تخته امتیازات
مطالب محبوب
در حال نمایش مطالب دارای بیشترین امتیاز در 05/15/2026 در همه بخش ها
-
سلام و درود خدمت تمام کسانی که این متن رو میخونن در بازی ما وقتی دستور /g یا /garage رو میزنیم میبینیم هم موتور هم ماشین هم هلیکوپتر و یا هر چیز دیگری یه جا هستن ولی چرا مرتب نکنیمشون؟ به عنوان مثال مثلا شما ۴ تا ماشین داری ۲ تا هلیکوپتر ۱ موتور ۱ قایق همشون یه جا هستن ولی اکه مرتب سازیشون کنیم وقتی دستور /g یا /garage رو بزنیم اول از همه ۴ تا گذینه بیاد 1_Vehicle 2_motorcycles 3_Ships یا boats فرقی ندارن 4_Air vehicle بعدا مثلا میخوایم بریم بخش ماشین رو اولی میزنیم بخش موتور دومی بخش قایق سومی و بخش هواپیما با هلیکوپتر چهارمی و بعدا لیست باز میشه و فقط در لیست چیزی که میزنید هست و این نظر به نظر خودم نیازه برای بازی و جالب تر هست اگه خوشتون اومد بگید ولی اگه با نظر من مخالف هستید دلیلش هم بیان کنید امید وارم خوشتون اومده باشه و این نظر عملی شا بدرود2 امتیاز
-
به نام خدا باعرض سلام و احترام خدمت تمامی عزیزان آرساکیا گیم عکس پنل کاربری: اولین بار هست که وارد اقلیت "News Reporter" می شوم و خوشحال هستم که با یک مجله خوب در خدمت شما باشم. بنده و ادمین @Ezi در حال مصاحبه بودیم؛ که یهو صدای دو عدد جنگنده رادار گریز دوژمن آمریکایی از نوع F-35 USA به گوشمون اومد: بنده و @Ezi ترسیدیم و با سرعت دنده گاز رو زدیم و از اون منطقه فرار کردیم. بنده و @Ezi تو راه داشتیم هایده گوش میدادیم و یهو دوباره صدای جنگنده دوژمن اومد ولی اینبار جایی رو نزدن! ولی اینبار همه چی فرق میکرد، اینبار جنگنده ها برای سوخت رسانی در یک ناو بزرگ به نام "Abraham Lincoln" فرود اومدن! بنده هم کنجکاو شدم تا اونجا رو بررسی کنیم. به @Ezi گفتم تو ماشین هایده گوش کن تا برم و بیام! به صورت مخفیانه وارد ناو شدم تا ببینم اونجا چه خبره. خلاصه که رفتم و وارد ناو شدم تا اطلاعات و معلومات ویژه ای از این ناو کسب کنم و به سازمان فدرال ارائه بدم و با موفقیت این اطلاعات رو با استفاده از ریز پرنده جاسوسی با موفقیت کسب کردم. چون نصف شب بود و همه خواب بودن با @Ezi تو ماشین خوابیدیم تا صبح شه. صبح شد، صبح همگی بخیر! میخواستیم به مدیر اطلاعات فدرال یعنی سید علی LaMaRi @Scorpro زنگ بزنیم، زنگ زدیم زنگ زدیم زنگ زدیم... جواب نداد! تو صحرا بودم، هیچی تو صحرا وجود نداشت! یه دفعه یه معلمی رو دیدم که از تشنگی داشت جون میداد، که سوار ماشینش کردم و یه ساندیس بهش دادم و کولر رو واسش زدم. چند تا سؤال از این معلم پرسیدم: شما چه کسی هستید؟ بنده خداوردی هستم اینجا چه میکنی؟ چند عدد سارق ماشین و اموالم رو دزدیدن😭 خلاصه که دلم برای این معلم زحمتکش سوخت. ناگهان به یک جاده خاکریز مواجه شدیم! که دیدیم دو عدد پدافند روسی که با نام "Pantsir-SMD-E" مواجه شدیم. که یهو یکی از کارمندان سازمان اطلاعات فدرال با من تماس گرفت. نام این شخص متی کار ضحاک بود "MeetiMareZahakProMax" اخطار داد که از این منطقه فوراً خارج شوند وگرنه به عنوان جاسوس یا تخریبگر دستگیر میشید. ما هم ترسیدیم. در حین برگشتن از این منطقه چندین انفجار به گوش آمد💥 صدای