رفتن به مطلب
مرورگر پیشنهادی آرساکیا گیم مرورگر های تحت موتور کرومیوم می‌باشد، برای دانلود روی مرورگر انتخابی خود کلیک کنید
Google Chrome Microsoft Edge Ungoogled Chromium Brave Opera GX Opera

ارسال‌های توصیه شده

درود و وقت بخیر

Cervo

مثل روزای قبل با شهردار عزیز @OMlDREZA در حال بازدید از یکی دیگر از اچ کیو های اقلیت بودیم .

که ناگهان Hirad لیدر اقلیت مدیک با شهردار تماس گرفتند .

شهردار گفت : حتما الان میایم .

تلفن که قطع شد سریعا به سمت اچ کیو امدادگران حرکت کردیم .

در راه ازشون پرسیدم چه مشکلی دارند گفت ماشین هاشون قدیمی شدند و خیلی درگیر هستند .

 

 

بخش (1)

رسیدم و Hirad و شهردار خیلی با هم گرم صحبت شدند .

 

234a05_25gallery75.jpg

 

272805_25gallery78.jpg

 

طولی نکشید که یک دفعه یکی از دکتر های معروف به اسم Jumanji که در قدیم ها مکانیک حرفه ای هم بود درگیر با ماشین ها و هلیکوپتر ها بود و داعم در حال فریاد زدن بود و خیلی هم عصبی بود .

بین خودمون بمون ها فک کنم اگه ماهی تابه میزاشتیم رو سرش تخم مرغ میزدیم سرخ میشد از شدت جوش آوردنش😂

سپس با شهردار و لیدر مدیک به سمت Jumanji رفتیم که میگفت داعم : ماشین ها کهنه شدن باید موتور هاشون درست شن خیلی سریع .

 

df4105_25gallery93.jpg

 

2e1f05_25gallery95.jpg

 

و پشت اون سریع به سمت هلیکوپتر رفت و گفت باله ها کند شدن .

 

d5d405_25gallery84.jpg

 

بعد آن یک راننده آمبولانس از راه رسید که یکی از درها پشتی مشکل داشت ولی با اون موضوع توانست یک بیمار را به بیمارستان برساند .

شهردار وقتی او را دید خیلی او را گرم گرفت و به اون گفت : که کار تو ارزش بالایی دارد و حتما یک روزی برای تو درجه ای در نظر خواهد گرفته شد .

 

437d05_25gallery81.jpg

 

بعد آن شهردار سریعا لیدر را کنار کشید و او را دعوا کرد که برای این مورد ها باید زود تر به من اطلاع میدادی . 

 

3ccc05_25gallery100.jpg

 

 مدتی گذشت و شهردار گفت : برویم داخل که برای درست کردن ماشین ها نامه بزنم . 

بخش (2)

به داخل اچ کیو رفتیم و شهردار به دلیل پروازی که داشتند خیلی عجله ای به سمت میز گفتار رفتند .

که لیدر مدیک گفت : یک لحظه صبر کن بیا اینجا بشین یکم از خودتون پذیرایی کنید .

شهردار که گشنش هم بود سریعا نشست کنار لیدر .

 

90b705_25gallery105.jpg

 

874505_25gallery104.jpg

 

 مدتی گذشت که شهردار بلند شد و رفت سمت میز گفتار 

408305_25gallery106.jpg

شهردار گفت : حتما چک که دارم مینویسم رو به بانک سریعا ببر چون شما شغل واقعا پر دردسری دارید .

بعد به لیدر امدادگران گفت : اینجا رو امضا کن . 

2ff405_25gallery109.jpg

در نهایت همه ی امدادگران خوشحال بودند .

 

6d3a05_25gallery108.jpg

 

و درحال جشن گرفتن هالوین بودیم شهردار از همه عذر خواهی کرد و سریعا با تاکسی به سمت فرودگاه LV رفت .

 منم میخواستم برم که گفتن شما خیلی زحمت کشیدین به جشن ما بپیوندید.

یکم گذشت و شب شد .

بخش (3)

در حال سیگار کشیدن بودم که ناگهان صدای فریاد وحشتناک شنیدم .

