این سوال رو پرسیدی یه چیزایی یادم اومد یادمه یه شب خسته بودم با ماشین از روستا میومدم تک تنها هیچ ماشینی مردمی هیچی رد نمیکرد جلو تر که رفت دیدم صدای عجیبی میاد عین صدای جیغ میخواستم پیاده بشم از ماشین یهو دیدم یه اسب بی سر افتاده دنبالم یهو ماشین خاموش شد خود به خود ماشین هیچیش نشده بود استارت نمیخورد میخواستم به فامیلام زنگ بزنم گوشیم خاموش شده بود منم که گوشیمو شارژ فول کرده بودم به استارت دوباره زدم و یه دعا کردم روشن شد اسب بی سر همینجور پشت سرم میومد منم تا نزدیک شهر شدم یهو غیب شد میخواستم عکس بگیرم ازش گوشیم خاموش شده بود