به دلیل کمبود دختر از Mamali استفاده شد.
در زمانه که زوجی در بالا برج در حاله ابراز علاقه بودن
ناگهان گوشی معشوق دختر زنگ میخورد و صدای دختر از پشت تلفن میاد
MaRTon Phone ringing...
Mamali: کمی فکر میکند که یه ری اکشنی نشون دهد...
و اولین ری اکشنی که به ذهنش میرسد را انجام میدهد
ناگهان معشوق دختر از برج پرت میشود
و به زمین میوفته
او سعی میکند از زمین بلند شود و برای دختر(Mamali) توضیح دهد
بلند میشه و براش توضیح میشه
MarToN: ببین عزیزم اون دختر نبود که بهم کال داد
اون فمبوی بود که بهم کال داد اون دختر نبود
صداش اینطور بود
Mamali قبول کرد و قضیرو فهمید
MarTon:
Mamali:
♡:
@MohammadAli @EzraeeI
سلام
@ImFaTi @ELN@Reo @Kimiya@SyT@Lachlan@Jozi@Slap@Tuka@Sajjad@BRN @Wade@Nova@GOAT@Olden@KhodaKarime@Rosha@EliTe@savage@LuFo