 

8dca05_25gallery297.jpg

 

بعد من لیدر اقلیت که با خماری اومد بیرون سریع گفت : چه خبر شده چرا صدای فریاد میاد .

 

a46205_25gallery303.jpg

 

خیلی سریع برگشتم سمت اون ور دیوار رو نگاه کردم دیدم یکی از افراد امداد گر به قتل رسیده خیلی ترسیده بودم .

صدای اره برقی که داشت حرکت میکرد واقعا قابل توصیف نبود .

 

 url=https://uploadkon.ir/]4adb05_25gallery301.jpg[/url]

 

خون همه جا رو گرفت بود .

وقتی صدای اره برقی قطع شد به سرعت با لیدر به سمت امدادگر رفتیم .

 

e13d05_25gallery308.jpg

 

اما متاسفانه تموم کرده بود و لیدر قش کرد .

 

e13d05_25gallery308.jpg

 

bc9f05_25gallery305.jpg

 

من لیدر رو آروم کردم به افراد گفتم لیدر رو ببرن داخل و به پلیس خبر دادم .

که نا گهان صدای خنده های شیطانی او را شنیدم .

بار ها و بار ها خندید و فریاد میزد : هالوین مبببباااررررررررررررررکککککککک ها ها ها ها 

رفتم دنبال و قیافه وحشتناک او رو دیدم .

 

2d0e05_25gallery311.jpg

51c005_25gallery312.jpg

e7c305_25gallery313.jpg

 

صدای اره برقیش هنوز تو گوشمه و خیلی میترسم چون هر روز با نامه هایش من رو تهدید میکنه و میگه نفر بعدی تویی .

مراقب خودتون باشید بعضی ها میگن این دلقک یک نفرینه و بخاطر هالوین میاد تا مردم رو به قتل برسونه .

 

پایان 

عکاس و داستان : @Cervo

بازیگران

OmidReza

HiraD

jumanji

REDDANGER

PaSarGod

 

خیلی ممنون از شما عزیزان 

خیلی ممنون از شهردار 

خیلی ممنون از لیدر امدادگران

خیلی ممنون از دوستانی که در مجله بهم کمک کردن

و خیلی ممنون از شمایی که داستان رو خوندین 

خیر پیش 

 

@OMlDREZA @Enter

  • دوست دارم که 5
  • مرسی 3

 1054531-Cervo

𝖗𝖊𝖆𝖑 𝖒𝖆𝖌𝖎𝖈 𝖎𝖘 𝖎𝖓 𝖙𝖍𝖊 𝖍𝖊𝖆𝖗𝖙𝖘 𝖔𝖋 𝖒𝖊𝖓! 

لینک به دیدگاه
https://forum.arsacia.ir/topic/90856-%D8%B4%D8%A8-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%DA%A9%DB%8C/
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

عالی ♥️

Ezraeel.png

Guyande.png

     

      

لینک به دیدگاه
https://forum.arsacia.ir/topic/90856-%D8%B4%D8%A8-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%DA%A9%DB%8C/#findComment-939548
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

بسیار جالب

×In the name of GODS*

ImYassin.png

TheLevi.png
Arshiyas.png

KiMiKaL.png

×The is My Name KiNG RagnaR×

×Am the king×

*ImYassIN*
لینک به دیدگاه
https://forum.arsacia.ir/topic/90856-%D8%B4%D8%A8-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%DA%A9%DB%8C/#findComment-939594
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

6 ساعت قبل، Cervo گفته است:

درود و وقت بخیر

Cervo

مثل روزای قبل با شهردار عزیز @OMlDREZA در حال بازدید از یکی دیگر از اچ کیو های اقلیت بودیم .

که ناگهان Hirad لیدر اقلیت مدیک با شهردار تماس گرفتند .

شهردار گفت : حتما الان میایم .

تلفن که قطع شد سریعا به سمت اچ کیو امدادگران حرکت کردیم .

در راه ازشون پرسیدم چه مشکلی دارند گفت ماشین هاشون قدیمی شدند و خیلی درگیر هستند .

