آقا ما رفتیم سر وال ۵۲ که بگیریم بعدش دوتا دختر با ماشین Sultan اومدن بیا عزرائیل ات اومده بعدش میزدم نمیرفتن بعد میگه ۱۰۰ ک بده ولت کنم
یعنی با خودم گفتم خدایا تو کلن PK فقط من سان اف میکشم مثل خر آدم میکشم بعدش این بیاد بگه ۱۰۰ ک بده ولت
یکی نیست بگه زنیکه برو از خدا بترس دیگه هیچی ادامه نمیدم یچی از دهنم در میاد