جنگنده آمد که شروع به شلیک موشک های هوا به زمین پیشرفته دوژمن از نوع "Kh-35UE" آغاز شد. پدافند ها فعال شدند🪖 صدای انفجار خیلی بلندی به گوش رسید💥 که یکی از جنگنده ها با سرعت خیلی بالا زدن و فرار کردند و از منطقه نظامی خارج شدند. که با یک افسر فدرال که نامش LoveGod بود مصاحبه کردیم. که بصورت قانونی وارد این منطقه شدیم و از آنجا عکاسی کردیم. متأسفانه همانطور که در عکس مشاهده میکنید پدافند منهدم شده بود. که این ناو هواپیما بر سریع از این تنگه خارج شد و با حمله نیروی دریایی مواجه شدند. تشکر از تمام دوستان - ری اکشن یادت نره رفیق😉2 امتیاز
-
2 امتیاز
-
تا خودکار رو می ذارم پای برگ عقلم ناخواسته بر می داره پاره سنگ این جهنم فقط خشم میده آرامشم تمام شب، تماشای نمای شرق مثل اون بی منزلی که زل زد به بار کج واسطه اش اون بالا راه نداده واسه تهش پای سرو رو می برید نپیچه لای سقف عاقبت بدن گرمشو با تبر کوبید رو خاک سرد مغرور از خلق برهوتی که روزی یک باغ سبز بود منم و قدم های آهستم رویاهام کابوس شدن اما با خط های واضح تر به کام مرگ فرو میرم چون حتی نمونده نای ترک کشیدی پرده ها رو به آتیش این روزا دیگه بر نمی گرده به عادیش اهمیتی نمیدم حتی دیگه به باقیش چشما خیس حسرت اونی که چرا نیست قاب رو قاپیدی صاف تابیدی به قاضی تو نور بسوزیم یا با تاریکی بسازیم؟ البته معلوم نیست این بدیشه یا خوبیش این چراغو که روشن کنی همه گندا رو میشه از اون که رشوه داد تا اون که باج گرفت پاهاش گره خورد به عمق فاجعه روباه صفت قصه میشه خاطره تو این محاکمه، فقط مو حاکمه جریان ستم ناتمام به تن جای طناب درک ناتوان از این حجم ناجوانمردی حال فنا قله زیر چال کن ها اسیر چهار کلام حرف از دین ماجرا بی صورت، گیسو کند حدود بیست و قبر پیچ و خمِ شیر و خط میون دیو و دد می رسه یه صدای بیگانه تو نقاب همه جا تاریک یه گلوله گیجگاهتو شکافت که فردا پوکه هاش تو نور زیبای موزه هاست وحشت دیروز لعنتی بیداره تو صدام بازمونده بی آب و تاب و توان داره تلو تلو می خوره دور فانوس ها تو خفا قانون هامون بیات، عین کابوس هامون عیان تا بوت ها رو زمینه تابوت ها رو هوان تو دست مادر ها سبد لاله های جوان تا بوت ها رو زمینه تابوت ها رو هوان تا ابد می مونه جا موها رو زبان تا بوت ها رو زمینه تابوت ها رو هوان تا دست یافتن رو اسب تاختن کاخ ها رو سوزوندن تو دخمه قصر ساختن اما این دفعه پی چی می گردن ؟ از لج هم گل ها رو قیچی می کردن رسید به استخون کارد یه نقطه شد غار منتها کاسب خبر از حنجره به حُجره نون داد هر سو به منفعت خودش موش دووند تا تو اون داد یادمون بره کی واسه موش توون داد اون که گفت التماس دعا می بینی اون طرف پیوست به انتقام جوها پی روزی ولو به قیمت یارسوزی آدم لنگ مجبور اسیر چاپلوسی که فقط وعده می شنید قد درازای زبون اشاعه فقر نقاب حساب های کلون اماله ترس فشار نگاه های عمود با شناخت ملت نیاز به شناسایی نبود همون تفنگ رو هم نشناسی میشه چماق این دردسرها بالاخره می شه تومور این میکروفون ها وصلن به میک سماق صفحه شطرنج زندگی شد میز قمار سینه اتاقم یه پناهندم از زمان کندم آرزوهامو تو گذشته ها رها کردم بدون حتی نیم نگاه به پشت سر