 

 

بخش (1)

رسیدم و Hirad و شهردار خیلی با هم گرم صحبت شدند .

 

234a05_25gallery75.jpg

 

272805_25gallery78.jpg

 

طولی نکشید که یک دفعه یکی از دکتر های معروف به اسم Jumanji که در قدیم ها مکانیک حرفه ای هم بود درگیر با ماشین ها و هلیکوپتر ها بود و داعم در حال فریاد زدن بود و خیلی هم عصبی بود .

بین خودمون بمون ها فک کنم اگه ماهی تابه میزاشتیم رو سرش تخم مرغ میزدیم سرخ میشد از شدت جوش آوردنش😂

سپس با شهردار و لیدر مدیک به سمت Jumanji رفتیم که میگفت داعم : ماشین ها کهنه شدن باید موتور هاشون درست شن خیلی سریع .

 

df4105_25gallery93.jpg

 

2e1f05_25gallery95.jpg

 

و پشت اون سریع به سمت هلیکوپتر رفت و گفت باله ها کند شدن .

 

d5d405_25gallery84.jpg

 

بعد آن یک راننده آمبولانس از راه رسید که یکی از درها پشتی مشکل داشت ولی با اون موضوع توانست یک بیمار را به بیمارستان برساند .

شهردار وقتی او را دید خیلی او را گرم گرفت و به اون گفت : که کار تو ارزش بالایی دارد و حتما یک روزی برای تو درجه ای در نظر خواهد گرفته شد .

 

437d05_25gallery81.jpg

 

بعد آن شهردار سریعا لیدر را کنار کشید و او را دعوا کرد که برای این مورد ها باید زود تر به من اطلاع میدادی . 

 

3ccc05_25gallery100.jpg

 

 مدتی گذشت و شهردار گفت : برویم داخل که برای درست کردن ماشین ها نامه بزنم . 

بخش (2)

به داخل اچ کیو رفتیم و شهردار به دلیل پروازی که داشتند خیلی عجله ای به سمت میز گفتار رفتند .

که لیدر مدیک گفت : یک لحظه صبر کن بیا اینجا بشین یکم از خودتون پذیرایی کنید .

شهردار که گشنش هم بود سریعا نشست کنار لیدر .

 

90b705_25gallery105.jpg

 

874505_25gallery104.jpg

 

 مدتی گذشت که شهردار بلند شد و رفت سمت میز گفتار 

408305_25gallery106.jpg

شهردار گفت : حتما چک که دارم مینویسم رو به بانک سریعا ببر چون شما شغل واقعا پر دردسری دارید .

بعد به لیدر امدادگران گفت : اینجا رو امضا کن . 

2ff405_25gallery109.jpg

در نهایت همه ی امدادگران خوشحال بودند .

 

6d3a05_25gallery108.jpg

 

و درحال جشن گرفتن هالوین بودیم شهردار از همه عذر خواهی کرد و سریعا با تاکسی به سمت فرودگاه LV رفت .

 منم میخواستم برم که گفتن شما خیلی زحمت کشیدین به جشن ما بپیوندید.

یکم گذشت و شب شد .

بخش (3)

در حال سیگار کشیدن بودم که ناگهان صدای فریاد وحشتناک شنیدم .

 

8dca05_25gallery297.jpg

 

بعد من لیدر اقلیت که با خماری اومد بیرون سریع گفت : چه خبر شده چرا صدای فریاد میاد .

 

a46205_25gallery303.jpg

 

خیلی سریع برگشتم سمت اون ور دیوار رو نگاه کردم دیدم یکی از افراد امداد گر به قتل رسیده خیلی ترسیده بودم .

صدای اره برقی که داشت حرکت میکرد واقعا قابل توصیف نبود .

 

 url=https://uploadkon.ir/]4adb05_25gallery301.jpg[/url]

 

خون همه جا رو گرفت بود .

وقتی صدای اره برقی قطع شد به سرعت با لیدر به سمت امدادگر رفتیم .

 

e13d05_25gallery308.jpg

 

اما متاسفانه تموم کرده بود و لیدر قش کرد .

