تخته امتیازات
مطالب محبوب
در حال نمایش مطالب دارای بیشترین امتیاز در 03/03/2023 در همه بخش ها
-
Welcome Home My Son https://s2.uupload.ir/files/img_20230303_182420_mo5.jpg10 امتیاز
-
شاید براتون عجیب باشه اما آرساکیا پر از ایستراِگ های جالب هست که قراره یکیشون رو براتون رو کنم. این ایستراگ در ماشین حسابی است که دارای ظاهری ساده و بهدرد نخور اما در عین حال پیچیده و پر رمز و راز که داخل Phone وجود داره. تقسیم عدد بر صفر مطلق تعریف نمیشود؛ اکثر کامپیوترها و ماشینحسابها در تقسیم عددی بر صفر، اجرا را متوقف میکند و یک پیام خطا نشان میدهد. و حالا میخواهیم عملکرد ماشینحساب آرساکیا گیم رو در برابر این تقسیم ببینیم: اول از همه باید یک عدد رو به عنوان مقسوم انتخاب کنیم، روی دکمه "/" کلید کنیم و بعد صفر رو انتخاب کنیم صفر انتخاب نمیشه، برای حل این مشکل قبل از صفر یک منفی قرار بدید بعد از گرفتن جواب پیامی از طرف سرور دریافت میکنید که میگه فیلم: https://uupload.ir/view/bandicam_2023-03-03_11-51-23-870_7ywa.mp4/ تا کشفیات دیگر، بدرود8 امتیاز
-
5 امتیاز
-
سلام خدمت همه عزیزان این مجله با رای و انتخاب شما قرارداده شده و امیدوارم مورد رضایتتون قرار بگیره. شاید یکم طولانی باشه ولی سعی کردم با کمی ادیت خسته کنندگی رو ازش کم کنم و واسه بینندگان و خوانندگانش تجربه بهتری رو القا کنم. توجه: تصاویر ممکن است حاوی صحنه هایی باشد که برای همه مناسب نباشد. بریم واسه شروع: شهرداری بدنام در یکی از دوره ها با تقلب و حیله گری به روی کار آمد. در اولین روز کاری خود کارمندان پیر و زمخت رو با ایراد های بنی اسرایلی اخراج کرد. همه در حال bend down/ و اخراج بودند. به کسی رحم نمیکرد. حتی خاله خودش رو هم اخراج کرد.... شهردار خیلی منحرفی بود > برای کارمندان زن ایجاد مزاحمت میکرد > بهشون miow میکرد یا benddown بکار میبرد. شهردار شروع به استخدام بانوان جوان کرد, آزمون ورودی بر پایه تحصیلات نبود بلکه معیار ایشان اندام ظریف و صورت زیبا بود. از میان همه آنها دختری بنام زلیخا چشم شهردار رو گرفت! شهردار کراش بدی رو زلیخا زده بود. با هر بهانه ای خود را به زلیخا نزدیک میکرد. از او میخاست برایش سرویس صبحانه به دفتر کارش ببرد اون هم با لباس های شیک و مجلسی مورد علاقه شهردار! در یکی از همون روزها زلیخا در اتاق آرشیو شهرداری داشت پرونده هارو مرتب میکرد.. ناگهان جناب شهردار از پشت قفسه ها بیرون اومد و بصورت وحشیانه به او ابراز علاقه کرد! مدتها بعد زلیخا متوجه شد باردار شده خیلی ناراحت بود زلیخا با شکم بالا آمده! همه داستان رو برای مادرش تعریف کرد و مادر آهی از ته دل کشید... و مثله ابر بهاری گریه میکرد. فردای آن روز.. مادر با عصبانیت به شهرداری رفت و آنجا آشوبی بپا کرد و خطاب به شهردار گفت: پس نامووووس چی میششششه؟