رفتن به مطلب
مرورگر پیشنهادی آرساکیا گیم مرورگر های تحت موتور کرومیوم می‌باشد، برای دانلود روی مرورگر انتخابی خود کلیک کنید
Google Chrome Microsoft Edge Ungoogled Chromium Brave Opera GX Opera

ارسال‌های توصیه شده

نام کاربری:
Flight.png

 

در میان هیاهوی شهر، گاهی کافی است لحظه‌ای توقف کنیم، قلم و میکروفون را زمین بگذاریم و برای یک‌بار هم که شده تبلیغات شما را منتشر نکنیم! سیگاری روشن کنیم و از منظره شهری که هر روز شاهد هزاران اتفاقات عجیب (که عادی شده) هستیم لذت ببریم.
مثلاً همین چراغ راهنمایی که سبز و قرمزش برای هیچ کسی اهمیت ندارد!
اون برج های آسمان خراشی که بمب اتم هم برایشان شوخیست حتی خش روی ساختمان نمیفتد چه برسه به اینکه با خاک یکسان شود!
از رانندگی های غیرقابل پیش بینی مردم تا تردد بیش از حد کامیون باری در شهر!
حتی ماشین خودم که یک روز در و کاپوتش رنگ شده به نظر می‌رسد و یک روز بی رنگ!


e0f528_26gallery119.jpg

در حالی که سیگار بر لب داشتم فکر میکردم ناگهان یک Primo مشکی اومد و در کنارم پارک کرد.

f81928_26gallery122.jpg

بهش نگاه کردم و با خودم گفتم: خدای من کدوم پخمه ای این ماشینو تو آرساکیا میخره، حتی سیگار کشیدنمون هم آرامش نداره!
اما همین که از ماشین پیاده شد شناختمش و گفتم: اگه میخوای مرموز و ناشناس باشی حداقل یه ماشین خز مثل
Infernus یا Sultan بگیر کسی توجهش بهت جلب نشه این اسباب بازی چیه گرفتی اونم با این رینگ! (این دوستمون کلا ناشناسه و دوست نداره اسمی هم ازش ببرم)
با تعجب به من نگاه کرد و منو شناخت و گفت:
Flight تویی! حالت چطوره؟
گفتم: ممنون! این کلاگیسه یا کاشت مو کردی!


888628_26gallery125.jpg

پس از سلام و احوالپرسی ازم پرسید که اینجا داری چیکار می‌کنی به چی داشتی فکر میکردی، آخه خشکت زده بود!
گفتم: داشتم به بدیهی ترین مواردی فکر میکردم که در اینجا رعایت نمیشه یا وجود نداره.
گفت: چی مثلا؟
منم فکر کردمو گفتم: اممممم مثلا یه سری حیوانات مثل سگ و گربه یا سطحی ترین چیزا مثل بادکنک!
با ملایمت و اعتماد به نفس خندید و گفت: حق داری اما بادکنک در آرساکیا وجود دارد!
گفتم: بازم شروع کردی! اگه میگفتی
AG:Samp PC منتشر میشه شاید باور میکردم ولی بادکنک امکان نداره!
گفت: پس بریم تا نشونت بدم صبر کن برم این سوپری و بیام تا بریم!
به سمت جایی که دوستم ادعا می‌کنه بادکنک وجود داره رفتیم.

404d28_26gallery126.jpg

در طی مسیر استرس گرفته بودم که یعنی واقعا بادکنک هست چرا ما ندیدیم! همین لحظه فکری به سرم زد و گفتم از این موضوع یک مجله بسازم بلکه واقعیت داشت...
وسط اتوبان بودیم و در پوست خود نمی‌گنجیدم که یهو به دوستم گفتم همینجا وایستا!


81e828_26gallery128.jpg
7dc728_26gallery127.jpg

دوستم گفت: چی شده ترسوندی منو؟!!
از ماشین پیاده شدم و با سیس خبرنگاری کنار ماشین وایسادم.

4c7528_26gallery130.jpg

سلام و درود خدمت شما خوانندگان عزیز من
Flight هستم و باعث افتخاره که با یک مجله دیگه در خدمتتون باشم.
خوانندگان عزیز، مثل همیشه تبلیغات شما پذیرفته میشود اما این ساعت تبلیغاتتون رو کنار بگذارید و با من در این مجله همراه باشید چون موضوع مجله ما راجب وجود بادکنک در آرساکیاست!

مطمئنا این دوستمون که کنارم سیس گرفته رو نمی‌شناسید اما من اونو خیلی خوب میشناسم و میدونم که چقدر کارش درسته!

0afa28_26gallery132.jpg

این مرد همونیه که دوچرخه های رایگان و صلواتی به صورت قاچاق به شهر عرضه کرد و باعث بهره مندی مردمان بی خانمان و مهاجر از وسیله نقلیه شد.
اگه به خاطر ندارید توصیه میکنم ابتدا این مجله رو بخونید و سپس برای ادامه داستان به اینجا برگردید:


عکس های گم شده از مجله قاچاقچی مکار یا ناجی:
db9128_26photo-2026-08-28-21-05-48.jpg


این آقا ادعا می‌کنه که بادکنک در آرساکیا وجود داره، ما میخوایم صحت این ادعا رو در قالب این مجله بررسی کنیم پس با ما همراه باشید.

مادامی که شما مجله قاچاقچی مکار یا ناجی رو میخوندید ما پس از طی نیم ساعت به بیابان خسته کننده شهر LV رسیدیم، در حالی که از کنار شرکت نفت می‌رفتیم بهش گفتم اینجا
Infernus هم پیدا نمیشه چه برسه به بادکنک!
بهم گفت: صبور باش.

b67628_26gallery134.jpg


به نظر میاد که رسیده بودیم چون کنار یک کافه پرحاشیه پارک کرد.

adbe28_26gallery133.jpg

پیاده شد و به سمت پل راه آهن رفت و ازم خواست که باهاش همراه بشم.

81c928_26gallery135.jpg

رفتم پیشش و گفتم: خب الان اینجا چیکار داریم اومدی بادکنک نشون بدی یا منتظری قطار بیاد و لهمون کنه!

c88028_26gallery136.jpg


چیزی نگفت و ساعتش رو نگاه کرد!


88b628_26gallery138.jpg

گفتم: موضوع چیه چرا ساعتت رو نگاه می‌کنی؟
سرش رو بالا گرفت و گفت: ساعت فیکسه (xx:00) و الاناس که پیداشون بشه.
گفتم: چیا پیداشون بشه؟
ناگهان با هیجان و صدای بلند گفت: اوناهاش داره میاد!!!

2a3228_26gallery142.jpg

منم نگاه کردم و با خونسردی و ناامیدی گفتم: مرد حسابی اینا متواری های زندانن و تو این تایم با این ماشین فرار میکنن البته اگه بتونن. تو اینو نمیدونستی بعد میخوای بهم بادکنک نشون بدی؟
با عجله گفت: حرف نزن بیا اینور پل و خوب تماشا کن!