 

e13d05_25gallery308.jpg

 

bc9f05_25gallery305.jpg

 

من لیدر رو آروم کردم به افراد گفتم لیدر رو ببرن داخل و به پلیس خبر دادم .

که نا گهان صدای خنده های شیطانی او را شنیدم .

بار ها و بار ها خندید و فریاد میزد : هالوین مبببباااررررررررررررررکککککککک ها ها ها ها 

رفتم دنبال و قیافه وحشتناک او رو دیدم .

 

2d0e05_25gallery311.jpg

51c005_25gallery312.jpg

e7c305_25gallery313.jpg

 

صدای اره برقیش هنوز تو گوشمه و خیلی میترسم چون هر روز با نامه هایش من رو تهدید میکنه و میگه نفر بعدی تویی .

مراقب خودتون باشید بعضی ها میگن این دلقک یک نفرینه و بخاطر هالوین میاد تا مردم رو به قتل برسونه .

 

پایان 

عکاس و داستان : @Cervo

بازیگران

OmidReza

HiraD

jumanji

REDDANGER

PaSarGod

 

خیلی ممنون از شما عزیزان 

خیلی ممنون از شهردار 

خیلی ممنون از لیدر امدادگران

خیلی ممنون از دوستانی که در مجله بهم کمک کردن

و خیلی ممنون از شمایی که داستان رو خوندین 

خیر پیش 

 

@OMlDREZA @Enter

عالی ، خسته نباشی

Roddy.png

RiginaL.png

 

 

 

لینک به دیدگاه
https://forum.arsacia.ir/topic/90856-%D8%B4%D8%A8-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%DA%A9%DB%8C/#findComment-939595
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

12 ساعت قبل، Cervo گفته است:

درود و وقت بخیر

Cervo

مثل روزای قبل با شهردار عزیز @OMlDREZA در حال بازدید از یکی دیگر از اچ کیو های اقلیت بودیم .

که ناگهان Hirad لیدر اقلیت مدیک با شهردار تماس گرفتند .

شهردار گفت : حتما الان میایم .

تلفن که قطع شد سریعا به سمت اچ کیو امدادگران حرکت کردیم .

در راه ازشون پرسیدم چه مشکلی دارند گفت ماشین هاشون قدیمی شدند و خیلی درگیر هستند .

 

 

بخش (1)

رسیدم و Hirad و شهردار خیلی با هم گرم صحبت شدند .

 

234a05_25gallery75.jpg

 

272805_25gallery78.jpg

 

طولی نکشید که یک دفعه یکی از دکتر های معروف به اسم Jumanji که در قدیم ها مکانیک حرفه ای هم بود درگیر با ماشین ها و هلیکوپتر ها بود و داعم در حال فریاد زدن بود و خیلی هم عصبی بود .

بین خودمون بمون ها فک کنم اگه ماهی تابه میزاشتیم رو سرش تخم مرغ میزدیم سرخ میشد از شدت جوش آوردنش😂

سپس با شهردار و لیدر مدیک به سمت Jumanji رفتیم که میگفت داعم : ماشین ها کهنه شدن باید موتور هاشون درست شن خیلی سریع .

 

df4105_25gallery93.jpg

 

2e1f05_25gallery95.jpg

 

و پشت اون سریع به سمت هلیکوپتر رفت و گفت باله ها کند شدن .

 

d5d405_25gallery84.jpg

 

بعد آن یک راننده آمبولانس از راه رسید که یکی از درها پشتی مشکل داشت ولی با اون موضوع توانست یک بیمار را به بیمارستان برساند .

شهردار وقتی او را دید خیلی او را گرم گرفت و به اون گفت : که کار تو ارزش بالایی دارد و حتما یک روزی برای تو درجه ای در نظر خواهد گرفته شد .

 

437d05_25gallery81.jpg

 

بعد آن شهردار سریعا لیدر را کنار کشید و او را دعوا کرد که برای این مورد ها باید زود تر به من اطلاع میدادی . 

 

3ccc05_25gallery100.jpg

 

 مدتی گذشت و شهردار گفت : برویم داخل که برای درست کردن ماشین ها نامه بزنم . 

