها در برابر تهدیدی که پیش روی ما قرار میگیرد ایستادگی کنید. ما برای ظلم نمیجنگیم؛ برای حق، عدالت و در راه خدا ایستادهایم. به یاران بگو بیعتم را از آنها برداشتم، هر کسی میخواهد میتواند برود و فقط وفاداران بمانند.
-
همینجوری که شما دستور دادید یاران با وفا رو دارم اماده میکنم که ضربه ی سنگینی به این @Hemoso خبیس بزنم و یک ضربه باور نکردنی وارد میکنم وقتی که یاران رو اماده کردم به شما @Shovalieh خواهم گف و اماده دستور شما هستم که با یارانم به این @Hemoso خبیس وارد کنم
-
کاربران آنلاین در این صفحه 0 کاربر
- هیچ کاربر عضوی، در حال مشاهده این صفحه نیست.