3f1928_26gallery143.jpg

4bdf28_26gallery149.jpg

985c28_26gallery151.jpg

با تندی گفتم: خب که چی؟ اینا زندانی های بی دست و پا اکثر اوقات با این ماشین چپ می‌کنن!

a61128_26gallery153.jpg

در حالی که حرف میزدم به نردبان تکیه داده بود و دود میکرد تا اینکه یکی از اون سیس های مسخره اش رو گرفت، من هم با قیافه ای اخمو و متعجب داشتم بهش نگاه میکردم.
ناگهان با دستش اشاره کرد و با اعتماد به نفس گفت:

859e28_26gallery155.jpg

نوچ نوچ هیچ قصوری از طرف دست در کار نیست!
ایییین هماااان بادکنک هست که میگفتم!
گفتم: کدوم بادکنک؟!
گفت: همینی که الان ترکید.
گفتم: اون ماشین زندانی رو میگی؟
گفت: آره، به گندگی و شکل و شمایلش نگاه نکن شاید ظاهر با ابهت و نظامیی داشته باشد اما با بادکنک هیچ فرقی ندارد!
با عصبانیت به سمتش رفتم و یقه‌ش رو گرفتم و گفتم: منو مسخره کردی؟ فکر کردی من تشنه تهیه مجله‌م! مگه پذیرش تبلیغات دیگران چی از مجله کم داره؟

c27628_26gallery161.jpg

گفت: چیکار داری میکنی چرا اینقدر گندش می‌کنی خب دارم راست میگم مگه نمی‌بینی! در کمترین ناهمواری، ماشین نامتعادل و منحرف میشه و چپ میکنه انگار که جاذبه براش معنی نداره، درست مثل بادکنک! با اصابت چند تیر اسلحه آنی منفجر میشه درست مثل بادکنک!

نفس عمیق کشیدم و یقه‌ش رو ول کردم کمی فاصله گرفتم و گفتم: توضیح بده.
دوباره سیس مسخرش رو گرفت که توضیح بده که ناگهان داد زدم نگاه کن! پشت سرت!

a40f28_26gallery158.jpg

d40528_26gallery156.jpg

7b7528_26gallery157.jpg

گفت: دیدی گفتم! دیدی چه راحت چپ کرد و منفجر شد!
در حالی که مات و مبهوت به ماشین زل زده بودم گفتم: آره تا حالا عمیق بهش فکر نکردم چرا این ماشینا اینطورین؟
گفت: اون دوچرخه ها رو قاچاق میکردم داخل شهر خاطرت هست؟ گفتم آره حتی ازش مجله ساختم.
گفت: خدا رو شکر پس می‌دونی که آخرش من دوباره با اون مامور مرزبانی مواجه شدم و می‌خواست منو دست گیر کنه!

72ae28_26photo-2026-08-28-21-34-12.jpg

گفتم: آره اما دیگه نمیدونم اونجا چیکار کردی؟
گفت: بهش گفتم بیا یه معامله ای بکنیم.
اون مامور هم گفت: چه معامله ای؟


9a7c28_26photo-2026-08-28-21-55-57.jpg


این قاچاقچی هم گفت: زندانی هایت وقتی فرار می‌کنن به ماشین های مختلفی دسترسی دارن و میتونن با دوستاشون هماهنگ کنن و با اونا فرار کنن اما من از اون سر دنیا براتون بادکنک میارم و که در سیستم تعلیق ماشین
Patriot  نصب می‌کنید و کمی بادش می‌دید و تعدادی ازش رو می‌ذارید بیرون حیاط زندان تا فراری ها با دیدن ظاهر بزرگ و با ابهتش ماشین های دیگه رو فراموش کنن و با خیال راحت سوارش بشن و بعدش با کمترین ناهمواری چپ کنن اینطوری مامور هاتون با خیال راحت بدون نیاز به نگرانی از بابت وسیله نقلیه متواری، دستگیرش میکنن همچنین لای بدنه هم قرار میدیم تا اگه چپ هم نکردن مامورا یه خشاب تیر به ماشین بزنن تا زندانیا بوووم برن هوا! در عوض منم آزاد میرم پی کارم انگار که دوچرخه ها رو خدا فرستاده زمین، مامور هم قبول کرد.

گفتم: پس بگو چرا چند سالیه متواری ها فقط با این ماشین فرار میکنن چون یادمه قبلنا با ماشینای دیگه ای فرار می‌کردن!
گفت: همینطوره، میتونی بری همین ماشینی که الان منفجر شده رو از نزدیک بادکنکی که زیربندیش نصب شده ببینی.
من هم دوان دوان و با هیجان رفتم که نگاه کنم.

d01128_26AG-SA-0753.jpg

برگشتم بگم که کو اینجا که اثری از بادکنک نیست کجا جا گذاشتینش!

8a3728_26gallery168.jpg

اما دیدم غیب شده و مثل آب رفته زیر زمین!


7cbe28_26photo-2026-08-28-22-04-27.jpg

خوانندگان عزیز خوشحالم که تا اینجا همراه من بودید.
به نظر میاد که مستقیم یا غیرمستقیم بادکنک در آرساکیا وجود دارد.
این یارو هم که یهو غیبش زد خیلی کارا از دستش برمیاد حس میکنم تو علت تاخیر در انتشار
AG:Samp هم دست داره!
اما چیزی که مهم تره اینه که به حقیقت استفاده از
Patriot (ماشین های زندان) پی بردیم و چه سیاست های دیگه ای که ممکنه این مرد توش دست داشته باشه!
لازم به ذکر هست که چند سال پیش که بعضی از شما خوانندگان نبودید، زندانی های فراری از ماشین های مختلف و دلبخواهی برای فرار استفاده میکردند.

تا مجله ای دیگر بدرود.

ویرایش شده توسط Nine
  • دوست دارم که 4
  • مرسی 3

𝑳𝒐𝒔𝒕 𝒊𝒏 𝑳𝒖𝒔𝒕

af8225_25b9421-2e1f02-24image0-2-2-2-2-1

Flight.png

 

Sohal.png

لینک به دیدگاه
https://forum.arsacia.ir/topic/133688-%D8%A8%D8%A7%D8%AF%DA%A9%D9%86%DA%A9-%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%D8%B1%D8%B3%D8%A7%DA%A9%DB%8C%D8%A7-%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%AF-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF/
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

جالب بود خسته نباشید

:acigar:

QolBeR.png

QolBeR

            ✼  ҉      جایی که برادر به برادر نکند رحم! بیگانه برای تو برادر شدنی نیست.     ҉    ✼    

👑

d166442_Picsart_24-02-23_19-23-32-796.jp

 

لینک به دیدگاه
https://forum.arsacia.ir/topic/133688-%D8%A8%D8%A7%D8%AF%DA%A9%D9%86%DA%A9-%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%D8%B1%D8%B3%D8%A7%DA%A9%DB%8C%D8%A7-%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%AF-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF/#findComment-1382551
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

عالی آقا، درجه ۱. 3>

لینک به دیدگاه
https://forum.arsacia.ir/topic/133688-%D8%A8%D8%A7%D8%AF%DA%A9%D9%86%DA%A9-%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%D8%B1%D8%B3%D8%A7%DA%A9%DB%8C%D8%A7-%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%AF-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF/#findComment-1382559
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

شاهکار کردی پسر 

خسته نباشید واقعا❤️

 

ePiRuS

 

 Hustle in silence , let success make the noise

 • • F1]rst Friends] • • 

 

لینک به دیدگاه
https://forum.arsacia.ir/topic/133688-%D8%A8%D8%A7%D8%AF%DA%A9%D9%86%DA%A9-%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%D8%B1%D8%B3%D8%A7%DA%A9%DB%8C%D8%A7-%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%AF-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF/#findComment-1382611
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

عاشق این خلاقیت ممبرای نیوز ریپورتر ام 

 

واقعا زحمت و انرژی که صرف مجله ها میشه در مقایسه با اون جایزه ناچیزش نمیصرفه معلومه از رو عشق و علاقه انجام میدین این کارارو

خلاصه خیلی خوبین شماها 😂♥️

ویرایش شده توسط Limu

YoHana.png

TeCa.png

ᴍʏ ᴅᴀʙᴇ ᴅᴜQ :

TeliCa.png

114127_26InShot-20260724-085349013.gif

لینک به دیدگاه
https://forum.arsacia.ir/topic/133688-%D8%A8%D8%A7%D8%AF%DA%A9%D9%86%DA%A9-%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%D8%B1%D8%B3%D8%A7%DA%A9%DB%8C%D8%A7-%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%AF-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF/#findComment-1382615
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

عالی بود عالی.

