باسلام و درود.
با این قسمت باحال و جذاب شروع میکنیم، به نام: ماشین باز ها خب بزن بریم.
یکی بود به نام عماد، عماد خیلی ماشین لامبورگینی رو دوست داشت ولی مثل اینکه پولش نمیرسه!
عماد کنار نکشید کار کرد تلا های خودش رو فروخت و از رفیق هاش قرض گرفت ولی با این حال پول هاش تازه شده بود 4,300,000$ و باز هم کلی کم داشت تصمیم گرفت بزنه توی کار مواد فروشی اولین روز براش سودی نداشت، ولی بعد ها خیلی سود میکرد!
یه روزی که با متور در حال فروش مواد بود پلیس میگیرش و برای ۵ ماه به زندان میره.
بعد از اینکه پدر و مادرش فهمیدند و عکس عماد پسرشون رو دیدن
ولی کنار نکشیدند و به پیگیری کردن ادامه دادن...
یک روز که مأمور زنگ میزنه میگه برای آزادی پسرتون ۲۰ هزار نقد بیار و اون ها میگن باشه
عماد از زندان آزاد میشه و با اینکه 4,580,000$ داره میگه ولش کن بزار دنبال یه چیز دیگه بگردم...
اهاا یک فکر خوب الان توی این وضعیت بزار "Infernus" بگیرم کم خرج هست و متور تیوفایو داره
شکلش هم بد نیست و اینکه ماشین آمد به خانه عماد
عماد چون ماشین گرونه صبح ها نمیره بیرون چون شلوغه!! و بیشتر شب ها میره بیرون یه روزی با رفیق هاش هماهنگ میکنه برای گشت و گذار
و ساعت ۳ شب همه خواب بودن میزنه از خونه بیرون و بعد با رفیق هاش دور میزنه و رفیقش میزنه ازش جلوتر و عماد میگه یه لحظه صبر کن!!
عماد میگه بیا باهام پیست و حرکات های خفن بزنیم با ماشین و عماد به رفیقش میگه فیلم بگیر نوبتی میریم با ماشین پیست و عماد جوگیر میشه پیس میزنه و خیلی حرکات خطرناک!!
و ساعت ۵ صبح شد گفت این حرکت رو بزنم میرم خونه فیلم درست بگیر
و عماد با چشمان خواب آلود با سرعت ۲۲۱ کیلومتر بر ساعت پیست میزد
و یهو ترمز ماشین قطع شد!! و به سمت پرتگاه رفت و ماشین چپ کرد و ۴ چراغ افتاد روی ماشین مرد.
عماد به شهیدان امام حسین (س) پیوست.
امیدوارم خوشتون اومده باشه و لذت برده باشید.