توسعه دهنده AmirMahdi ارسال شده در یکشنبه در 22:07 توسعه دهنده اشتراک گذاری ارسال شده در یکشنبه در 22:07 درود بر یکایک شما عزیزان. تقریباً مدت طولانی هست که هیچ تاپیکی در رابطه با آثار و یا حتی خود مشاهیر حوزۀ ادبیات (چه فارسی و چه غیرآن) ارسال نشده و اگر هم ارسال شده مدت زمان بسیاری از تاریخ ارسال اون گذشته بنابراین توی این تاپیک قصد داریم تا از کاربران محترم انجمن دعوت کنیم تا به میدون بیان و اگر اثری رو خوندن و یا حتی نگاه کوتاهی به اون داشتن و براشون فرح انگیز و جذاب بوده و یا مطلب خاصی رو با هر نوع چاشنی متوجه شدن و دوست دارن بقیه هم از اون مطلب بهرهمند شن رو با ما به اشتراک بگذارن. به شخصه معتقدم خیلی این کار مقدس هست. ضمن اینکه هیچ محدودیتی وجود نداره مادامی که در حیطۀ عقل و معرفتی که نسبت به اون موضوع داریم مشکل ساز به نظر نیومده و خدایی ناکرده تخطی از قوانین مجموعه به حساب نیاد، شما می تونید هر قسمتی از شعر، نثر و نظم از ادبیات فارسی و یا هر نوع ادبی دیگری از ادبیات جهان رو با ما در اینجا به اشتراک بگذارید. قبل از هر چیزی لازمه بدونید که یکی از علل اصلی ایجاد همچین موضوعی توی بخش "کتاب" بخاطر اینه که خیلی با این موضوع مطابقت داره و بخش های دیگه در انجمن با بدنه این موضوع تطابق دقیقی نداشتن لذا صلاح رو بر این دونستیم که اینجا تاپیکش رو ایجاد کنیم. # توجه به نکات زیر مورد انتظار هست: در صورت تمایل به اشتراک گذاری مطلبی از هر نوع اثر بی بدیلی (ضمن اینکه آن می تواند اثر خود شخص شما باشد اما بهتر است در قالب و سبک ادبی باشد) می تونید در همین تاپیک اقدام کنید. پیشنهاد میشه قبل از هرچیزی تاپیک نحوۀ نوشتن یک مطلب خوب و جذاب رو بخونید تا مطالب خوانا و چشم نوازی بفرستید. در هنگام ارسال یک مطلب، حتماً نام اثر رو همراه صاحب اون ذکر کنید (حتی اگر در کتابی ذکر نشده و یا دکلمه هست، نام گوینده اون و به هر ترتیبی نام صاحب اثر رو بنویسید). چنانچه درمورد مطلبی که ارسال می کنید توضیحی هم بدید بی نظیر خواهد بود (چون اکثر کاربران ممکن هست با استفاده از هوش مصنوعی نسبت به معنی روان اون و یا پیام اون بخش به هر ترتیبی سوال کنن که اغلب به در بسته برخورد می کنن). لطفاً از اندازه نوشتار خیلی بزرگ و یا رنگ های زننده که آرامش بصری و روانی افراد رو بهم می زنه تحت هیچ شرایطی استفاده نکنید. لطفاً از ارائه مطالب خیلی کوتاه بی معنا، پرسیدن سوالات بی مورد و فاقد اساس پرهیز کنید. در صورت داشتن نظر می بایستی از واکنش استفاده کنید. بهتره مطالب بسیار بسیار طولانی با رعایت یک تقسیم بندی درست و در صورت امکان)در کشویی های نقل قول قرار بگیرن. این به حفظ نظم تاپیک کمک می کنه. اما اگر مطلب حتماً باید خارج از کشویی باشه هیچ ایرادی نداره. ترجیحاً آثار کسانی که ممکن است با قوانین انجمن در تلاقی بوده و یا نظم انجمن رو به هم بزنند رو ارسال نکنید. علی الخصوص در شرایط کنونی! با قائل بودن یک حد فاصل منطقی (مثلاً هر یک یا چند ساعت) در این تاپیک پاسخ بفرستید. لطفاً پشت سر هم و غیرحرفهای ارسال نکنید. از ارسال هرزنامه (Spam) و همچنین محتوای غیرمرتبط با تاپیک خودداری کنید. بهتره که لینک وبسایت نفرستید (مطابق قوانین انجمن جزو عنصر تبلیغ محسوب میشه). تنها متن رو اینجا بفرستید. ارسال عکس مرتبط با محتوای تاپیک و مطلبی که ارسال می کنید بلامانع هست (صرف مثال اگر یک دو بیتی با خط نستعلیق در قالب یک عکس ارسال شه مشکلی نداره). این بخش از تاپیک ممکن هست که در آینده دستخوش تغییر قرار بگیره بنابراین از شما می خوایم که قبل از ارسال یک مطلب جدید نگاه دقیقی بهش بندازید. منتظرتون هستیم! 2 لینک به دیدگاه https://forum.arsacia.ir/topic/102583-%D9%85%D8%AD%D9%81%D9%84-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C/ به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری...
