رفتن به مطلب
مرورگر پیشنهادی آرساکیا گیم مرورگر های تحت موتور کرومیوم می‌باشد، برای دانلود روی مرورگر انتخابی خود کلیک کنید
Google Chrome Microsoft Edge Ungoogled Chromium Brave Opera GX Opera

ارسال‌های توصیه شده

 محیط کاربری شما:Backteri.png

سلام دوستان عزیز چطورید امشب اولین مجله روزانه خودمو گذاشتم امیدوارم که بخونید و لذت ببرید 

 

 

هوا تاریک شده بود. همه اعضای گروو استریت داخل مخفیگاه جمع شده بودن.

 

Backteri: گوش کنید... مزرعه دست بالاساست. اگه امشب پسش نگیریم، دیگه هیچ سهمی از بازار نمی‌مونه.

 

Virous: آدم زیاد دارن، مطمئنی بریم؟

 

Backteri: از آدم زیاد نمی‌ترسم... از خیانت می‌ترسم.

 

همه ساکت شدن.

 

Bellic: نگران نباش رئیس، امشب مزرعه مال گروو استریته.

 

e080-c87cb485-48bb-427a-b689-104c3a39509

 

Masdud: ماشین‌ها آماده‌ان. فقط منتظر دستوریم.

 

Virous: من با Sanchez از پشت مزرعه وارد میشم، اگه تیراندازی شد راه فرار ندارن.

 

 

34fb-2bd6fc00-dce5-403f-929b-fd1be24b1e8

Masdud: پشت‌بوم رو هم چک کردم، دو نفر نگهبان

بیشتر نیست.

 

چند دقیقه بعد، یه Huntley و یه Sultan با چراغ خاموش به سمت مزرعه حرکت کردن.

 

1bda-35237093-1e43-4801-bca9-11e68852822

 

همین که به چند متری مزرعه رسیدن...

 

نورافکن‌ها یکی‌یکی روشن شدن.

 

صدای تیراندازی همه‌جا پیچید.

 

Virous: لعنتی... منتظرمون بودن!

 

Masdud: یکی لو داده!

 

همه پشت دیوارها سنگر گرفتن.

 

Backteri: هیچ‌کس عقب نکشه!

 

درگیری چند دقیقه ادامه داشت. دود، صدای گلوله و فریاد از همه طرف شنیده می‌شد.

 

5789-13ab821d-ec01-4629-bf85-640dc5b3317

 

وسط تیراندازی، Bellic آروم از پشت دیوار بلند شد و به سمت افراد بالاسا رفت.

 

Virous: وایسا... Bellic کجا میره؟

 

Bellic اسلحه‌شو پایین انداخت.

 

یکی از افراد بالاسا جلو اومد، باهاش دست داد و یه کیف پول پر از اسکناس بهش داد.

 

52d2-93b09452-2326-46ed-9a3b-8feb0ea0fec

 

Virous: یعنی... Bellic فروختمون؟

 

Backteri چند ثانیه فقط نگاه کرد.

 

بعد بی‌سیمش رو برداشت.

 

Backteri: همه عقب‌نشینی کنید... این حمله از همون اول باخته بود.

 

وقتی اعضای گروو استریت عقب کشیدن، Bellic کنار افراد بالاسا ایستاده بود و فقط نگاهشون می‌کرد.

 

Virous با عصبانیت داد زد:

 

Virous: به خاطر یه مشت پول، همه رفیقاتو فروختی؟

 

Bellic لبخند زد.

 

Bellic: رفاقت پول نمی‌شه... ولی پول، رفاقت می‌خره.

 

چند لحظه سکوت شد.

 

Backteri آخرین نگاهش رو به مزرعه انداخت و گفت:

 

Backteri: مزرعه رو باختیم... ولی یه چیز مهم‌تر به دست آوردیم.

 

Masdud: چی رئیس؟

 

Backteri: فهمیدیم دشمن واقعی، همیشه اون طرف دیوار نیست...

 

با تشکر از @NikoBellic  @parsa891218 

 

@Masdud  @SqL  @meti1234

  • دوست دارم که 2
لینک به دیدگاه
https://forum.arsacia.ir/topic/125421-%D8%AE%DB%8C%D8%A7%D9%86%D8%AA-%D8%B3%D8%A8%D8%B2/
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

5 ساعت قبل، Amin1234 گفته است:

 محیط کاربری شما:Backteri.png

سلام دوستان عزیز چطورید امشب اولین مجله روزانه خودمو گذاشتم امیدوارم که بخونید و لذت ببرید 

 

 

هوا تاریک شده بود. همه اعضای گروو استریت داخل مخفیگاه جمع شده بودن.

 

Backteri: گوش کنید... مزرعه دست بالاساست. اگه امشب پسش نگیریم، دیگه هیچ سهمی از بازار نمی‌مونه.