خسته نباشی

0b2c08_26file-00000000b3f081f5885ad9030474d508_26344043d8880e0ee2a8900e079edb0591284120-ItzRealTeRoL

لینک به دیدگاه
https://forum.arsacia.ir/topic/133688-%D8%A8%D8%A7%D8%AF%DA%A9%D9%86%DA%A9-%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%D8%B1%D8%B3%D8%A7%DA%A9%DB%8C%D8%A7-%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%AF-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF/#findComment-1382642
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

عالی بود دستت درد نکنه 💝🙂

My Account

1233458-GiIas

My Baby 💝

1237981-Nalengi

e12f31_2665703f2933970.gif

لینک به دیدگاه
https://forum.arsacia.ir/topic/133688-%D8%A8%D8%A7%D8%AF%DA%A9%D9%86%DA%A9-%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%D8%B1%D8%B3%D8%A7%DA%A9%DB%8C%D8%A7-%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%AF-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF/#findComment-1382647
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

طولانی بود ولی ارزش وقت گذاشتن داشت 

یک مجله خلاقانه و با سنخیت👌

  • دوست دارم که 1

LusT.png

لینک به دیدگاه
https://forum.arsacia.ir/topic/133688-%D8%A8%D8%A7%D8%AF%DA%A9%D9%86%DA%A9-%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%D8%B1%D8%B3%D8%A7%DA%A9%DB%8C%D8%A7-%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%AF-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF/#findComment-1382660
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

عالی و خلاقانه بود👏❣️

1275140-golbanafsh

golbanafsh.png

لینک به دیدگاه
https://forum.arsacia.ir/topic/133688-%D8%A8%D8%A7%D8%AF%DA%A9%D9%86%DA%A9-%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%D8%B1%D8%B3%D8%A7%DA%A9%DB%8C%D8%A7-%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%AF-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF/#findComment-1382663
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

2 ساعت قبل، Nine گفته است:

نام کاربری:
Flight.png

 

در میان هیاهوی شهر، گاهی کافی است لحظه‌ای توقف کنیم، قلم و میکروفون را زمین بگذاریم و برای یک‌بار هم که شده تبلیغات شما را منتشر نکنیم! سیگاری روشن کنیم و از منظره شهری که هر روز شاهد هزاران اتفاقات عجیب (که عادی شده) هستیم لذت ببریم.
مثلاً همین چراغ راهنمایی که سبز و قرمزش برای هیچ کسی اهمیت ندارد!
اون برج های آسمان خراشی که بمب اتم هم برایشان شوخیست حتی خش روی ساختمان نمیفتد چه برسه به اینکه با خاک یکسان شود!
از رانندگی های غیرقابل پیش بینی مردم تا تردد بیش از حد کامیون باری در شهر!
حتی ماشین خودم که یک روز در و کاپوتش رنگ شده به نظر می‌رسد و یک روز بی رنگ!


e0f528_26gallery119.jpg

در حالی که سیگار بر لب داشتم فکر میکردم ناگهان یک Primo مشکی اومد و در کنارم پارک کرد.

f81928_26gallery122.jpg

بهش نگاه کردم و با خودم گفتم: خدای من کدوم پخمه ای این ماشینو تو آرساکیا میخره، حتی سیگار کشیدنمون هم آرامش نداره!
اما همین که از ماشین پیاده شد شناختمش و گفتم: اگه میخوای مرموز و ناشناس باشی حداقل یه ماشین خز مثل
Infernus یا Sultan بگیر کسی توجهش بهت جلب نشه این اسباب بازی چیه گرفتی اونم با این رینگ! (این دوستمون کلا ناشناسه و دوست نداره اسمی هم ازش ببرم)
با تعجب به من نگاه کرد و منو شناخت و گفت:
Flight تویی! حالت چطوره؟
گفتم: ممنون! این کلاگیسه یا کاشت مو کردی!


888628_26gallery125.jpg

پس از سلام و احوالپرسی ازم پرسید که اینجا داری چیکار می‌کنی به چی داشتی فکر میکردی، آخه خشکت زده بود!
گفتم: داشتم به بدیهی ترین مواردی فکر میکردم که در اینجا رعایت نمیشه یا وجود نداره.
گفت: چی مثلا؟
منم فکر کردمو گفتم: اممممم مثلا یه سری حیوانات مثل سگ و گربه یا سطحی ترین چیزا مثل بادکنک!
با ملایمت و اعتماد به نفس خندید و گفت: حق داری اما بادکنک در آرساکیا وجود دارد!
گفتم: بازم شروع کردی! اگه میگفتی
AG:Samp PC منتشر میشه شاید باور میکردم ولی بادکنک امکان نداره!
گفت: پس بریم تا نشونت بدم صبر کن برم این سوپری و بیام تا بریم!
به سمت جایی که دوستم ادعا می‌کنه بادکنک وجود داره رفتیم.

404d28_26gallery126.jpg

در طی مسیر استرس گرفته بودم که یعنی واقعا بادکنک هست چرا ما ندیدیم! همین لحظه فکری به سرم زد و گفتم از این موضوع یک مجله بسازم بلکه واقعیت داشت...
وسط اتوبان بودیم و در پوست خود نمی‌گنجیدم که یهو به دوستم گفتم همینجا وایستا!


81e828_26gallery128.jpg
7dc728_26gallery127.jpg

دوستم گفت: چی شده ترسوندی منو؟!!
از ماشین پیاده شدم و با سیس خبرنگاری کنار ماشین وایسادم.

4c7528_26gallery130.jpg

سلام و درود خدمت شما خوانندگان عزیز من
Flight هستم و باعث افتخاره که با یک مجله دیگه در خدمتتون باشم.
خوانندگان عزیز، مثل همیشه تبلیغات شما پذیرفته میشود اما این ساعت تبلیغاتتون رو کنار بگذارید و با من در این مجله همراه باشید چون موضوع مجله ما راجب وجود بادکنک در آرساکیاست!

مطمئنا این دوستمون که کنارم سیس گرفته رو نمی‌شناسید اما من اونو خیلی خوب میشناسم و میدونم که چقدر کارش درسته!

0afa28_26gallery132.jpg

این مرد همونیه که دوچرخه های رایگان و صلواتی به صورت قاچاق به شهر عرضه کرد و باعث بهره مندی مردمان بی خانمان و مهاجر از وسیله نقلیه شد.
اگه به خاطر ندارید توصیه میکنم ابتدا این مجله رو بخونید و سپس برای ادامه داستان به اینجا برگردید:


عکس های گم شده از مجله قاچاقچی مکار یا ناجی:
db9128_26photo-2026-08-28-21-05-48.jpg


این آقا ادعا می‌کنه که بادکنک در آرساکیا وجود داره، ما میخوایم صحت این ادعا رو در قالب این مجله بررسی کنیم پس با ما همراه باشید.