بخش (2)

به داخل اچ کیو رفتیم و شهردار به دلیل پروازی که داشتند خیلی عجله ای به سمت میز گفتار رفتند .

که لیدر مدیک گفت : یک لحظه صبر کن بیا اینجا بشین یکم از خودتون پذیرایی کنید .

شهردار که گشنش هم بود سریعا نشست کنار لیدر .

 

90b705_25gallery105.jpg

 

874505_25gallery104.jpg

 

 مدتی گذشت که شهردار بلند شد و رفت سمت میز گفتار 

408305_25gallery106.jpg

شهردار گفت : حتما چک که دارم مینویسم رو به بانک سریعا ببر چون شما شغل واقعا پر دردسری دارید .

بعد به لیدر امدادگران گفت : اینجا رو امضا کن . 

2ff405_25gallery109.jpg

در نهایت همه ی امدادگران خوشحال بودند .

 

6d3a05_25gallery108.jpg

 

و درحال جشن گرفتن هالوین بودیم شهردار از همه عذر خواهی کرد و سریعا با تاکسی به سمت فرودگاه LV رفت .

 منم میخواستم برم که گفتن شما خیلی زحمت کشیدین به جشن ما بپیوندید.

یکم گذشت و شب شد .

بخش (3)

در حال سیگار کشیدن بودم که ناگهان صدای فریاد وحشتناک شنیدم .

 

8dca05_25gallery297.jpg

 

بعد من لیدر اقلیت که با خماری اومد بیرون سریع گفت : چه خبر شده چرا صدای فریاد میاد .

 

a46205_25gallery303.jpg

 

خیلی سریع برگشتم سمت اون ور دیوار رو نگاه کردم دیدم یکی از افراد امداد گر به قتل رسیده خیلی ترسیده بودم .

صدای اره برقی که داشت حرکت میکرد واقعا قابل توصیف نبود .

 

 url=https://uploadkon.ir/]4adb05_25gallery301.jpg[/url]

 

خون همه جا رو گرفت بود .

وقتی صدای اره برقی قطع شد به سرعت با لیدر به سمت امدادگر رفتیم .

 

e13d05_25gallery308.jpg

 

اما متاسفانه تموم کرده بود و لیدر قش کرد .

 

e13d05_25gallery308.jpg

 

bc9f05_25gallery305.jpg

 

من لیدر رو آروم کردم به افراد گفتم لیدر رو ببرن داخل و به پلیس خبر دادم .

که نا گهان صدای خنده های شیطانی او را شنیدم .

بار ها و بار ها خندید و فریاد میزد : هالوین مبببباااررررررررررررررکککککککک ها ها ها ها 

رفتم دنبال و قیافه وحشتناک او رو دیدم .

 

2d0e05_25gallery311.jpg

51c005_25gallery312.jpg

e7c305_25gallery313.jpg

 

صدای اره برقیش هنوز تو گوشمه و خیلی میترسم چون هر روز با نامه هایش من رو تهدید میکنه و میگه نفر بعدی تویی .

مراقب خودتون باشید بعضی ها میگن این دلقک یک نفرینه و بخاطر هالوین میاد تا مردم رو به قتل برسونه .

 

پایان 

عکاس و داستان : @Cervo

بازیگران

OmidReza

HiraD

jumanji

REDDANGER

PaSarGod

 

خیلی ممنون از شما عزیزان 

خیلی ممنون از شهردار 

خیلی ممنون از لیدر امدادگران

خیلی ممنون از دوستانی که در مجله بهم کمک کردن

و خیلی ممنون از شمایی که داستان رو خوندین 

خیر پیش 

 

@OMlDREZA @Enter

عالیه

Kouroxh.png

ViRGiNiA.png

لینک به دیدگاه
https://forum.arsacia.ir/topic/90856-%D8%B4%D8%A8-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%DA%A9%DB%8C/#findComment-939979
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

در ۱۴۰۴/۸/۱۵ در 01:55، GeRDaB گفته است:

عالی ♥️

 

در ۱۴۰۴/۸/۱۵ در 08:15، ImYassIN گفته است:

بسیار جالب

 

در ۱۴۰۴/۸/۱۵ در 08:24، HajTaha گفته است:

عالی ، خسته نباشی

 

در ۱۴۰۴/۸/۱۵ در 08:45، GodAboL گفته است:

عالیه. 