ای بی نا... نفرین های متعددی رو نصار شهردار نمود و گفت الهی اه من دامن دخترتو بگیره وموقع رفتن یک bieh به او داد. سالها گذشت.. روزی دختر شهردار در حال خرید و تفریح بود. موقع بازگشت.. ماشین او روی ریل قطار خراب شد و یکدفعه با صدای صوت قطار ضربان قلبش بالا رفت و دید قطار با سرعت نور داره بهش نزدیک میشه و درب ماشین طی یک باگ Lock شده بود و باز نمیشد.... بشدت ترسیده بود و تقلا میکرد از ماشین بیرون بیاد! اما دیگر دیر شده بود... عجل دختر فرا رسیده بود! در یک چشم بهم زدن قطار با ماشین برخورد کرد و ماشین به هزاران تکه تبدیل گشت. حمام خون راه افتاده بود... شهردار به سنگ قبر سرد و بی روح دخترش خیره شده بود. ناخوداگاه به یاد حرفای چندسال پیش زنی افتاد که او را نفرین کرد! این چیزی نبود جز حکایت بازی روزگار و چرخ گردون و افتادن قرعه ای بنام سرنوشت تلخ واسه یک بیگناه دیگه... پایان. جمعه 12 اسفندماه 1401 باتشکر از وقتی که واسه مطالعه اولین مجله م گذاشتین. و جا داره یه تشکر کنم از مدل کاراکتر زلیخا: @HarleyQuinn قدم رنجه گذاشتن و نقش ایفا کردن. هلپر مجموعه: @DrDep خارج از نوبت اموزش های کلیدی میدادن. @ArSaCiA @Asir @Beigi @CaD @CaKe @CyberDyne @DeaTShoT @EhtemaL @Elone @FiftyCenT @Flame @Ho3ein84 @Holly @LanskySiegel @M0rphine @Mahdi91 @Markeloff @OmidGH @Ravin @Rony @RoseRain @salih @VisuaL @SeyDiliY @Universe @VioletSiegel @BraveGod @Pokers @3epeR @Jamaica @PedarKhande @AdmBot @AmirMahdi در صورتی که تعداد لایک ها به عدد 50 برسه داستان تایتانیک رو قرار میدم.4 امتیاز
-
به نام خدا باسلام و درود خدمت همهی شما عزیزان?? اومدیم با قسمت دوم کمی خنده امیدوارم خوشتون بیاد. ................................................ رفتم کبابی چلو کبابش شیرین بود! گفتم آقا چرا شیرینه کبابتون؟ گفت پیاز گرونه موز چرخ کردم! ........................................... به یارو گفتن: اگه پلنگ دنبالت کنه چکارمیکنی؟ گفت: میرم بالای درخت. گفتن: اگه اومد بالای درخت چی؟ گفت: میرم سر شاخه درخت. گفتن: اگه اومد سر شاخه چی؟ گفت: والا پلنگ ولم میکنه، ولی تو ولم نمیکنی! ................................................ کی میگه ما مردا احساسات نداریم؟ من خودم هر روز نزدیکای ساعت یک شدیدا احساس گشنگی میکنم شاید باورتون نشه ولی بعدش که ناهارمو خوردم تازه احساس تشنگیه که ول کن نیست! ................................................ یکی از بزرگترین حسرتام مال وقتیه که میری خونهی کسی واسش شیرینی خامهای میبری، بعدش تا آخر مهمونی منتظر میشی بلکه یه تیکشو بیاره با چایی بخوریم ولی نمیاره ................................................ خانمه میره بانک سهامشو رو بگیره، بانکیه میگه: بریزمش به حساب جاریتون؟ خانمه میگه: نه بریز به حساب خودم، جاریم چی کارست این وسط، چقدرم شانس داره تو بانکم هواشو دارن! ................................................ کشتی در حال غرق شدن بود، کاپیتان سراسیمه پرسید: کسی دعا کردن بلده؟ یک نفر با افتخار گفت: من کارم دعا کردنه کاپیتان گفت: پس شما برای خودت دعا کن، ما به بقیه جلیقه نجات میدیم، چون یه جلیقه کم داریم!! ................................................ بَ رَ بَ بَ چیست؟ به معنای برو باباست که ایرانیها در پارهای مواقع با دهن کجی، برای تضعیف روحیه طرف مقابل بکار میبرند!! الان دارید امتحان میکنید؟؟ تبریک میگم شما یک ایرانیه اصیل هستید! ............................................... دیروز رفتم نمایشگاه ماشین یه دونه مازراتی دیدم خیلی خوشم اومد این ماه حقوقمو که بگیرم… یه آژانس میگیرم میرم دوباره میبینمش! ................................................ @Seyedalii @Syd @Jamaica @Guardian @GodWorld @TabahKar @AdmBot @Astroid @Alarm @OddiN @Iliya @JohnnyDepp @ORTEGA @Omid @Piece @HamidCPT .............................................. باتشکر از مطالعه شما?? منتظر نظرات شما عزیزان هستیم! تا مطلبی دیگر و درودی دیگر بدورد!4 امتیاز
-
درخت هرچی پر تر افتاده تره زوره ترسوندنه تو توی مشتای منه ? https://uplod.ir/ttqnw2vy1iym/Amuton.mp4.htm ببینید و لذت ببرید3 امتیاز
-
3 امتیاز
-
• عکس سایز کوچک شما از "اطلاعات کاربری" از طریق کنترل پنل: • عکس سایز کوچک کسی که از او شکایت دارید از "اطلاعات کاربری" از طریق کنترل پنل: • عکس سایز کوچک از "اطلاعات کاربری" از شاهدین از طریق کنترل پنل: ندارم • توضیحات: ایشون موتورش چند وقته میزاره جلو خونم • مدارک (فیلم یا عکس): این 2 تا هم اضاف شد بررسی کنید2 امتیاز
-
لطفاً تحت هیچ شرایطی بحث و جدال نکنید. بنده به طور شخصی جدا از مسائل مدیریتی موافق بودن چالش های جذاب (غیرممکن نه، جذاب و مهیج) برای عزیزانِ دسته Cop موافق هستم. امّا درمورد بودن این باگ، مخالفم! (از اونجایی که خودم Cop بودم عرض کردم). پ.ن: نظر هر کسی شخصی هست، شما میری داخل حوزه انتخاباتی و اسم رئیس جمهور رو یه چیز من در آوردی مینویسی کسی نمیاد بگه چرا اینو نوشتی. بنابراین شما حق دخالت تو رای دیگران نسبت به این موضوع ندارید. چه Cop باشید چه Civilian. لطفاً حق رای رو محفوظ بدونید.2 امتیاز
-
2 امتیاز
-
منظور شما قابلیت بازنگری صحنات رخ داده در گیم است؟ همانند نسخه افلاین که میتوانستیم با استفاده از F1 رخداد های چند ثانیه پیش را مشاهده کنیم! اگر این قابلیت در AGSamp وجود داشته باشد مشکلات اخذ مدرک حل میشود، اتفاقا میخواستم این پیشنهاد رو مطرح کنم.2 امتیاز
-
تو ثروت بده به من ببینم چجوری خوشبختی نمیاره؛ خوشبختی که میاره هیچ، شرف میاره، آبرو میاره، انسانیت میاره، خلاصه پولو ثروت همه چیزه؛ پول نداشته باشی قبرستونم جا نداری. شما با یه لندکروز برو تو یه جمع ببین چجوری تحویلت میگیرن؛ بگ*زیم طرف میگه چی فرمودین؟ حالا با یه ماشین داغون برو پیششون حرفم بزنی میگن چی گ*ز گ*ز کردی? خلاصه حقیقت جامعس.2 امتیاز
-
بزرگترین مصیبت برای یک انسان این است که نه سواد کافی برای حرف زدن داشته باشد نه شعور لازم برای خاموش ماندن…2 امتیاز
-