مادامی که شما مجله قاچاقچی مکار یا ناجی رو میخوندید ما پس از طی نیم ساعت به بیابان خسته کننده شهر LV رسیدیم، در حالی که از کنار شرکت نفت می‌رفتیم بهش گفتم اینجا
Infernus هم پیدا نمیشه چه برسه به بادکنک!
بهم گفت: صبور باش.

b67628_26gallery134.jpg


به نظر میاد که رسیده بودیم چون کنار یک کافه پرحاشیه پارک کرد.

adbe28_26gallery133.jpg

پیاده شد و به سمت پل راه آهن رفت و ازم خواست که باهاش همراه بشم.

81c928_26gallery135.jpg

رفتم پیشش و گفتم: خب الان اینجا چیکار داریم اومدی بادکنک نشون بدی یا منتظری قطار بیاد و لهمون کنه!

c88028_26gallery136.jpg


چیزی نگفت و ساعتش رو نگاه کرد!


88b628_26gallery138.jpg

گفتم: موضوع چیه چرا ساعتت رو نگاه می‌کنی؟
سرش رو بالا گرفت و گفت: ساعت فیکسه (xx:00) و الاناس که پیداشون بشه.
گفتم: چیا پیداشون بشه؟
ناگهان با هیجان و صدای بلند گفت: اوناهاش داره میاد!!!

2a3228_26gallery142.jpg

منم نگاه کردم و با خونسردی و ناامیدی گفتم: مرد حسابی اینا متواری های زندانن و تو این تایم با این ماشین فرار میکنن البته اگه بتونن. تو اینو نمیدونستی بعد میخوای بهم بادکنک نشون بدی؟
با عجله گفت: حرف نزن بیا اینور پل و خوب تماشا کن!

3f1928_26gallery143.jpg

4bdf28_26gallery149.jpg

985c28_26gallery151.jpg

با تندی گفتم: خب که چی؟ اینا زندانی های بی دست و پا اکثر اوقات با این ماشین چپ می‌کنن!

a61128_26gallery153.jpg

در حالی که حرف میزدم به نردبان تکیه داده بود و دود میکرد تا اینکه یکی از اون سیس های مسخره اش رو گرفت، من هم با قیافه ای اخمو و متعجب داشتم بهش نگاه میکردم.
ناگهان با دستش اشاره کرد و با اعتماد به نفس گفت:

859e28_26gallery155.jpg

نوچ نوچ هیچ قصوری از طرف دست در کار نیست!
ایییین هماااان بادکنک هست که میگفتم!
گفتم: کدوم بادکنک؟!
گفت: همینی که الان ترکید.
گفتم: اون ماشین زندانی رو میگی؟
گفت: آره، به گندگی و شکل و شمایلش نگاه نکن شاید ظاهر با ابهت و نظامیی داشته باشد اما با بادکنک هیچ فرقی ندارد!
با عصبانیت به سمتش رفتم و یقه‌ش رو گرفتم و گفتم: منو مسخره کردی؟ فکر کردی من تشنه تهیه مجله‌م! مگه پذیرش تبلیغات دیگران چی از مجله کم داره؟

c27628_26gallery161.jpg

گفت: چیکار داری میکنی چرا اینقدر گندش می‌کنی خب دارم راست میگم مگه نمی‌بینی! در کمترین ناهمواری، ماشین نامتعادل و منحرف میشه و چپ میکنه انگار که جاذبه براش معنی نداره، درست مثل بادکنک! با اصابت چند تیر اسلحه آنی منفجر میشه درست مثل بادکنک!

نفس عمیق کشیدم و یقه‌ش رو ول کردم کمی فاصله گرفتم و گفتم: توضیح بده.
دوباره سیس مسخرش رو گرفت که توضیح بده که ناگهان داد زدم نگاه کن! پشت سرت!

a40f28_26gallery158.jpg

d40528_26gallery156.jpg

7b7528_26gallery157.jpg

گفت: دیدی گفتم! دیدی چه راحت چپ کرد و منفجر شد!
در حالی که مات و مبهوت به ماشین زل زده بودم گفتم: آره تا حالا عمیق بهش فکر نکردم چرا این ماشینا اینطورین؟
گفت: اون دوچرخه ها رو قاچاق میکردم داخل شهر خاطرت هست؟ گفتم آره حتی ازش مجله ساختم.
گفت: خدا رو شکر پس می‌دونی که آخرش من دوباره با اون مامور مرزبانی مواجه شدم و می‌خواست منو دست گیر کنه!

72ae28_26photo-2026-08-28-21-34-12.jpg

گفتم: آره اما دیگه نمیدونم اونجا چیکار کردی؟
گفت: بهش گفتم بیا یه معامله ای بکنیم.
اون مامور هم گفت: چه معامله ای؟


9a7c28_26photo-2026-08-28-21-55-57.jpg


این قاچاقچی هم گفت: زندانی هایت وقتی فرار می‌کنن به ماشین های مختلفی دسترسی دارن و میتونن با دوستاشون هماهنگ کنن و با اونا فرار کنن اما من از اون سر دنیا براتون بادکنک میارم و که در سیستم تعلیق ماشین
Patriot  نصب می‌کنید و کمی بادش می‌دید و تعدادی ازش رو می‌ذارید بیرون حیاط زندان تا فراری ها با دیدن ظاهر بزرگ و با ابهتش ماشین های دیگه رو فراموش کنن و با خیال راحت سوارش بشن و بعدش با کمترین ناهمواری چپ کنن اینطوری مامور هاتون با خیال راحت بدون نیاز به نگرانی از بابت وسیله نقلیه متواری، دستگیرش میکنن همچنین لای بدنه هم قرار میدیم تا اگه چپ هم نکردن مامورا یه خشاب تیر به ماشین بزنن تا زندانیا بوووم برن هوا! در عوض منم آزاد میرم پی کارم انگار که دوچرخه ها رو خدا فرستاده زمین، مامور هم قبول کرد.

گفتم: پس بگو چرا چند سالیه متواری ها فقط با این ماشین فرار میکنن چون یادمه قبلنا با ماشینای دیگه ای فرار می‌کردن!
گفت: همینطوره، میتونی بری همین ماشینی که الان منفجر شده رو از نزدیک بادکنکی که زیربندیش نصب شده ببینی.
من هم دوان دوان و با هیجان رفتم که نگاه کنم.

d01128_26AG-SA-0753.jpg

برگشتم بگم که کو اینجا که اثری از بادکنک نیست کجا جا گذاشتینش!

8a3728_26gallery168.jpg

اما دیدم غیب شده و مثل آب رفته زیر زمین!


7cbe28_26photo-2026-08-28-22-04-27.jpg

خوانندگان عزیز خوشحالم که تا اینجا همراه من بودید.
به نظر میاد که مستقیم یا غیرمستقیم بادکنک در آرساکیا وجود دارد.
این یارو هم که یهو غیبش زد خیلی کارا از دستش برمیاد حس میکنم تو علت تاخیر در انتشار
AG:Samp هم دست داره!
اما چیزی که مهم تره اینه که به حقیقت استفاده از
Patriot (ماشین های زندان) پی بردیم و چه سیاست های دیگه ای که ممکنه این مرد توش دست داشته باشه!
لازم به ذکر هست که چند سال پیش که بعضی از شما خوانندگان نبودید، زندانی های فراری از ماشین های مختلف و دلبخواهی برای فرار استفاده میکردند.

تا مجله ای دیگر بدرود.