 

در ۱۴۰۴/۸/۱۵ در 13:16، Goudret گفته است:

عالی

 

در ۱۴۰۴/۸/۱۵ در 14:24، shabihkhon گفته است:

عالیه

چاکر همتونم ❤️

 1054531-Cervo

𝖗𝖊𝖆𝖑 𝖒𝖆𝖌𝖎𝖈 𝖎𝖘 𝖎𝖓 𝖙𝖍𝖊 𝖍𝖊𝖆𝖗𝖙𝖘 𝖔𝖋 𝖒𝖊𝖓! 

لینک به دیدگاه
https://forum.arsacia.ir/topic/90856-%D8%B4%D8%A8-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%DA%A9%DB%8C/#findComment-942417
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

واقعا شاهکار خلق کردی

My account:

AminAgha.png

 

:acigar:

Paydar

Ta

PayeDar

[PK]

لینک به دیدگاه
https://forum.arsacia.ir/topic/90856-%D8%B4%D8%A8-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%DA%A9%DB%8C/#findComment-942428
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

خسته نباشی❤️

 

  • سر من از نالهٔ من دور نیست
  • لیک چشم و گوش را آن نور نیست                       

                            مولانا                       

 

My Accunt 

RoDaKi

1241302-Niggers

2d12-cb2e-InShot-20260420-223306397.png

لینک به دیدگاه
https://forum.arsacia.ir/topic/90856-%D8%B4%D8%A8-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%DA%A9%DB%8C/#findComment-945137
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

عالی بود خسته نباشید.

9fbe31_25IMG-%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B5%DB

My account  

Banderi

 

 

You are not what has happened to you

you are what you choose to become
تو اون چیزی که برات اتفاق افتاده نیستی
اون‌ چیزی هستی که انتخاب می‌ کنی باشی
لینک به دیدگاه
https://forum.arsacia.ir/topic/90856-%D8%B4%D8%A8-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%DA%A9%DB%8C/#findComment-945149
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

در ۱۴۰۴/۸/۱۷ در 15:34، AminAgha گفته است:

واقعا شاهکار خلق کردی

عزیزی 

در ۱۴۰۴/۸/۱۸ در 15:01، TheAmin1 گفته است:

 عالی پسر

❤️

در ۱۴۰۴/۸/۲۰ در 00:00، Saraj گفته است:

عالی

❤️

 

در ۱۴۰۴/۸/۲۰ در 00:08، RoDaKi گفته است:

خسته نباشی❤️

مرسی 

 

در ۱۴۰۴/۸/۲۰ در 00:15، BANDERI گفته است:

عالی بود خسته نباشید.

❤️تشکر 

 

در ۱۴۰۴/۸/۲۲ در 03:14، TheAizen گفته است:

بسیار عالی و مفید 

ممنون 

 1054531-Cervo

𝖗𝖊𝖆𝖑 𝖒𝖆𝖌𝖎𝖈 𝖎𝖘 𝖎𝖓 𝖙𝖍𝖊 𝖍𝖊𝖆𝖗𝖙𝖘 𝖔𝖋 𝖒𝖊𝖓! 

لینک به دیدگاه
https://forum.arsacia.ir/topic/90856-%D8%B4%D8%A8-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%DA%A9%DB%8C/#findComment-950545
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

برای ارسال دیدگاه یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید

برای اینکه بتوانید دیدگاهی ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید

ایجاد یک حساب کاربری

برای حساب کاربری جدید در سایت ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است!

ثبت نام یک حساب کاربری جدید

ورود به حساب کاربری

دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید

ورود به حساب کاربری
  • کاربران آنلاین در این صفحه   0 کاربر

    • هیچ کاربر عضوی، در حال مشاهده این صفحه نیست.
×
×
  • اضافه کردن...