 

Virous: آدم زیاد دارن، مطمئنی بریم؟

 

Backteri: از آدم زیاد نمی‌ترسم... از خیانت می‌ترسم.

 

همه ساکت شدن.

 

Bellic: نگران نباش رئیس، امشب مزرعه مال گروو استریته.

 

e080-c87cb485-48bb-427a-b689-104c3a39509

 

Masdud: ماشین‌ها آماده‌ان. فقط منتظر دستوریم.

 

Virous: من با Sanchez از پشت مزرعه وارد میشم، اگه تیراندازی شد راه فرار ندارن.

 

 

34fb-2bd6fc00-dce5-403f-929b-fd1be24b1e8

Masdud: پشت‌بوم رو هم چک کردم، دو نفر نگهبان

بیشتر نیست.

 

چند دقیقه بعد، یه Huntley و یه Sultan با چراغ خاموش به سمت مزرعه حرکت کردن.

 

1bda-35237093-1e43-4801-bca9-11e68852822

 

همین که به چند متری مزرعه رسیدن...

 

نورافکن‌ها یکی‌یکی روشن شدن.

 

صدای تیراندازی همه‌جا پیچید.

 

Virous: لعنتی... منتظرمون بودن!

 

Masdud: یکی لو داده!

 

همه پشت دیوارها سنگر گرفتن.

 

Backteri: هیچ‌کس عقب نکشه!

 

درگیری چند دقیقه ادامه داشت. دود، صدای گلوله و فریاد از همه طرف شنیده می‌شد.

 

5789-13ab821d-ec01-4629-bf85-640dc5b3317

 

وسط تیراندازی، Bellic آروم از پشت دیوار بلند شد و به سمت افراد بالاسا رفت.

 

Virous: وایسا... Bellic کجا میره؟

 

Bellic اسلحه‌شو پایین انداخت.

 

یکی از افراد بالاسا جلو اومد، باهاش دست داد و یه کیف پول پر از اسکناس بهش داد.

 

52d2-93b09452-2326-46ed-9a3b-8feb0ea0fec

 

Virous: یعنی... Bellic فروختمون؟

 

Backteri چند ثانیه فقط نگاه کرد.

 

بعد بی‌سیمش رو برداشت.

 

Backteri: همه عقب‌نشینی کنید... این حمله از همون اول باخته بود.

 

وقتی اعضای گروو استریت عقب کشیدن، Bellic کنار افراد بالاسا ایستاده بود و فقط نگاهشون می‌کرد.

 

Virous با عصبانیت داد زد:

 

Virous: به خاطر یه مشت پول، همه رفیقاتو فروختی؟

 

Bellic لبخند زد.

 

Bellic: رفاقت پول نمی‌شه... ولی پول، رفاقت می‌خره.

 

چند لحظه سکوت شد.

 

Backteri آخرین نگاهش رو به مزرعه انداخت و گفت:

 

Backteri: مزرعه رو باختیم... ولی یه چیز مهم‌تر به دست آوردیم.

 

Masdud: چی رئیس؟

 

Backteri: فهمیدیم دشمن واقعی، همیشه اون طرف دیوار نیست...

 

با تشکر از @NikoBellic  @parsa891218 

 

@Masdud  @SqL  @meti1234

فدای چشات 

دمت گرم که مارو دعوت کردی

  • دوست دارم که 2

39f514_26Pro-2-.gif

Masdud.png

39f514_26Pro-2-.gif

01ba-f99617-InShot-20260512-133812830.jp

 

لینک به دیدگاه
https://forum.arsacia.ir/topic/125421-%D8%AE%DB%8C%D8%A7%D9%86%D8%AA-%D8%B3%D8%A8%D8%B2/#findComment-1307371
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

عالی 🔥

  • دوست دارم که 1

 :Me

1227622-iRaMaN.png

:My gng

1131513-Reo.png

لینک به دیدگاه
https://forum.arsacia.ir/topic/125421-%D8%AE%DB%8C%D8%A7%D9%86%D8%AA-%D8%B3%D8%A8%D8%B2/#findComment-1307378
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

5 ساعت قبل، Amin1234 گفته است:

 محیط کاربری شما:Backteri.png

سلام دوستان عزیز چطورید امشب اولین مجله روزانه خودمو گذاشتم امیدوارم که بخونید و لذت ببرید 

 

 

هوا تاریک شده بود. همه اعضای گروو استریت داخل مخفیگاه جمع شده بودن.

 

Backteri: گوش کنید... مزرعه دست بالاساست. اگه امشب پسش نگیریم، دیگه هیچ سهمی از بازار نمی‌مونه.

 

Virous: آدم زیاد دارن، مطمئنی بریم؟

 

Backteri: از آدم زیاد نمی‌ترسم... از خیانت می‌ترسم.

 

همه ساکت شدن.