King work

̥̟͚̟̥̟͚̥̟̤̣̥̤̥̤̥̤̥̤̬̥̟͚̟̥̟͚̥̟̤̣̪̺̬̭̪̺̯̮̥̟͚̟̥̟͚̥̟̤̣̻͍̻͍̻̬̥̟͚̟̥̟͚̥̟̤̣̬̭̬̬̬͚̥̥̟͚̟̥̟͚̥̟̤̣̬̭̬̬̬͚̥̬̭̬̬̬͚̥̟͚̟̥̟͚̥̟̤̣̥̟͚̟̥̟͚̥̟̤̣̩̻͍̩̻̫̥̟͚̟̥̟͚̥̟̤̣      𝖇𝖑𝖔𝖔𝖉 𝖋𝖔𝖗 𝖇𝖑𝖔𝖔𝖉 

                                          dcaf26_26309832.png

 

 

 

       ᭄Dancing in the ruins of my own expectations᭄

لینک به دیدگاه
https://forum.arsacia.ir/topic/133688-%D8%A8%D8%A7%D8%AF%DA%A9%D9%86%DA%A9-%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%D8%B1%D8%B3%D8%A7%DA%A9%DB%8C%D8%A7-%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%AF-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF/#findComment-1382741
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

عالی بود ماشاالله به این حوصله دس خوش 👏👏

 

 

188e09_25IMG-20251108-135130.jpg

df0709_25022d08-25InShot-20251108-235247

 

لینک به دیدگاه
https://forum.arsacia.ir/topic/133688-%D8%A8%D8%A7%D8%AF%DA%A9%D9%86%DA%A9-%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%D8%B1%D8%B3%D8%A7%DA%A9%DB%8C%D8%A7-%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%AF-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF/#findComment-1382802
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

5 ساعت قبل، Nine گفته است:

نام کاربری:
Flight.png

 

در میان هیاهوی شهر، گاهی کافی است لحظه‌ای توقف کنیم، قلم و میکروفون را زمین بگذاریم و برای یک‌بار هم که شده تبلیغات شما را منتشر نکنیم! سیگاری روشن کنیم و از منظره شهری که هر روز شاهد هزاران اتفاقات عجیب (که عادی شده) هستیم لذت ببریم.
مثلاً همین چراغ راهنمایی که سبز و قرمزش برای هیچ کسی اهمیت ندارد!
اون برج های آسمان خراشی که بمب اتم هم برایشان شوخیست حتی خش روی ساختمان نمیفتد چه برسه به اینکه با خاک یکسان شود!
از رانندگی های غیرقابل پیش بینی مردم تا تردد بیش از حد کامیون باری در شهر!
حتی ماشین خودم که یک روز در و کاپوتش رنگ شده به نظر می‌رسد و یک روز بی رنگ!


e0f528_26gallery119.jpg

در حالی که سیگار بر لب داشتم فکر میکردم ناگهان یک Primo مشکی اومد و در کنارم پارک کرد.

f81928_26gallery122.jpg

بهش نگاه کردم و با خودم گفتم: خدای من کدوم پخمه ای این ماشینو تو آرساکیا میخره، حتی سیگار کشیدنمون هم آرامش نداره!
اما همین که از ماشین پیاده شد شناختمش و گفتم: اگه میخوای مرموز و ناشناس باشی حداقل یه ماشین خز مثل
Infernus یا Sultan بگیر کسی توجهش بهت جلب نشه این اسباب بازی چیه گرفتی اونم با این رینگ! (این دوستمون کلا ناشناسه و دوست نداره اسمی هم ازش ببرم)
با تعجب به من نگاه کرد و منو شناخت و گفت:
Flight تویی! حالت چطوره؟
گفتم: ممنون! این کلاگیسه یا کاشت مو کردی!


888628_26gallery125.jpg

پس از سلام و احوالپرسی ازم پرسید که اینجا داری چیکار می‌کنی به چی داشتی فکر میکردی، آخه خشکت زده بود!
گفتم: داشتم به بدیهی ترین مواردی فکر میکردم که در اینجا رعایت نمیشه یا وجود نداره.
گفت: چی مثلا؟
منم فکر کردمو گفتم: اممممم مثلا یه سری حیوانات مثل سگ و گربه یا سطحی ترین چیزا مثل بادکنک!
با ملایمت و اعتماد به نفس خندید و گفت: حق داری اما بادکنک در آرساکیا وجود دارد!
گفتم: بازم شروع کردی! اگه میگفتی
AG:Samp PC منتشر میشه شاید باور میکردم ولی بادکنک امکان نداره!
گفت: پس بریم تا نشونت بدم صبر کن برم این سوپری و بیام تا بریم!
به سمت جایی که دوستم ادعا می‌کنه بادکنک وجود داره رفتیم.

404d28_26gallery126.jpg

در طی مسیر استرس گرفته بودم که یعنی واقعا بادکنک هست چرا ما ندیدیم! همین لحظه فکری به سرم زد و گفتم از این موضوع یک مجله بسازم بلکه واقعیت داشت...
وسط اتوبان بودیم و در پوست خود نمی‌گنجیدم که یهو به دوستم گفتم همینجا وایستا!


81e828_26gallery128.jpg
7dc728_26gallery127.jpg

دوستم گفت: چی شده ترسوندی منو؟!!
از ماشین پیاده شدم و با سیس خبرنگاری کنار ماشین وایسادم.

4c7528_26gallery130.jpg

سلام و درود خدمت شما خوانندگان عزیز من
Flight هستم و باعث افتخاره که با یک مجله دیگه در خدمتتون باشم.
خوانندگان عزیز، مثل همیشه تبلیغات شما پذیرفته میشود اما این ساعت تبلیغاتتون رو کنار بگذارید و با من در این مجله همراه باشید چون موضوع مجله ما راجب وجود بادکنک در آرساکیاست!

مطمئنا این دوستمون که کنارم سیس گرفته رو نمی‌شناسید اما من اونو خیلی خوب میشناسم و میدونم که چقدر کارش درسته!

0afa28_26gallery132.jpg

این مرد همونیه که دوچرخه های رایگان و صلواتی به صورت قاچاق به شهر عرضه کرد و باعث بهره مندی مردمان بی خانمان و مهاجر از وسیله نقلیه شد.
اگه به خاطر ندارید توصیه میکنم ابتدا این مجله رو بخونید و سپس برای ادامه داستان به اینجا برگردید:


عکس های گم شده از مجله قاچاقچی مکار یا ناجی:
db9128_26photo-2026-08-28-21-05-48.jpg


این آقا ادعا می‌کنه که بادکنک در آرساکیا وجود داره، ما میخوایم صحت این ادعا رو در قالب این مجله بررسی کنیم پس با ما همراه باشید.

مادامی که شما مجله قاچاقچی مکار یا ناجی رو میخوندید ما پس از طی نیم ساعت به بیابان خسته کننده شهر LV رسیدیم، در حالی که از کنار شرکت نفت می‌رفتیم بهش گفتم اینجا
Infernus هم پیدا نمیشه چه برسه به بادکنک!
بهم گفت: صبور باش.

b67628_26gallery134.jpg


به نظر میاد که رسیده بودیم چون کنار یک کافه پرحاشیه پارک کرد.

adbe28_26gallery133.jpg

پیاده شد و به سمت پل راه آهن رفت و ازم خواست که باهاش همراه بشم.

81c928_26gallery135.jpg

رفتم پیشش و گفتم: خب الان اینجا چیکار داریم اومدی بادکنک نشون بدی یا منتظری قطار بیاد و لهمون کنه!

c88028_26gallery136.jpg


چیزی نگفت و ساعتش رو نگاه کرد!


88b628_26gallery138.jpg

گفتم: موضوع چیه چرا ساعتت رو نگاه می‌کنی؟
سرش رو بالا گرفت و گفت: ساعت فیکسه (xx:00) و الاناس که پیداشون بشه.
گفتم: چیا پیداشون بشه؟
ناگهان با هیجان و صدای بلند گفت: اوناهاش داره میاد!!!

