رفتن به مطلب
مرورگر پیشنهادی آرساکیا گیم مرورگر های تحت موتور کرومیوم می‌باشد، برای دانلود روی مرورگر انتخابی خود کلیک کنید
Google Chrome Microsoft Edge Ungoogled Chromium Brave Opera GX Opera

AshkSorkh

عضو
  • تعداد ارسال ها

    468
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

تمامی مطالب نوشته شده توسط AshkSorkh

  1. AshkSorkh

    اسم سمپ از نظر شما؟؟؟؟!

    با ولم کن
  2. AshkSorkh

    اسم سمپ از نظر شما؟؟؟؟!

    افرین تضمین میکردم کسی توش پلی نمیداد
  3. سرور توان این کارو نداره. میتونید شما ماد بریزید تایپیک تکراری نظر من درباره این تایپیک منفی میباشد
  4. AshkSorkh

    دعوا یه بچه با ادم 20 ساله

    داش تو خیلی جلویی. 1405 ایم تو رفتی 1800
  5. AshkSorkh

    حاضری این کارو انجام بدی؟؟

    رفاقت دینو قانون ماست.
  6. AshkSorkh

    FPS Up android

    فقط گرافیک بازی و کیفیت رو بیار پایین همیشه جوابه
  7. اره عالیه مثل افلاین با ون سیاه با فیس بری تو خونه ها اخر شب و شروع به دزدیدن وسایل کنی مثل تلوزيون تابلو و... اگرم تو خیابون پلیس ببینه و بگردتت وامتد بشی خیلی هیجانی و خاص میشه همچنین اسکیل راب هم افزایش بد و با ماشین Securicar هم بشه استفاده کرد خراک این کاراست نظر بنده +
  8. AshkSorkh

    فروش اکانت و نیک نیم

    نیک‌نیم اورجينال Arbab به قیمت ۶۰میل برای فروش
  9. به هرکی که بم بگه عمو بهم ۱۰کا پول میدی سری بهش پولو بدم
  10. AshkSorkh

    کیو تو سرور دوست داری؟

    @CHeiFKeeF داداشم با اختلاف زیاد
  11. چی بگم اصلا تو فاز دختر این چیزا نیستم همین تایم ماهانه ارساکیا رو به روز میزنم
  12. AshkSorkh

    اسمتو بنویس ۱۰۰ک میگیری

    من انقدر شکستم که دیگه یه دونه کوچیک شو دارم و کمتر بازی میکنم اونم باز دومه ژ نداره کل کیبورد هام دکمه ژ ندارن اونایی که میدون
  13. AshkSorkh

    با دختر تصادف کردم😅😅😅😅

    نه بیشتراش تو پشت چراغ قرمز یا تو ترافیک بوده درحد خراش کوچیک که باعث دوستی شده🤣
  14. AshkSorkh