iMohammadAmin ارسال شده در یکشنبه در 23:27 اشتراک گذاری ارسال شده در یکشنبه در 23:27 خُرَّم آن روز کز این منزلِ ویران بروم راحتِ جان طلبم و از پِیِ جانان بروم گر چه دانم که به جایی نَبَرد راه غریب من به بویِ سرِ آن زلفِ پریشان بروم دلم از وحشتِ زندانِ سِکَندَر بگِرفت رخت بربندم و تا مُلکِ سلیمان بروم چون صبا با تنِ بیمار و دلِ بیطاقت به هواداریِ آن سروِ خُرامان بروم در رهِ او چو قلم گر به سرم باید رفت با دلِ زخمکَش و دیدهٔ گریان بروم نذر کردم گر از این غم به درآیم روزی تا درِ میکده شادان و غزلخوان بروم به هواداری او ذَرِّهصفت، رقصکنان تا لبِ چشمهٔ خورشیدِ درخشان بروم تازیان را غمِ احوالِ گرانباران نیست پارسایان مددی تا خوش و آسان بروم ور چو حافظ ز بیابان نبرم رَه بیرون همرهِ کوکبهٔ آصفِ دوران بروم غزلیات حافظ شماره ۳۵۹ استاد محمد رضا شجریان 3 2 ɴᴜᴍʙᴇʀ ᴏɴᴇ ꜰᴀᴍɪʟʏ 𝓖𝓸𝓸𝓭 𝓽𝓲𝓶𝓮𝓼 𝓐𝓻𝓮 𝓷𝓸𝓽 𝓯𝓸𝓻 𝓼𝓪𝓵𝓮 لینک به دیدگاه https://forum.arsacia.ir/topic/102583-%D9%85%D8%AD%D9%81%D9%84-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C/#findComment-1060842 به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری...
McQueen ارسال شده در دیروز در 15:41 اشتراک گذاری ارسال شده در دیروز در 15:41 2 𝑴𝒚 𝑨𝒄𝒄𝒐𝒖𝒏𝒕 آب طلب نکرده همیشه مراد نیست گاهی بهانه ای است که قربانی ات کنند لینک به دیدگاه https://forum.arsacia.ir/topic/102583-%D9%85%D8%AD%D9%81%D9%84-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C/#findComment-1061501 به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری...
توسعه دهنده AmirMahdi ارسال شده در دیروز در 18:43 سازنده توسعه دهنده اشتراک گذاری ارسال شده در دیروز در 18:43 تو به من خندیدی و نمی دانستی من به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدم باغبان از پی من تند دوید سیب را دست تو دید غضبآلود به من کرد نگاه سیب دندانزده از دست تو افتاد به خاک و تو رفتی و هنوز سالهاست که در گوش من آرام آرام خش خش گام تو تکرارکنان میدهد آزارم و من اندیشهکنان غرق در این پندارم که چرا باغچه کوچک ما سیب نداشت. سیب، از حمید مصدق 2 لینک به دیدگاه https://forum.arsacia.ir/topic/102583-%D9%85%D8%AD%D9%81%D9%84-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C/#findComment-1061911 به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری...