2a3228_26gallery142.jpg

منم نگاه کردم و با خونسردی و ناامیدی گفتم: مرد حسابی اینا متواری های زندانن و تو این تایم با این ماشین فرار میکنن البته اگه بتونن. تو اینو نمیدونستی بعد میخوای بهم بادکنک نشون بدی؟
با عجله گفت: حرف نزن بیا اینور پل و خوب تماشا کن!

3f1928_26gallery143.jpg

4bdf28_26gallery149.jpg

985c28_26gallery151.jpg

با تندی گفتم: خب که چی؟ اینا زندانی های بی دست و پا اکثر اوقات با این ماشین چپ می‌کنن!

a61128_26gallery153.jpg

در حالی که حرف میزدم به نردبان تکیه داده بود و دود میکرد تا اینکه یکی از اون سیس های مسخره اش رو گرفت، من هم با قیافه ای اخمو و متعجب داشتم بهش نگاه میکردم.
ناگهان با دستش اشاره کرد و با اعتماد به نفس گفت:

859e28_26gallery155.jpg

نوچ نوچ هیچ قصوری از طرف دست در کار نیست!
ایییین هماااان بادکنک هست که میگفتم!
گفتم: کدوم بادکنک؟!
گفت: همینی که الان ترکید.
گفتم: اون ماشین زندانی رو میگی؟
گفت: آره، به گندگی و شکل و شمایلش نگاه نکن شاید ظاهر با ابهت و نظامیی داشته باشد اما با بادکنک هیچ فرقی ندارد!
با عصبانیت به سمتش رفتم و یقه‌ش رو گرفتم و گفتم: منو مسخره کردی؟ فکر کردی من تشنه تهیه مجله‌م! مگه پذیرش تبلیغات دیگران چی از مجله کم داره؟

c27628_26gallery161.jpg

گفت: چیکار داری میکنی چرا اینقدر گندش می‌کنی خب دارم راست میگم مگه نمی‌بینی! در کمترین ناهمواری، ماشین نامتعادل و منحرف میشه و چپ میکنه انگار که جاذبه براش معنی نداره، درست مثل بادکنک! با اصابت چند تیر اسلحه آنی منفجر میشه درست مثل بادکنک!

نفس عمیق کشیدم و یقه‌ش رو ول کردم کمی فاصله گرفتم و گفتم: توضیح بده.
دوباره سیس مسخرش رو گرفت که توضیح بده که ناگهان داد زدم نگاه کن! پشت سرت!

a40f28_26gallery158.jpg

d40528_26gallery156.jpg

7b7528_26gallery157.jpg

گفت: دیدی گفتم! دیدی چه راحت چپ کرد و منفجر شد!
در حالی که مات و مبهوت به ماشین زل زده بودم گفتم: آره تا حالا عمیق بهش فکر نکردم چرا این ماشینا اینطورین؟
گفت: اون دوچرخه ها رو قاچاق میکردم داخل شهر خاطرت هست؟ گفتم آره حتی ازش مجله ساختم.
گفت: خدا رو شکر پس می‌دونی که آخرش من دوباره با اون مامور مرزبانی مواجه شدم و می‌خواست منو دست گیر کنه!

72ae28_26photo-2026-08-28-21-34-12.jpg

گفتم: آره اما دیگه نمیدونم اونجا چیکار کردی؟
گفت: بهش گفتم بیا یه معامله ای بکنیم.
اون مامور هم گفت: چه معامله ای؟


9a7c28_26photo-2026-08-28-21-55-57.jpg


این قاچاقچی هم گفت: زندانی هایت وقتی فرار می‌کنن به ماشین های مختلفی دسترسی دارن و میتونن با دوستاشون هماهنگ کنن و با اونا فرار کنن اما من از اون سر دنیا براتون بادکنک میارم و که در سیستم تعلیق ماشین
Patriot  نصب می‌کنید و کمی بادش می‌دید و تعدادی ازش رو می‌ذارید بیرون حیاط زندان تا فراری ها با دیدن ظاهر بزرگ و با ابهتش ماشین های دیگه رو فراموش کنن و با خیال راحت سوارش بشن و بعدش با کمترین ناهمواری چپ کنن اینطوری مامور هاتون با خیال راحت بدون نیاز به نگرانی از بابت وسیله نقلیه متواری، دستگیرش میکنن همچنین لای بدنه هم قرار میدیم تا اگه چپ هم نکردن مامورا یه خشاب تیر به ماشین بزنن تا زندانیا بوووم برن هوا! در عوض منم آزاد میرم پی کارم انگار که دوچرخه ها رو خدا فرستاده زمین، مامور هم قبول کرد.

گفتم: پس بگو چرا چند سالیه متواری ها فقط با این ماشین فرار میکنن چون یادمه قبلنا با ماشینای دیگه ای فرار می‌کردن!
گفت: همینطوره، میتونی بری همین ماشینی که الان منفجر شده رو از نزدیک بادکنکی که زیربندیش نصب شده ببینی.
من هم دوان دوان و با هیجان رفتم که نگاه کنم.

d01128_26AG-SA-0753.jpg

برگشتم بگم که کو اینجا که اثری از بادکنک نیست کجا جا گذاشتینش!

8a3728_26gallery168.jpg

اما دیدم غیب شده و مثل آب رفته زیر زمین!


7cbe28_26photo-2026-08-28-22-04-27.jpg

خوانندگان عزیز خوشحالم که تا اینجا همراه من بودید.
به نظر میاد که مستقیم یا غیرمستقیم بادکنک در آرساکیا وجود دارد.
این یارو هم که یهو غیبش زد خیلی کارا از دستش برمیاد حس میکنم تو علت تاخیر در انتشار
AG:Samp هم دست داره!
اما چیزی که مهم تره اینه که به حقیقت استفاده از
Patriot (ماشین های زندان) پی بردیم و چه سیاست های دیگه ای که ممکنه این مرد توش دست داشته باشه!
لازم به ذکر هست که چند سال پیش که بعضی از شما خوانندگان نبودید، زندانی های فراری از ماشین های مختلف و دلبخواهی برای فرار استفاده میکردند.

تا مجله ای دیگر بدرود.

عالی بود شیر

ترکوندی با این مجلاتت شیر بازکات

1320571-Bameri

بــآمِــری

لینک به دیدگاه
https://forum.arsacia.ir/topic/133688-%D8%A8%D8%A7%D8%AF%DA%A9%D9%86%DA%A9-%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%D8%B1%D8%B3%D8%A7%DA%A9%DB%8C%D8%A7-%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%AF-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF/#findComment-1382949
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

دست خوش واقعا لذت بخش بود👏🌹

My' account 

zypher.png

لینک به دیدگاه
https://forum.arsacia.ir/topic/133688-%D8%A8%D8%A7%D8%AF%DA%A9%D9%86%DA%A9-%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%D8%B1%D8%B3%D8%A7%DA%A9%DB%8C%D8%A7-%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%AF-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF/#findComment-1383479
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

Great GG

 

460731_2635f626-26asaop.gif 

 

                           1120873-Iamborghini

 

460731_2635f626-26asaop.gif

لینک به دیدگاه
https://forum.arsacia.ir/topic/133688-%D8%A8%D8%A7%D8%AF%DA%A9%D9%86%DA%A9-%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%D8%B1%D8%B3%D8%A7%DA%A9%DB%8C%D8%A7-%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%AF-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF/#findComment-1383489
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

17 ساعت قبل، Nine گفته است:

نام کاربری:
Flight.png

 

در میان هیاهوی شهر، گاهی کافی است لحظه‌ای توقف کنیم، قلم و میکروفون را زمین بگذاریم و برای یک‌بار هم که شده تبلیغات شما را منتشر نکنیم! سیگاری روشن کنیم و از منظره شهری که هر روز شاهد هزاران اتفاقات عجیب (که عادی شده) هستیم لذت ببریم.
مثلاً همین چراغ راهنمایی که سبز و قرمزش برای هیچ کسی اهمیت ندارد!
اون برج های آسمان خراشی که بمب اتم هم برایشان شوخیست حتی خش روی ساختمان نمیفتد چه برسه به اینکه با خاک یکسان شود!
از رانندگی های غیرقابل پیش بینی مردم تا تردد بیش از حد کامیون باری در شهر!
حتی ماشین خودم که یک روز در و کاپوتش رنگ شده به نظر می‌رسد و یک روز بی رنگ!


e0f528_26gallery119.jpg

در حالی که سیگار بر لب داشتم فکر میکردم ناگهان یک Primo مشکی اومد و در کنارم پارک کرد.

f81928_26gallery122.jpg

بهش نگاه کردم و با خودم گفتم: خدای من کدوم پخمه ای این ماشینو تو آرساکیا میخره، حتی سیگار کشیدنمون هم آرامش نداره!
اما همین که از ماشین پیاده شد شناختمش و گفتم: اگه میخوای مرموز و ناشناس باشی حداقل یه ماشین خز مثل
Infernus یا Sultan بگیر کسی توجهش بهت جلب نشه این اسباب بازی چیه گرفتی اونم با این رینگ! (این دوستمون کلا ناشناسه و دوست نداره اسمی هم ازش ببرم)
با تعجب به من نگاه کرد و منو شناخت و گفت:
Flight تویی! حالت چطوره؟
گفتم: ممنون! این کلاگیسه یا کاشت مو کردی!


888628_26gallery125.jpg

پس از سلام و احوالپرسی ازم پرسید که اینجا داری چیکار می‌کنی به چی داشتی فکر میکردی، آخه خشکت زده بود!
گفتم: داشتم به بدیهی ترین مواردی فکر میکردم که در اینجا رعایت نمیشه یا وجود نداره.
گفت: چی مثلا؟
منم فکر کردمو گفتم: اممممم مثلا یه سری حیوانات مثل سگ و گربه یا سطحی ترین چیزا مثل بادکنک!
با ملایمت و اعتماد به نفس خندید و گفت: حق داری اما بادکنک در آرساکیا وجود دارد!
گفتم: بازم شروع کردی! اگه میگفتی
AG:Samp PC منتشر میشه شاید باور میکردم ولی بادکنک امکان نداره!
گفت: پس بریم تا نشونت بدم صبر کن برم این سوپری و بیام تا بریم!
به سمت جایی که دوستم ادعا می‌کنه بادکنک وجود داره رفتیم.

404d28_26gallery126.jpg

در طی مسیر استرس گرفته بودم که یعنی واقعا بادکنک هست چرا ما ندیدیم! همین لحظه فکری به سرم زد و گفتم از این موضوع یک مجله بسازم بلکه واقعیت داشت...
وسط اتوبان بودیم و در پوست خود نمی‌گنجیدم که یهو به دوستم گفتم همینجا وایستا!


81e828_26gallery128.jpg
7dc728_26gallery127.jpg

دوستم گفت: چی شده ترسوندی منو؟!!
از ماشین پیاده شدم و با سیس خبرنگاری کنار ماشین وایسادم.

4c7528_26gallery130.jpg

سلام و درود خدمت شما خوانندگان عزیز من
Flight هستم و باعث افتخاره که با یک مجله دیگه در خدمتتون باشم.
خوانندگان عزیز، مثل همیشه تبلیغات شما پذیرفته میشود اما این ساعت تبلیغاتتون رو کنار بگذارید و با من در این مجله همراه باشید چون موضوع مجله ما راجب وجود بادکنک در آرساکیاست!

مطمئنا این دوستمون که کنارم سیس گرفته رو نمی‌شناسید اما من اونو خیلی خوب میشناسم و میدونم که چقدر کارش درسته!

0afa28_26gallery132.jpg

این مرد همونیه که دوچرخه های رایگان و صلواتی به صورت قاچاق به شهر عرضه کرد و باعث بهره مندی مردمان بی خانمان و مهاجر از وسیله نقلیه شد.
اگه به خاطر ندارید توصیه میکنم ابتدا این مجله رو بخونید و سپس برای ادامه داستان به اینجا برگردید:


عکس های گم شده از مجله قاچاقچی مکار یا ناجی:
db9128_26photo-2026-08-28-21-05-48.jpg


این آقا ادعا می‌کنه که بادکنک در آرساکیا وجود داره، ما میخوایم صحت این ادعا رو در قالب این مجله بررسی کنیم پس با ما همراه باشید.

مادامی که شما مجله قاچاقچی مکار یا ناجی رو میخوندید ما پس از طی نیم ساعت به بیابان خسته کننده شهر LV رسیدیم، در حالی که از کنار شرکت نفت می‌رفتیم بهش گفتم اینجا
Infernus هم پیدا نمیشه چه برسه به بادکنک!
بهم گفت: صبور باش.

b67628_26gallery134.jpg


به نظر میاد که رسیده بودیم چون کنار یک کافه پرحاشیه پارک کرد.

adbe28_26gallery133.jpg

پیاده شد و به سمت پل راه آهن رفت و ازم خواست که باهاش همراه بشم.

81c928_26gallery135.jpg

رفتم پیشش و گفتم: خب الان اینجا چیکار داریم اومدی بادکنک نشون بدی یا منتظری قطار بیاد و لهمون کنه!

c88028_26gallery136.jpg


چیزی نگفت و ساعتش رو نگاه کرد!


88b628_26gallery138.jpg

گفتم: موضوع چیه چرا ساعتت رو نگاه می‌کنی؟
سرش رو بالا گرفت و گفت: ساعت فیکسه (xx:00) و الاناس که پیداشون بشه.
گفتم: چیا پیداشون بشه؟
ناگهان با هیجان و صدای بلند گفت: اوناهاش داره میاد!!!

2a3228_26gallery142.jpg

منم نگاه کردم و با خونسردی و ناامیدی گفتم: مرد حسابی اینا متواری های زندانن و تو این تایم با این ماشین فرار میکنن البته اگه بتونن. تو اینو نمیدونستی بعد میخوای بهم بادکنک نشون بدی؟
با عجله گفت: حرف نزن بیا اینور پل و خوب تماشا کن!

3f1928_26gallery143.jpg

4bdf28_26gallery149.jpg

985c28_26gallery151.jpg

با تندی گفتم: خب که چی؟ اینا زندانی های بی دست و پا اکثر اوقات با این ماشین چپ می‌کنن!

a61128_26gallery153.jpg

در حالی که حرف میزدم به نردبان تکیه داده بود و دود میکرد تا اینکه یکی از اون سیس های مسخره اش رو گرفت، من هم با قیافه ای اخمو و متعجب داشتم بهش نگاه میکردم.
ناگهان با دستش اشاره کرد و با اعتماد به نفس گفت:

859e28_26gallery155.jpg

نوچ نوچ هیچ قصوری از طرف دست در کار نیست!
ایییین هماااان بادکنک هست که میگفتم!
گفتم: کدوم بادکنک؟!
گفت: همینی که الان ترکید.
گفتم: اون ماشین زندانی رو میگی؟
گفت: آره، به گندگی و شکل و شمایلش نگاه نکن شاید ظاهر با ابهت و نظامیی داشته باشد اما با بادکنک هیچ فرقی ندارد!
با عصبانیت به سمتش رفتم و یقه‌ش رو گرفتم و گفتم: منو مسخره کردی؟ فکر کردی من تشنه تهیه مجله‌م! مگه پذیرش تبلیغات دیگران چی از مجله کم داره؟

c27628_26gallery161.jpg

گفت: چیکار داری میکنی چرا اینقدر گندش می‌کنی خب دارم راست میگم مگه نمی‌بینی! در کمترین ناهمواری، ماشین نامتعادل و منحرف میشه و چپ میکنه انگار که جاذبه براش معنی نداره، درست مثل بادکنک! با اصابت چند تیر اسلحه آنی منفجر میشه درست مثل بادکنک!

