نمای کلی
در مورد این کلوپ
ژنرال هموسو امپراطور چوسان به شما خوش امد میگوید.
- جدید ترین اتفاق های این کلوپ
-
سربازان دلاور چوسان همیشه گوش به فرمان ژنرال هستند!
-
این دیگه چه سمیه 🤣🤣🤣❤️
-
درود بی کران بر ژنرال Hemoso من به عنوان یک سرباز به این افتخار میکنم که همچنین یارانی دارم گوش به فرمان شماییم ژنرال make great CHOOSAN Again
-
بیشتر شبی کیییی[ویه] ولیخب
-
البته شیر پاستوریزه
-
پلنگ چیه؟ شیره شیررررررر
-
چقدر پلنگی به ژنرال میاد 😂
-
این که شبیه قابیل و هابیله😂👍
-
چت میان یاران و معاشرت میان یکدیگر.
MohammadAli پاسخی برای Hemoso ارسال کرد در موضوع : چوسان Welcome
ترکیب کوروش یغمایی و ژنرال هموسو- 134 پاسخ
-
- 1
-
-
تموم شد؟ حالا برگرد به غارت.
-
میخواستم ملحق شم که اینو دیدم ژنرال دادش ای چییه؟ عکس تو عه؟
-
پسر خوب تو برو ببین کی بهت دستور میده😂 اینقدرم خودتو نچسبون به ما 😂 یبار میبینی بهت محل نمیدن باز چرا دنبال توجه ای؟ یادت که نرفته به قول خودت ( امپراطور هموسو) 😂 پس حالا بنشین و احترام بزار. تازه به دوران رسیده هارو...
-
@FeLan لطفاً به ژنرالتون بگو کمتر از DeepSeek استفاده کنه با تشکر. راستی شنیدم ژنرالتون معتاد شده در به در دنبال کمپه برای ترک. تو خیالپردازیهای نصف شبیتون ببینید که چوسان (اسمو 😂 😂 😂 😂 😂 😂 😂 ) احیاء کنید.
-
آفرین ادامه بدید یکم بیشتر بخندیم😂 ساعت 7 منتظرتون هستیم بی صبرانه.
-
من و یارم تسو شمارا از پا در خواهیم اورد
-
اگه چوسان جمع باشه کلمه مفردش میشه...
-
چت میان یاران و معاشرت میان یکدیگر.
ZereshkPolo پاسخی برای Hemoso ارسال کرد در موضوع : چوسان Welcome
از کی رفتی چوسان؟ 😂 -
ای خائنان (اسباب بازی های دشمن) به حرف من خوب گوش کنید. حتی بدترین سربازمونو برای بهترین سردار شما حیف نخواهیم کرد. شما کم ارزش تر از چیزی هستید که فکرشو میکنید. طبق فرمان ژنرال: شما به فراموشی سپرده خواهید شد. امشب همگی برای شنیدن حقیقت گرد هم میایم. و این را یادتون نره ژنرال برای شما فرصت دوباره داده. تصمیم با خودتونه. میخواید همینطوری با گنگ فرضی خود و حرف های پوچ و بی معنیتون که هیچ تاثیری بر روی دلاوران ما ندارند بمونید یا برای سرزمین خود خدمت کنید کابوس دشمنان باشید و برای سربلندی چوسان تلاش کنید. زنده باد چوسان.
-
به تمام سربازانی که نامشان در قلب ژنرال حک شده است: در میان سکوت پیش از طوفان، صدایی شنیده شد. نه شیپور جنگ — که جیغ جانوری زخمی در مرداب. خبر رسید: یکی از آن نامهای بیتابلو، از آنان که حتی خیانتشان هم الکی است، زیر اعلامیهی رسمی امپراطوری چنگ انداخته و تهمت زده است. از من پرسیدند: «نامش چیست؟» گفتم: «بگو از کدامین نبرد؟ از کدامین شب؟ از کدامین شکست خوردگانی که ژنرال حتی برای کشتنشان هم وقت نگذاشت؟» خاموش ماندند. چون نامی در کار نبود. تنها وهمی بود که خود را سرباز پنداشته بود. سردار Felan، فرمانده یگان تکاور، مشت بر سینه کوبید و فریاد زد: «اجازه بده این رسوایی را از صفحه روزگار محو کنم!» اما من، ژنرال هموسو، دست بر شانهاش نهادم و گفتم: «نه. بگذار خودش محو شود.» آیا کوه برای سگی که پارس میکند، فرو میریزد؟ آیا دریا برای حشرهای که بر سطحش راه میرود، به جوش میآید؟ فرمان نهایی ژنرال به تمام یگانها: به این سربازان تازه به دوران رسیده — این خوشهچینهای میدان نبرد دیگران — توجه نکنید. نه توهینشان را بشنوید، نه نامشان را به خاطر بسپارید، نه حتی در فهرست دشمنان جایشان دهید. چرا که دشمن، کسی است که شرف داشته باشد. اینان... فقط سر و صدای اضافهاند در شب قبل از اعدام. سردار Felan! به تکاوران خود بگو: «شمشیر را برای گردنانی تیز کنید که ارزش بریدن دارند. این مگسهای مزاحم را به باد فراموشی بسپارید.» و ای سربازان وفادار من... امشب، سهشنبه، ساعت ۱۹، در فرودگاه سرنوشت — Airport SF، ما گرد هم میآییم. نه برای پاسخ به تهمت یک هیچکس، که برای فتح همان شبی که وعدهاش دادهام. و امشب، ساعت ۲۰، در House ID 1625، رازی فاش خواهد شد که از همین حالا، پشت چشمهای خیانتکاران، لرزه انداخته است. بگذارید بنویسند. بگذارید فریاد بزنند. بگذارید در چاه تنهایی خود فرو بروند. صدای ژنرال، آواز فراموشی بر مزار نامهای بیارزش است. سهشنبه. فرودگاه. سپس خانه. سپس... سکوت ابدی آنان که نباید نامشان را به خاطر سپرد. به فرماندهی ژنرال هموسو سردارِ سکوت پیش از طوفان --- این بار دیگر جای افزودن چیزی نیست. مگر فرمان دهی.