Fayez ارسال شده در 7 ساعت قبل اشتراک گذاری ارسال شده در 7 ساعت قبل به شخصه، یکی از زیباتین شعر های پر معنایی که در کتاب فارسی 1 خوندم برام این بود هم مرگ بر جهان شما نیز بگذرد هم رونق زمان شما نیز بگذرد وین بوم محنت از پی آن تا کند خراب بر دولت آشیان شما نیز بگذرد باد خزان نکبت ایام ناگهان بر باغ و بوستان شما نیز بگذرد آب اجل که هست گلوگیر خاص و عام بر حلق و بر دهان شما نیز بگذرد ای تیغتان چو نیزه برای ستم دراز این تیزی سنان شما نیز بگذرد چون داد عادلان به جهان در بقا نکرد بیداد ظالمان شما نیز بگذرد در مملکت چو غرش شیران گذشت و رفت این عوعو سگان شما نیز بگذرد آن کس که اسب داشت غبارش فرو نشست گرد سم خران شما نیز بگذرد بادی که در زمانه بسی شمعها بکشت هم بر چراغدان شما نیز بگذرد زین کاروانسرای بسی کاروان گذشت ناچار کاروان شما نیز بگذرد ای مفتخر به طالع مسعود خویشتن تأثیر اختران شما نیز بگذرد این نوبت از کسان به شما ناکسان رسید نوبت ز ناکسان شما نیز بگذرد بیش از دو روز بود از آن دگر کسان بعد از دو روز از آن شما نیز بگذرد بر تیر جورتان ز تحمل سپر کنیم تا سختی کمان شما نیز بگذرد در باغ دولت دگران بود مدتی این گل، ز گلستان شما نیز بگذرد آبیست ایستاده درین خانه مال و جاه این آب ناروان شما نیز بگذرد ای تو رمه سپرده به چوپان گرگ طبع این گرگی شبان شما نیز بگذرد پیل فنا که شاه بقا مات حکم اوست هم بر پیادگان شما نیز بگذرد ای دوستان خوهم که به نیکی دعای سیف یک روز بر زبان شما نیز بگذرد نویسنده بزرگوار: سیف فرغانی دیوان اشعار » قصاید و قطعات » شماره 23 2 1 لینک به دیدگاه https://forum.arsacia.ir/topic/102583-%D9%85%D8%AD%D9%81%D9%84-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C/#findComment-1063190 به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری...
Sorrow ارسال شده در 7 ساعت قبل اشتراک گذاری ارسال شده در 7 ساعت قبل علی آن شیرِ خدا، شاهِ عرب اُلفتی داشته بااین دلِ شَب همین بیتش فقط عااااالیه 𝑴𝒚 𝑨𝒄𝒄𝒐𝒖𝒏𝒕 Los Santos Police Department ☠ لینک به دیدگاه https://forum.arsacia.ir/topic/102583-%D9%85%D8%AD%D9%81%D9%84-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C/#findComment-1063251 به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری...
Altair ارسال شده در 7 ساعت قبل اشتراک گذاری ارسال شده در 7 ساعت قبل .You can knock a deaf man's door forever Nikos Kazantzakis- 1 :ME لینک به دیدگاه https://forum.arsacia.ir/topic/102583-%D9%85%D8%AD%D9%81%D9%84-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C/#findComment-1063257 به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری...
Maelstrom ارسال شده در 6 ساعت قبل اشتراک گذاری ارسال شده در 6 ساعت قبل خرم آن روز که جان میرود اندر طلبت تا بیایند عزیزان به مبارک بادم من که در هیچ مقامی نزدم خیمه انس پیش تو رخت بیفکندم و دل بنهادم دانی از دولت وصلت چه طلب دارم هیچ یاد تو مصلحت خویش ببرد از یادم به وفای تو کز آن روز که دلبند منی دل نبستم به وفای کس و در نگشادم تا خیال قد و بالای تو در فکر منست گر خلایق همه سروند چو سرو آزادم به سخن راست نیاید که چه شیرین سخنی وین عجبتر که تو شیرینی و من فرهادم روزگاریست که سودازده روی توام خوابگه نیست مگر خاک سر کوی توام به دو چشم تو که شوریدهتر از بخت من است که به روی تو من آشفتهتر از موی توام نقد هر عقل که در کیسه پندارم بود کمتر از هیچ برآمد به ترازوی توام همدمی نیست که گوید سخنی پیش منت محرمی نیست که آرد خبری سوی توام چشم بر هم نزنم گر تو به تیرم بزنی لیک ترسم که بدوزد نظر از روی توام زین سبب خلق جهانند مرید سخنم که ریاضت کش محراب دو ابروی توام دست موتم نکند میخ سراپرده عمر گر سعادت بزند خیمه به پهلوی توام تو مپندار کز این در به ملامت بروم که گرم تیغ زنی بنده بازوی توام سعدی از پرده عشاق چه خوش میگوید ترک من پرده برانداز که هندوی توام وه که جدا نمیشود نقش تو از خیال من تا چه شود به عاقبت در طلب تو حال من ناله زیر و زار من زارتر است هر زمان بس که به هجر میدهد عشق تو گوشمال من نور ستارگان ستد روی چو آفتاب تو دست نمای خلق شد قامت چون هلال من پرتو نور روی تو هر نفسی به هر کسی میرسد و نمیرسد نوبت اتصال من خاطر تو به خون من رغبت اگر چنین کند هم به مراد دل رسد خاطر بدسگال من برگذری و ننگری بازنگر که بگذرد فقر من و غنای تو جور تو و احتمال من چرخ شنید نالهام گفت منال سعدیا کآه تو تیره میکند آینه جمال من بیت زیبایی از سعدی لینک به دیدگاه https://forum.arsacia.ir/topic/102583-%D9%85%D8%AD%D9%81%D9%84-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C/#findComment-1063290 به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری...