وقتی خونه ت رو به چند نفرrent میدی،و تو فقط پولتو میگیری و برات مهم نیس که یه دونه سرویس بهداشتی و یدونه اتاق خواب بیشتر نداره . . . نتیجه ش میشه: یه برنامه "دورهمی" فان و مفرح @RoseRain @Rony @CaD @Camera @CaKe @Ho3ein84 @Universe @OmidGH @Holly @Harir @DeatShot @Beigi @Elone . . . .داستان اتاق خواب coming soon.1 امتیاز
-
با سلام به تمامی دوستان سرور آرساکیا چند روز پیش به یکی از دوستان در بازی Requestss/ دادم و پس از اینکه عکس را مشاهده کردم فکری به ذهنم رسید و آن این بود که کمی تغییرات در آن اعمال کنم, امیدوارم خوشتون بیاد: @ArSaCiA1 امتیاز
-
امیدوارم یکمی خنده اومده باشه رو لباتون? تماشای ویدیو تشکر از همکاریه: @Capsule @m0hammad81 @Spicyy1 امتیاز
-
عکس محیط کاربری شما: مجله شما: با سلام خدمت دوستان عزیزم! امروز خدمت شما با داستانی بر اساس واقعیت و رخدادی واقعی هست [هر گونه تشابه اسمی نمونه Mamad یا تشابه زمانی و شخصیتی کاملا اتفاقی بوده] یاسین و عسل دو برادر خواهر [در زندگی واقعی هم خواهر و برادر گفته هستند] در سرور آرساجوس [همون آرساکیا] که مثل یک انسان هستن که اگه از هم جدا باشن مثل یک انسان با یک پا هستن که نمیتون راه و به اسطلاح قلب دوم همدیگن! همینطور که میگم عسل چون که با کسی کاری نداره او سرش تو لاکه خودشه اما چوبه بقیه ارو میخوره ولی اگرم میخوره \شته رفیقاشو خالی نمیزاره و اصن در قضیه رفیقاش ساکت نمیمونه! *طبق گفته های که داشتیم با برادرشون یاسین میگفتن که: عسل مثل فرشته بدونه بال است که وقتی تو روز های سخت و حال بدی هات تنها کسی که کنارته عسل عه. خوب حالا میرسیم به داداشه ماجرا که \شته خواهرشو تو هر شرایطی داره او خالی نمیزاره چون بد خواه زیاد دارن آدمای خوب از زیر دست آدم فروشا در نمیره و متاسفانه آقا یاسن هم بی جواب نمیزاره. *طبق گفته های خود بده یاسین مثله: هیتمنه برا رفیقاش اسم بده جنازه تحویل بگیره است. و در آخر لنگ این خواهر و برادره که امیر عه هست از کنارش ساکت نمیگزریم, امیر بنظره عسل بهترین کس تو زندگیشه و اصن تو این مورد هم شوخی ندارن و بنظره همین زوج خیلی خوب و مناسبی هستن که کامل میکنه خانواده ۳ نفره اشونو. خلاصه این خانواده گنگستر یک خانواده تشکیل میدم به اسم R7 که مجموعه این توضیحاتی که دادم رو کامل میکنه! @Rogers @Damon @Asall تا مجله ای دیگر خدافظ[By MaGRaL] p.n: بنده دکمه p ام در فارسی خرابه و بعضی جاها دلیله مشکل اینه!1 امتیاز
-
1 امتیاز
-
1 امتیاز
-
با کمی تاخیر رسیدممم ? ? ولی خیلی قشنگ بود مرسی برای صبر و حوصله ای که گذاشتی و خسته هم نباشی ?1 امتیاز
-
1 امتیاز
-
جالبه و در عین حال مردم چقدر بیکار شدن که به دنبال این چیزا افتادن ?1 امتیاز
-
• عکس سايز کوچک از "اطلاعات کاربري" از طريق کنترل پنل: • سن واقعي: 17 • اسم واقعي؟ گیسو • در 30 کلمه خود را توصيف کنيد: آروم, موادب, زرنگ • روزانه چقدر بازي مي کنيد؟ 3 ساعت • در چه ساعت هايي بازي مي کنيد؟ 16:00 - 12:00 • چرا شما فکشن قبلي را ترک کرديد: تا R3 رفتم دیگه بیشترش حال نمیداد • براي چه مي خواهيد به اين فکشن بياييد؟ تعریفشو زیاد شنیدم و اکتیویتی اسونی داره • چرا فکر مي کنيد که اين فکشن جاي مناسبي براي شما هست؟ مگه میشه نباشه, هست • روزانه چند بار انجمن را چک مي کنيد؟ 1 بار1 امتیاز
