چالش داستانی ارساکیا | شبی که ارساکیا هیچوقت فراموشش نکرد
سلام به همه رفقا
این بار یه چالش متفاوت داریم که قراره داستانش رو خودمون با هم بسازیم.
موضوع:
یک شب عادی در ارساکیا، اتفاقی عجیب میفته و از اون لحظه به بعد هیچکس نمیدونه چه اتفاقی قراره بیفته. هر نفر باید داستان رو از جایی که نفر قبلی متوقف کرده ادامه بده.
شروع داستان:
ساعت ۳ بامداد بود و همهچیز در ارساکیا عادی به نظر میرسید، تا اینکه ناگهان تمام چراغهای شهر خاموش شد. چند ثانیه بعد، همه بازیکنان یک پیام ناشناس دریافت کردند:
«تا طلوع آفتاب فقط ۶ ساعت فرصت دارید... یکی از شما حقیقت را میداند.»
هیچکس نمیدانست فرستنده چه کسی است و منظورش چیست.
قوانین:
هر نفر فقط ۱ تا ۳ جمله به داستان اضافه کند.
جمله باید ادامه مستقیم کامنت نفر قبلی باشد.
میتوانید شخصیت، مکان یا اتفاق جدیدی وارد داستان کنید.
داستان را تمام نکنید و اجازه بدهید نفر بعدی ادامه دهد.
کامنتهای اسپم و نامرتبط حساب نمیشوند.
بین دو کامنت هر شخص حداقل یک نفر دیگر باید کامنت گذاشته باشد.
جایزه:
آخرین نفری که یک ادامه معتبر برای داستان بنویسد، برنده چالش خواهد بود و یک جایزه نفیس دریافت میکند.
بعد از آخرین کامنت، ۴۸ ساعت فرصت وجود دارد. اگر در این مدت کسی داستان را ادامه ندهد، آخرین نفری که داستان را ادامه داده برنده اعلام میشود.
حالا ببینیم این داستان در نهایت به کجا میرسد.
نکته: ایده اولیه این چالش برگرفته از موضوع کامیاب عزیزه و با کمی تغییر برای فروم ارساکیا آماده شده. @Kamyab