 

Bellic: نگران نباش رئیس، امشب مزرعه مال گروو استریته.

 

e080-c87cb485-48bb-427a-b689-104c3a39509

 

Masdud: ماشین‌ها آماده‌ان. فقط منتظر دستوریم.

 

Virous: من با Sanchez از پشت مزرعه وارد میشم، اگه تیراندازی شد راه فرار ندارن.

 

 

34fb-2bd6fc00-dce5-403f-929b-fd1be24b1e8

Masdud: پشت‌بوم رو هم چک کردم، دو نفر نگهبان

بیشتر نیست.

 

چند دقیقه بعد، یه Huntley و یه Sultan با چراغ خاموش به سمت مزرعه حرکت کردن.

 

1bda-35237093-1e43-4801-bca9-11e68852822

 

همین که به چند متری مزرعه رسیدن...

 

نورافکن‌ها یکی‌یکی روشن شدن.

 

صدای تیراندازی همه‌جا پیچید.

 

Virous: لعنتی... منتظرمون بودن!

 

Masdud: یکی لو داده!

 

همه پشت دیوارها سنگر گرفتن.

 

Backteri: هیچ‌کس عقب نکشه!

 

درگیری چند دقیقه ادامه داشت. دود، صدای گلوله و فریاد از همه طرف شنیده می‌شد.

 

5789-13ab821d-ec01-4629-bf85-640dc5b3317

 

وسط تیراندازی، Bellic آروم از پشت دیوار بلند شد و به سمت افراد بالاسا رفت.

 

Virous: وایسا... Bellic کجا میره؟

 

Bellic اسلحه‌شو پایین انداخت.

 

یکی از افراد بالاسا جلو اومد، باهاش دست داد و یه کیف پول پر از اسکناس بهش داد.

 

52d2-93b09452-2326-46ed-9a3b-8feb0ea0fec

 

Virous: یعنی... Bellic فروختمون؟

 

Backteri چند ثانیه فقط نگاه کرد.

 

بعد بی‌سیمش رو برداشت.

 

Backteri: همه عقب‌نشینی کنید... این حمله از همون اول باخته بود.

 

وقتی اعضای گروو استریت عقب کشیدن، Bellic کنار افراد بالاسا ایستاده بود و فقط نگاهشون می‌کرد.

 

Virous با عصبانیت داد زد:

 

Virous: به خاطر یه مشت پول، همه رفیقاتو فروختی؟

 

Bellic لبخند زد.

 

Bellic: رفاقت پول نمی‌شه... ولی پول، رفاقت می‌خره.

 

چند لحظه سکوت شد.

 

Backteri آخرین نگاهش رو به مزرعه انداخت و گفت:

 

Backteri: مزرعه رو باختیم... ولی یه چیز مهم‌تر به دست آوردیم.

 

Masdud: چی رئیس؟

 

Backteri: فهمیدیم دشمن واقعی، همیشه اون طرف دیوار نیست...

 

با تشکر از @NikoBellic  @parsa891218 

 

@Masdud  @SqL  @meti1234

من چیییی امینننننننن

 

1302703-PishbiN

 

1316294-HajYaKuza

1316296-Mrhaji

1324781-NOMECRY

a48a-IMG-20260617-213346-960.jpg

 

لینک به دیدگاه
https://forum.arsacia.ir/topic/125421-%D8%AE%DB%8C%D8%A7%D9%86%D8%AA-%D8%B3%D8%A8%D8%B2/#findComment-1307384
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

عزیز دلم واقعا داستانت قشنگ بود هم سبکش هم عکسات و همینطور درس زندگی هم داد.

فقط یه نکته ای به نظرم از چت های رنگی هم توی مجلت استفاده کن چون به مجله روح میبخشه بازم آفرین بهت و درود به ذهن خلاقت 

ویرایش شده توسط Cervo

 1054531-Cervo

𝖗𝖊𝖆𝖑 𝖒𝖆𝖌𝖎𝖈 𝖎𝖘 𝖎𝖓 𝖙𝖍𝖊 𝖍𝖊𝖆𝖗𝖙𝖘 𝖔𝖋 𝖒𝖊𝖓! 

لینک به دیدگاه
https://forum.arsacia.ir/topic/125421-%D8%AE%DB%8C%D8%A7%D9%86%D8%AA-%D8%B3%D8%A8%D8%B2/#findComment-1307865
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

برای ارسال دیدگاه یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید

برای اینکه بتوانید دیدگاهی ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید

ایجاد یک حساب کاربری

برای حساب کاربری جدید در سایت ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است!

ثبت نام یک حساب کاربری جدید

ورود به حساب کاربری

دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید

ورود به حساب کاربری
  • کاربران آنلاین در این صفحه   0 کاربر

    • هیچ کاربر عضوی، در حال مشاهده این صفحه نیست.
×
×
  • اضافه کردن...