نفس عمیق کشیدم و یقه‌ش رو ول کردم کمی فاصله گرفتم و گفتم: توضیح بده.
دوباره سیس مسخرش رو گرفت که توضیح بده که ناگهان داد زدم نگاه کن! پشت سرت!

a40f28_26gallery158.jpg

d40528_26gallery156.jpg

7b7528_26gallery157.jpg

گفت: دیدی گفتم! دیدی چه راحت چپ کرد و منفجر شد!
در حالی که مات و مبهوت به ماشین زل زده بودم گفتم: آره تا حالا عمیق بهش فکر نکردم چرا این ماشینا اینطورین؟
گفت: اون دوچرخه ها رو قاچاق میکردم داخل شهر خاطرت هست؟ گفتم آره حتی ازش مجله ساختم.
گفت: خدا رو شکر پس می‌دونی که آخرش من دوباره با اون مامور مرزبانی مواجه شدم و می‌خواست منو دست گیر کنه!

72ae28_26photo-2026-08-28-21-34-12.jpg

گفتم: آره اما دیگه نمیدونم اونجا چیکار کردی؟
گفت: بهش گفتم بیا یه معامله ای بکنیم.
اون مامور هم گفت: چه معامله ای؟


9a7c28_26photo-2026-08-28-21-55-57.jpg


این قاچاقچی هم گفت: زندانی هایت وقتی فرار می‌کنن به ماشین های مختلفی دسترسی دارن و میتونن با دوستاشون هماهنگ کنن و با اونا فرار کنن اما من از اون سر دنیا براتون بادکنک میارم و که در سیستم تعلیق ماشین
Patriot  نصب می‌کنید و کمی بادش می‌دید و تعدادی ازش رو می‌ذارید بیرون حیاط زندان تا فراری ها با دیدن ظاهر بزرگ و با ابهتش ماشین های دیگه رو فراموش کنن و با خیال راحت سوارش بشن و بعدش با کمترین ناهمواری چپ کنن اینطوری مامور هاتون با خیال راحت بدون نیاز به نگرانی از بابت وسیله نقلیه متواری، دستگیرش میکنن همچنین لای بدنه هم قرار میدیم تا اگه چپ هم نکردن مامورا یه خشاب تیر به ماشین بزنن تا زندانیا بوووم برن هوا! در عوض منم آزاد میرم پی کارم انگار که دوچرخه ها رو خدا فرستاده زمین، مامور هم قبول کرد.

گفتم: پس بگو چرا چند سالیه متواری ها فقط با این ماشین فرار میکنن چون یادمه قبلنا با ماشینای دیگه ای فرار می‌کردن!
گفت: همینطوره، میتونی بری همین ماشینی که الان منفجر شده رو از نزدیک بادکنکی که زیربندیش نصب شده ببینی.
من هم دوان دوان و با هیجان رفتم که نگاه کنم.

d01128_26AG-SA-0753.jpg

برگشتم بگم که کو اینجا که اثری از بادکنک نیست کجا جا گذاشتینش!

8a3728_26gallery168.jpg

اما دیدم غیب شده و مثل آب رفته زیر زمین!


7cbe28_26photo-2026-08-28-22-04-27.jpg

خوانندگان عزیز خوشحالم که تا اینجا همراه من بودید.
به نظر میاد که مستقیم یا غیرمستقیم بادکنک در آرساکیا وجود دارد.
این یارو هم که یهو غیبش زد خیلی کارا از دستش برمیاد حس میکنم تو علت تاخیر در انتشار
AG:Samp هم دست داره!
اما چیزی که مهم تره اینه که به حقیقت استفاده از
Patriot (ماشین های زندان) پی بردیم و چه سیاست های دیگه ای که ممکنه این مرد توش دست داشته باشه!
لازم به ذکر هست که چند سال پیش که بعضی از شما خوانندگان نبودید، زندانی های فراری از ماشین های مختلف و دلبخواهی برای فرار استفاده میکردند.

تا مجله ای دیگر بدرود.

جالب بود

6ed0-5e11-InShot-20260317-030905421.gif

1135262-Fleur.png

6ed0-5e11-InShot-20260317-030905421.gif

لینک به دیدگاه
https://forum.arsacia.ir/topic/133688-%D8%A8%D8%A7%D8%AF%DA%A9%D9%86%DA%A9-%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%D8%B1%D8%B3%D8%A7%DA%A9%DB%8C%D8%A7-%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%AF-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF/#findComment-1383614
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

خیلی عالی 

025914_26a92314-26InShot-20260914-185944

1151732-SaRGarM

025914_26a92314-26InShot-20260914-185944

                      

                                        [S0A] 

                                Sons Of Anarchy 

    294515_26SaRGarM-500kb.jpg

 

لینک به دیدگاه
https://forum.arsacia.ir/topic/133688-%D8%A8%D8%A7%D8%AF%DA%A9%D9%86%DA%A9-%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%D8%B1%D8%B3%D8%A7%DA%A9%DB%8C%D8%A7-%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%AF-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF/#findComment-1383648
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

جالب بود دوست داشتم

z61633_f0dd02_25e52a26-25073929-25d173021211228-Cryzn

z61633_f0dd02_25e52a26-25073929-25d17302

 ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌   ‌‌ ‌ ‌‌ ‌اسلام میره با اسم ایران پر میشه جا خالی

 

 ‌  ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ بلندترین شب سالم بالاخره تموم میشه

 

 ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌  ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌   ‌ ‌دوباره میدرخشه خورشید آبادی

لینک به دیدگاه
https://forum.arsacia.ir/topic/133688-%D8%A8%D8%A7%D8%AF%DA%A9%D9%86%DA%A9-%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%D8%B1%D8%B3%D8%A7%DA%A9%DB%8C%D8%A7-%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%AF-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF/#findComment-1384716
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

اخ اخ سلطان مجله من بودم

Amuhasan.pngKomla.png5241-IMG-%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B6%DB%B0%

لینک به دیدگاه
https://forum.arsacia.ir/topic/133688-%D8%A8%D8%A7%D8%AF%DA%A9%D9%86%DA%A9-%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%D8%B1%D8%B3%D8%A7%DA%A9%DB%8C%D8%A7-%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%AF-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF/#findComment-1388517
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

برای ارسال دیدگاه یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید

برای اینکه بتوانید دیدگاهی ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید

ایجاد یک حساب کاربری

برای حساب کاربری جدید در سایت ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است!

ثبت نام یک حساب کاربری جدید

ورود به حساب کاربری

دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید

ورود به حساب کاربری
  • کاربران آنلاین در این صفحه   0 کاربر

    • هیچ کاربر عضوی، در حال مشاهده این صفحه نیست.
×
×
  • اضافه کردن...