-
- عکس بخش "اطلاعات کاربری" در UCP: - آیا شما مطمئن هستید که می خواهید از اقلیت خارج شوید؟ بله - برای چه از اقلیت استعفاء می دهید؟ عکس رزانه - پیشنهادات و انتقادات خود را راجع به اقلیت و Leader آن بنویسید: خوب1 امتیاز
-
@HaJiGaN درخواست عضویت شما قبول شد. @SoGang درخواست عضویت شما قبول شد. @GreenGold درخواست عضویت شما قبول شد. جهت تست گرفتن با لیدر یا ساب لیدر تماس بگیرید1 امتیاز
-
1 امتیاز
-
حالا ما به ثروت که نرسیدیم ? ولی با حرف شما موافقم، از نظر بنده زمانی که به دنبال پول یا ثروت باشی هیچوقت بهش نمیرسی، از اصلیت های آرساکیا گیم از روز اول این بود که سود و درامد در کمترین اولویت قرار بگیره و همیشه بین کیفیت و سود، کیفیت حرف اولو بزنه. ما میتونستیم مثل خیلی از جا های دیگه از موقعیتی که داریم سوء استفاده کنیم برای مثال Loot Box بفروشیم آیتم های شانسی بفروشیم و بازیکنان رو به سمت این سو استفاده روانشناسی بکشونیم اما هیچوقت این کارو انجام ندادیم و انجام نخواهیم داد. در رابطه با موضوع اصلی تاپیک، به نظرم باید بالانس و توازن حفظ بشه، اما به نظر شخصیم از لحاظ دین و مذهب، مهمترین هدف ازش انسانیت هست که متأسفانه خیلی ها فراموشش میکنن و خودشون رو در جزئیات ادیان گم میکنن بدون اینکه درک کنن جزئیات در واقع قراره بهشون کمک کنه که روی انسانیتشون کار کنن.1 امتیاز
-
به نام خدا باسلام و عرض خسته نباشید خدمت تمامی شما عزیزان داستان تخته سنگ: در زمانهای گذشته، پادشاهی تخته سنگ را در وسط جاده قرار داد و برای این که عکس العمل مردم را ببیند، خودش را در جایی مخفی کرد. بعضی از بازرگانان و ندیمان ثروتمند پادشاه بیتفاوت از کنار تخته سنگ میگذشتند؛ بسیاری هم غر میزدند که این چه شهری است که نظم ندارد؛ حاکم این شهر عجب مردی است و...… با وجود این هیچکس تخته سنگ را از وسط بر نمیداشت. نزدیک غروب، یک مرد روستایی که پشتش بار میوه و سبزیجات بود، نزدیک سنگ شد. بارهایش را زمین گذاشت و با هر زحمتی بود تخته سنگ را از وسط جاده برداشت و آن را کناری قرار داد. ناگهان کیسهای را دید که زیر تخته سنگ قرار داده شده بود. کیسه را باز کرد و داخل آن سکههای طلا و یک یادداشت پیدا کرد. پادشاه در آن یادداشت نوشته بود: 《هر سد و مانعی میتواند یک شانس برای تغییر زندگی انسان باشد.》 ...................................... @Seyedalii @Syd @Jamaica @Astroid @TabahKar @BraveGod @Exit @OddiN @Iliya @Rick @LasTBroke @Alarm @KINGBATMAN و بقیه عزیزان........ ........................................ منتظر نظرات شما هستیم?? باتشکر از مطالعه شما?? تا مطلبی دیگر بدرود!1 امتیاز
-
1 امتیاز
-
بعضی دردا مث چایی میمونن سرد میشن ولی تلخیش از بین نمیره??1 امتیاز
-
ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺍﺯ ﺟﺎﻳﻰ ﺷﺮﻭﻉ ﻣﻴﺸﻪ ﻛﻪ ﺑﻌﻀﻰ ﻭﻗﺘﺎ ﻛﺴﺎﻳﻰ ﺭﻭ ﺗﻮ ﺯﻧﺪﮔﻴﻤﻮﻥ ﺧﺎﺹ ﻣﻴﻜﻨﻴﻢ ﻛﻪ ﺧﻴﻠﻰ ﻋﻤﻮﻣﻰ ﺗﺮ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﺣﺮﻓﺎ ﺗﻮ ﺩﺳﺘﺮﺱ ﺑﻘﻴﻪ ﺑﻮﺩﻥ...!1 امتیاز
-
1 امتیاز
-
1 امتیاز
-
1 امتیاز
-
سلام و عرض ادب خدمت پلیر های زحمت کش ارساکیا گیم. خوب این اولین مجله پوکر نیوزه امیدوارم مارو از حمایت های گرمتون دریغ نکنید! یک روز، یک زن و مرد ماشینشون با هم تصادف بدی می کنه. بـه طوری که خودرو هردوشون بـه شدت اسیب میبینه. ولی هردوشون بطرز معجزه آسایی جان سالم بدر میبرند. وقتی که هر دو از ماشینشون که اکنون تبدیل بـه آهن قراضه شده بیرون میان اون خانم بر میگرده میگه: آه چه جالب شما مرد هستید… ببینید چه بروز ماشینامون اومده! همه ی ي چیز داغان شده ولی ما سلامت هستیم. این باید علامت ای از طرف خدا باشه که اینطوری با هم ملاقات کنیم و… زندگی مشترکی را با صلح و صفا شروع کنیم! مرد با هیجان جواب میده:” بله کاملاً” با شما موافقم این باید نشانه ای از طرف خدا باشه!” بعد اون زن ادامه میده و میگه:” ببین یک معجزه دیگه. اتومبیل من کاملاً” داغان شده ولی این شیشه مشروب سالمه. مطمئنا” خدا خواسته که این شیشه مشروب سالم بمونه تا ما این تصادف مبارک رو جشن بگیریم! بعد زن بطری رو بـه مرد میده. مرد سرش رو بـه نشان تصديق تکان میده و درب بطری رو باز می کنه و نصف شیشه مشروب رو مینوشد. بعد بطری رو برمی گرداند بـه زن. زن درب بطری را می بندد و شیشه رو برمی گردونه بـه مرد. مرده میگه شما نمی نوشید؟! زن در پاسخ می گه:نه. فکر می کنم باید منتظر پلیس باشم..!!!! https://s6.uupload.ir/files/ag-sa-0874_n0d5.jpg و اینگونه بود که مرد هفت جدو آبادشو به فحش کشید تا به زن جماعت اعتماد نکند! تا داستانی دیگر بدرود! با تشکر از @iKamyar @Howard1 امتیاز
-
• عکس سایز کوچک شما از "اطلاعات کاربری" از طریق کنترل پنل: • عکس سایز کوچک کسی که از او شکایت دارید از "اطلاعات کاربری" از طریق کنترل پنل: • عکس سایز کوچک از "اطلاعات کاربری" از شاهدین از طریق کنترل پنل: نیازی نیست • توضیحات: Q/ هنگام Carjack داخل عکس داخل چت مشخصه • مدارک (فیلم یا عکس):0 امتیاز
-
• عکس سایز کوچک شما از "اطلاعات کاربری" از طریق کنترل پنل: • عکس سایز کوچک کسی که از او شکایت دارید از "اطلاعات کاربری" از طریق کنترل پنل: • عکس سایز کوچک از "اطلاعات کاربری" از شاهدین از طریق کنترل پنل: • توضیحات: به نام خدا مثل اینکه این ادمین عزیزمون باید یبار دیگه قوانین عمومی سرور رو مطالعه کنه. تو فیلم من مشخص هست که طرف هم درجه ی تحت تعقیب داره هم AFK میکنه تو هوا و هم از بازی خارج میشه حالا اینکه ایشون میگن حتما باید مدرک بدی که طرف وانتد کیل بوده نمیدونم از کجای قوانین اومده! حتی اگه وانتد کیل نبوده من اومدم برای دستگیریش از بازی خارج شده. • مدارک (فیلم یا عکس): @Meli در گفتگو اضافه شدید.0 امتیاز
-
0 امتیاز
-
️اوضاع طوری شده که شبای جمعه اموات برای شادی مردم ایران فاتحه میخونن.0 امتیاز
این صفحه از تخته امتیازات بر اساس منطقه زمانی تهران/GMT+03:30 می باشد