Parsi ارسال شده در 6 ساعت قبل اشتراک گذاری ارسال شده در 6 ساعت قبل اشتیاقی که به دیدار تو دارد دل من دل من داند و من دانم و دل داند و من خاک من گل شود و گل شکفد از گل من تا ابد مهر تو بیرون نرود از دل من :My Account Number One Family لینک به دیدگاه https://forum.arsacia.ir/topic/102583-%D9%85%D8%AD%D9%81%D9%84-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C/#findComment-1063331 به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری...
StormRage ارسال شده در 6 ساعت قبل اشتراک گذاری ارسال شده در 6 ساعت قبل اَز من جُدا مَشو که تواَم نورِ دیدهای آرام جانِ و مونسُ قَلبِ رَمیدهای از دامنِ تو دَست نَدارند عاشِقان پیراهنِ صبوریِ ایشان دَریدهای از چَشمِ بَختِ خویش مَبادَت گَزند از آنک در دِلبری به غایتِ خوبی رَسیدهای مَنعم مَکن زِ عِشق وی ای مُفتی زَمان مَعذور دارَمت که تو او را نَدیدهای آن سَرزنش که کرد تو را دوست حافظا بیش از گِلیمِ خویش مَگر پا کَشیدهای شاعر بزرگ و عاشق: "حافظ" [غزل 424] My Account: انتقام کار مردم ضعیف است مردم قوی میبخشند مردم باهوش نادیده می گیرند. لینک به دیدگاه https://forum.arsacia.ir/topic/102583-%D9%85%D8%AD%D9%81%D9%84-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C/#findComment-1063393 به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری...
moji ارسال شده در 5 ساعت قبل اشتراک گذاری ارسال شده در 5 ساعت قبل (ویرایش شده) هوا را از من بگیر خنده ات را نه! نان را از من بگیر، اگر میخواهی هوا را از من بگیر، اما خندهات را نه گل سرخ را از من بگیر سوسنی را که میکاری آبی را که به ناگاه در شادی تو سرریز میکند موجی ناگهانی از نقره را که در تو میزاید از پس نبردی سخت باز میگردم با چشمانی خسته که دنیا را دیده است بی هیچ دگرگونی اما خندهات که رها میشود و پروازکنان در آسمان مرا میجوید تمامی درهای زندگی را به رویم میگشاید عشق من، خنده تو در تاریکترین لحظهها میشکند و اگر دیدی، به ناگاه خون من بر سنگفرش خیابان جاری است بخند، زیرا خنده تو برای دستان من شمشیری است آخته خنده تو، در پاییز در کناره دریا موج کفآلودهاش را باید برافروزد، و در بهاران، عشق من خنده ات را میخواهم چون گلی که در انتظارش بودم بخند بر شب بر روز، بر ماه بخند بر پیچاپیچ خیابانهای جزیره، بر این پسر بچه کم رو که دوستت دارد اما آنگاه که چشم میگشایم و میبندم، آنگاه که پاهایم میروند و باز میگردند نان را، هوا را روشنی را، بهار را از من بگیر اما خندهات را هرگز! تا چشم از دنیا نبندم (پابلو نرودا) ویرایش شده 5 ساعت قبل توسط moji 1 جنازهها جمع شید اومدم میخِ تابوتتونو بکوبم. لینک به دیدگاه https://forum.arsacia.ir/topic/102583-%D9%85%D8%AD%D9%81%D9%84-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C/#findComment-1063399 به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری...
VenT ارسال شده در 4 ساعت قبل اشتراک گذاری ارسال شده در 4 ساعت قبل "عرب هر چه باشد مرا دشمن است! کج اندیش، بد خوی و اهریمن است!" [[ حکیم ابولقاسم فردوسی ]] لینک به دیدگاه https://forum.arsacia.ir/topic/102583-%D9%85%D8%AD%D9%81%D9%84-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C/#findComment-1063617 به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری...
AsirAm ارسال شده در 4 ساعت قبل اشتراک گذاری ارسال شده در 4 ساعت قبل مثل خون در رگ های من احمد شاملو گَر جَذبه عِشق اولسا گَتّورم نِجَه گَلمَز لینک به دیدگاه https://forum.arsacia.ir/topic/102583-%D9%85%D8%AD%D9%81%D9%84-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C/#findComment-1063662 به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری...
ارسالهای توصیه شده
برای ارسال دیدگاه یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید
برای اینکه بتوانید دیدگاهی ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید
ایجاد یک حساب کاربری
برای حساب کاربری جدید در سایت ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است!
ثبت نام یک حساب کاربری جدیدورود به حساب کاربری
دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید
ورود به حساب کاربری