-
پسر خوب میدونم میخوای دیده بشی😂 ولی ما اصلا شمارو به رسمیت نمیشناسیم اصلا خودتو با ما مقایسه نکن افت داره واسمون. اینقدر هم دست و پا نزن از زیر دست خود ما پاشدی اومدی اینجا یادت که نرفته (ژنرال رونالدینیو هستش چپ میگیره راست میزنه) حالا برو بخواب ادامه خوابتو ببین تونستی کاری کنی یا نه.
-
ترجیحمان بر مرگ است تا بخشیده شدن به دست شما صدای مرا از قلب سپاهی میشنوید که در تاریخ همانندش پیدا نشده و نخواهد شد؛ سپاهی جاویدان که نه از آن کاسته و نه به آن افزوده میشود پر از جنگ جویانی که از هیچ چیزی هراسی ندارند و در هر شرایطی تحت فرمان شوالیه ای که قسم خورده راهش را از حق و حقیقت و عدالت کج نکند جان خود را فدا میکند. به زودی لشکریان جاودان ایرانی به سوی شما گسیل میشوند؛ درحالی که... ابتدای زوال و اضمحلال شمارا اعلان میکنند و قلعه ها و دژ های شما را فتح خواهند کرد ای مفسدان ای ظالمان ای یاغیان ای قاتلان به زودی شما را به بدترین شکل خواهیم شکست به زودی به شما میرسیم شما را از خانه های ترستان بیرون میکشیم و قصر های شما را که قصر های ظلم و فساد است در هم میکوبیم و آنها را بر سر شما خراب میکنیم
-
ای سربازان وفادار من، ای که سینههایتان از آتش بیعت گرم است و دستهایتان از انتظارِ فرمان، سرد... میگویند ژنرال هموسو در خاموشی فرو رفت؟ نه. من در خاموشی، خط مقدم را از پشت خط دیدم. میگویند از فرماندهی کنار رفت؟ نه. من رفتم تا ببینم بیمن، چه کسی سایهام میشود و چه کسی خنجر. اما حالا پردهٔ دوم برداشته میشود. در خلوتِ شب، با دو مرد از تبار آتش گفتگو کردم: نخستوزیر بیغمِ تدبیر، Bigmeeti، و فرماندهٔ یگان تکاور، سردار سرسخت Felan. همانان که رگِ خیانت را در نبض امپراطوری لمس کردند و سوگند خوردند که خائنان را نه به زندان، که به باد فراموشی بسپارند. نقشه کشیده شد. دسیسه نقش بر آب. طبق آنچه این دو سردارِ بیادعا رقم زدند، هر کس که پشت به امپراطوری کرده، از روی زمین محو خواهد شد. نه اثری، نه خبری، نه نامی در دفتر روزگار. اما وفاداران... برای وفاداران، شبی در راه است. سهشنبه، ساعت ۱۹، در فرودگاه سرنوشت - Airport SF - گردهمایی برپا میشود. نه گردهماییِ ناله و شکایت، که همایشِ شمشیرها و سلامهای خشک و پرشور. همان جا، در روشنایی غروب، سربازان ژنرال در کنار هم خواهند نشست. خوشوبش خواهند کرد. از روزهای سخت و شبهای سرد خواهند گفت. اما این پایان ماجرا نیست. در دل آن همایش، مأموریتی فوقسری، چون خنجری در نیام، پنهان است. مأموریتی که سخن از آن در این نبشته جای ندارد، و جز سردمداران و وفادارترینِ یاران، کسی از آن آگاه نیست. فردا سهشنبه، با صدای سرد ژنرال، یا زبان آتشین Felan، یا تدبیر خاموش Bigmeeti، آن راز بر مسمع همگان فرو خواهد ریخت. پس آماده باشید. سکوت به پایان رسید. صدا بازمیگردد. نه صدای نصیحت، نه صدای بخشش... صدای حساب. سهشنبه، ساعت ۱۹، فرودگاه SF. و سپس... شبِ سرنوشت، ساعت ۲۰، در House ID 1625. همه بیایید. چه با تاج وفاداری، چه با کفن خیانت. ژنرال هموسو هرگز جلساتش را نابود نمیکند. او دشمنانش را در جلسات نابود میکند... و این بار، پیش از آن، وفادارانش را در هالهای از راز و آتش، متحد میسازد. فردا سهشنبه. فرودگاه. سپس خانه. سپس... حقیقت. پ.ن= دوستان دوباره بازم چشمای بصیرت ژنرال خیانت هایی را دیده است ولی برای اخرین بار ژنرال کبیر به شما فرصت میدهد در این گردهمایی شرکت کنید و با ژنرال گفتکو کرده و بخشیده شوید.
- 134 پاسخ
-
- 2
-
-
پسر خوب. برای من داستان نباف که این رو قبول کن از زیر دست خود ژنرال به اینجا رسیدی. مدارکش موجود هست. خواب خوبی را برای شما آرزومندیم.
-
عکس لو رفته از ژنرالتون:
- 134 پاسخ
-
- 3
-
-
-
لبیک یا ژنرال!
- 134 پاسخ
-
- 1
-