    داستانی که امروز شروع شد

    در ۱۴۰۵/۴/۲۳ در 13:24، Kamyab گفته است: داستانی که امروز شروع شد خیلی بی هوا به ذهنم رسید. پس اگه اینفرنوس داشته باشید میتونیم یه سگ رو باهاش دور دور ببریم و غذا بدیم و براش زن بگیریم و بعدش بهش یاد بدیم آرساکیا پلی بده. بعد عروسی با شکوهی برگزار کنیم. زنی که برا سگ گرفتیم پولداره و میشه از اون پول استفاده کرد. یه خونه به زوج عاشق بدیم و باهاشون بخوابیم. اما متأسفانه همسایه‌ها به خاطر واق واق هایه شبانه‌ی عروس‌خانم که اصرار داشت برای ماه عسل به جای شمال، حتماً باید بروند کره‌ی ماه، شکایت کردند. شکایتشون به درخواست Movement رد شد و برای ماه عسل اماده شدند. اینطوری شد که سگه فهمید زنش گربست و نمیدونست ماه عسل کجا ببرتش. سگ تو فکر فرو رفت و به این نتیجه رسید که براش یه موش کادو داد و گربه ماه عسل یادش رفت و بعدش سگ نقشه کشید تا پول گربه رو بالا بکشه. گربه یک شکایتی دیگه توی فروم مطرح کرد و به رژیم منحوس سگ هشدار داد تا از حدود خود عبور نکند در غیر این صورت با قوای میویی رو به رو می شود و در صورت رد شدن شکایت از مراجع قضائی پیگیری خواهد کرد! پس تصمیم گرفت مخفیانه اون رو بکشه و جسدشو بندازه کناره جدول تا فرشاد بنگاه دار اونو با خودش ببره. ولی فرشاد بنگاه دار اون روز مرخصی بود و جاش یه لاکپشت اومده بود. لاکپشت هم گفت من بنگاه دار نیستم من اومدم قبض آب رو بدم. سگه کلاً گیج شد و یادش رفت اصلاً چرا اومده بود. بعد موشه که هدیه گرفته بود شروع کرد دنبال گربه دویدن ولی خودش از گربه میترسید. بعد گربه از موش فرار کرد که سگه ناراحت نشه. بعد همشون سوار آسانسور شدن که برن کره ماه ولی آسانسور بین طبقه دو و سه گیر کرد. همون موقع یه شتر از سقف آسانسور افتاد پایین و گفت اشتباه اومدم. بعد همه پیاده شدن برن با اتوبوس ولی اتوبوس راننده نداشت و راننده رفته بود نون بگیره. آخرشم پول گربه معلوم شد از اول تو جیب خود گربه بوده ولی چون جیبش سوراخ نبود هیچوقت نگاه نکرده بود. انجا بود که گروهک منیجرین از راه رسید و همرو تعلیق کرد تا کسی فرار نکند انجا بود که ناخدا جلال از راه رسید و جلوی آنها را گرفت. ناخدا جلال که نه خدا بود و نه جلال، پرسید پس کجاست بلال؟ همه به هم نگاه کردند. سگ گفت: «بلال سه ساعت پیش رفت شارژ ایرانسل بگیره، هنوز برنگشته.» همون لحظه یه یخچال با سرعت نور از پیچ کوچه پیچید و زد به تابلو «ورود شتر ممنوع». از توی یخچال یه پنگوئن با کراوات بیرون اومد و گفت: «ببخشید جلسه انجمن قاشق‌های چپ‌دست اینجاست؟» لاکپشت که هنوز قبض آب دستش بود، قبض رو اسکن کرد، یهو قبض تبدیل شد به گواهینامه تراکتور. موش با دیدن این صحنه از شدت تعجب شروع کرد پارس کردن، سگ هم برای حفظ تعادل شروع کرد میو میو کردن و گربه برای اینکه فضا طبیعی بمونه بع‌بع کرد. در همین لحظه اینفرنوس از آسمون نازل شد، ولی چون بنزین سوپر نزده بود وسط راه خاموش کرد و افتاد توی باغچه پیرزن همسایه. پیرزن هم فکر کرد گلدونه، هر روز بهش آب می‌داد. بعد از سه روز اینفرنوس شکوفه داد و از شاخه‌هاش سه تا هندونه و یه مودم وای‌فای سبز رشد کرد. گروهک منیجرین دوباره برگشتند و اعلام کردند: «از امروز هر کسی منطق داشته باشه، بن دائمی میشه.» همه با خوشحالی شروع کردند بی‌منطق‌تر شدن. شتر رفت توی آکواریوم شنا کرد، ماهی از ترس پرید روی درخت، درخت هم درخواست داد که از این به بعد بهش بگن «آسانسور سبز». همون موقع فرشاد بنگاه‌دار از مرخصی برگشت، ولی چون یادش رفته بود بنگاه‌داره، رفت توی نانوایی و برای مشتری‌ها خونه اجاره می‌داد. مردم هم نون رو رهن کامل می‌کردن. ناخدا جلال دوباره داد زد: «پس بلال چی شد؟» یه صدایی از داخل مایکروویو اومد: «من بلال نیستم، من آپدیت ویندوزم. تا ۹۹٪ صبر کنید.» همه ۴۸ ساعت منتظر موندن، ولی آپدیت روی ۹۹٪ گیر کرد. سگ از حوصله سررفتگی رفت یه شرکت هواپیمایی برای مورچه‌ها تأسیس کرد، گربه مدیر منابع انسانی شد، موش هم مسئول امنیت شد چون هیچ‌کس ازش حساب نمی‌برد. در آخر معلوم شد اصلاً بلال وجود خارجی نداشته و فقط یکی موقع تایپ «هلال» اشتباهی نوشته بوده «بلال». اما چون همه سه صفحه دنبال بلال گشته بودند، کسی دلش نیومد حقیقت رو بگه. داستان همون‌جا تموم نشد، چون ناگهان صفحه آبی ویندوز از آسمون نازل شد، برای خورشید پیام Restart Required اومد، دنیا خاموش و روشن شد و بعد از ری‌استارت، همه شخصیت‌ها تبدیل شدند به گلدون پلاستیکی... جز اون شتر، چون شتر از اول هم آپدیت نشده بود. تا یک ماه آینده ویندوز xp آپدیت نداشت تا اینکه آپدیت داد و دوباره همه چی مثل شتر شد. اما ورق وقتی برگشت که شتر، چون تنها موجود آپدیت‌نشده بود، ادعای پادشاهیِ دنیایِ گلدونی کرد. او با استفاده از اون قبضِ آب که حالا گواهینامه تراکتور بود، شروع کرد به شخم زدنِ آسمون. با هر بار شخم زدن، از دلِ ابرهای پنبه‌ای، به‌جای بارون، بسته‌های اینترنت رایگان و جوراب‌های لنگه‌به‌لنگه می‌بارید. گلدون‌ها (که همان شخصیت‌های قبلی بودند) از شدتِ حسادتِ پلاستیکی، شروع کردند به فتوسنتز کردنِ کدهایِ هکِ اینستاگرام. ناگهان مایکروویو که هنوز روی ۹۹٪ بود، با صدای بوقِ ممتد منفجر شد و به‌جای انفجار، بویِ نانِ داغ و “بلالِ” تنوریِ واقعی کلِ کهکشان رو برداشت. ناخدا جلال که حالا تبدیل به یک گلدانِ بنفشِ آویزان شده بود، زیرِ لب زمزمه کرد: “دیدید گفتم بلال وجود داره؟ فقط نیاز به دمایِ ۲۲۰ درجه داشت!” و این‌گونه بود که دنیا دوباره ری‌استارت شد، اما این‌بار تنظیماتش روی حالتِ “پختِ آرام” قرار گرفت تا هیچ‌کس نه بمیره، نه تبدیل به گلدون بشه، فقط همگی تا ابد منتظرِ شنیدنِ صدایه دینگ مایکروویو بمونند. شتر که به خواب فرو رفته بود و در حال دیدن پنبه دانه بود، با صدای زنگ در از خواب پرید. قبل از اینکه در را باز کند کوهان‌هایش را پر از آب آلبالو کرد و سریعا به سمت در رفت. @Exit که از قبل هاستری خریده بود و گاد مودش روشن بود دم در بود. اون یادش رفته بود گاد مودش رو خاموش کنه و تبدیل به گلدون نشده بود. Exit که شتر را دم در دید با تعجب پرسید: «سلام شطوری؟» وی در جواب گفت خیر بنده یک موجود زنده ام و اینگونه بود که شتر به فکر فروع رفت.
  15. AshkSorkh

    با دختر تصادف کردم😅😅😅😅

    والا خدا سر دشمن نیاره تو واقعیت تصادف کنی چشماشون مثل گربه میکن دلت میسوزه لامصب همیشه اینجوری بوده
  16. اَهههههههه صد بار گفتم شارژ میبری بزار سرجاش دیگه
  17. AshkSorkh

    سیگار میکشی؟

    والا نخی که خیته وینستون پاکتی تقریبا تو یه هفته ۲پاکت
  18. AshkSorkh

    مجازت رو مخ

    ببین اول صب ۵۰۰دقیقه میوت شدم بخاطر اهنگ اونم چی جمعه صب ساعت ۱۱ منم بیکار میخاستم تایم بزنم خلاصه مثل این لالا هعی رفتم اومدم مثل این سربازا بشین پاشو کردم تا بفهمن میوتم
  19. AshkSorkh

    با اخلاق ترین ادمین سرور

    با اختلاف بیش از حد هم تو گفتار و هم در رفتار خودم واقعن خیلی صبورم و خوش صحبت
  20. AshkSorkh

    داستانی که امروز شروع شد

    من چرا دارم میخونم اینارو اونم کامل با دقت
  21. ها ها ها ها بیاید بهش اسکار بدید
  22. AshkSorkh

    بهترین Vehicle اکانتت چیه؟

    من بهترین ماشینم موتوره😂😂 جدی NRG-500 بهترینه
  23. AshkSorkh

    بهترین دختره سرور کیه

    رفیقامن
  24. ببین اگه‌گلدی حساب کنیگ Vortex اگه به پول حساب کنیم لامبو مثلا من اینجوریم که بخام چیزی بخرم پولی باشه یه هوع ۵تا میخرم که سود خوبی کنم روش شمام اینکارو کنید
  • کاربران آنلاین در این صفحه   0 کاربر

    • هیچ کاربر عضوی، در حال مشاهده این صفحه نیست.
×
×
  • اضافه کردن...