هر کی تونست بین این بگایی حُجره زد به ما که می رسه می گه اگه ساکتی خایه نی (خائنی) با اتحاد مناسبتی بجای دائمی قایمی که با بنی بشری نشینی پای میز که ابایی نداره ملت رو بذاره لای ریسک چشام خیس، نمی دونی از دل صد پارم اینم آهنگ نیست به سکوتم لحن دادم کسی نمیده دیگه گله نامه ها رو جواب با تو ما تو سراب، می خوره باتوم ها تو سرا با صدای چکمه های باغبون های صیاد تا بوت ها رو زمینه تابوت ها رو هوان تا بوت ها رو زمینه تابوت ها رو هوان تا ابد می مونه جا مو ها رو زبان تا بوت ها رو زمینه تابوت ها رو هوان مردم آبادی سرها داغه از افیون آگاهی ولی دریغ از یه نقطه مشترک بینمون سر مفهوم آزادی حتی اتحاد امروز سر گره خوردن نخ بادبادک هاست زادگاه چپاول، این سال ها خزان بانگ اذان سر میده پایگاه چپا وردشون آیات صلوات مِلکِشون آباد جاده و پل بینشون آزاد واسه ما مِهرِشون آبان شاهد باش رو دیوارا گلوله جیب خالی ما خرجِ قُشون غنچه کُشون قنات خالی واسه دست های سَدِ قُنوته تو چنته جنونه یه نَنگِ دو نونه دلم پر می کشه تَنگِ غُروره هر جور بگم افته که تاریخ ما به ستم قفله میپیچن واسه ملت نسخه کام رو باز کنی که زهر رو بدن خوردت تو همهمه ای که حتی خِرَد جرمه من به معنی سکوتم دلم قرصه این خون تازه جوهر پیشگفتار قصه اس، تو فریب اداشو نخوری که داره هر دفعه عمدا پایین می بره ضریب خطاشو دلیل بقاشون مساوی باخت همه بجای اینکه به سر سبز این ملت صبور تاج بزنه از پاشون خار بکَنه ساچمه تنت می کَنه پاشنه درت انگار غرق لذت از ذوق آتیش و خاکستره تو قاب یه زنه که صداش به گوش من میاد یکی گفت بمون بجنگ قیام یکی گفت بزور بکن بیا اون بیرون صف جلو ارباب دولّا راست آرمان سر همون دلاراست که ما این ور درگیر هجوم صفریم تحریم و سرود نفرین حالا ما عدد کدوم فکریم ؟ اون فکری که نمی شناسیم؟ این جلد ها عوض میشه جز توش هزار برچسب و پرسش و گل پوچ کدوم پرچم یا جنبش الگوتر از اشک زن و غرش پرشورش که خودسوز میلاد اون روزه که جای گوله می باره گلبوسه سنگین سر از این ننگین زهر از جو حاکم و تمدید صبر از حق ساکت و تبلیغ زرد مغز فاسد تدوینگر از حرف شاهد اصلی که مفت بر شد به منافع کثیف اون صفحشو به خون ما تزیین کرد تا دلش ترکید زن جیغ زد از میون جمعیت همه چهار ستون ها لرزیدن اما حتی انگیزه هامون غم انگیزن تنش رو کوبید رو خاک سرد این برهوت که روزی باغ سبز بود دارم به کام مرگ میرم نمونده دیگه نای ترک به مصلحت خود به دختر بی حجاب گفت "مُهِم اینه دلت پاکه" "مُهِم حفظ خاکه" "مُهِم به هم رسوندنِ نقطه اشتراکه " گفتن "حس ها رو پختن" "وعده دیار انسان خوشبخت " باز میان حصار قدرت ما شدیم پیاده نظام دشمن؟ فشار دشمن رو منه با چرخ دندش به شما که رسید، بد نگذشت اون خون که می کنه از رگ نَشت از فرزندیه که دیگه برنگشت تکرار شد، تکراری نه منو به حال خود بسپارینم اسم ها میرن تو مسیر ریل میندازن اشک ها برات سیل می سازن این نسخه ها بی دوامن بی دوا من سرفه هام بی امانن که حتی در رفت زِوارِ ماسکم شاید سرفه صدا رو باز کرد لگد مال نیمه جان زیر پاشون به تقلا، به نجات می گه آشوب میره پا چوب، خون سرازیره پا جوب سراسیمه واژگون، سرا بی نقاب شد نما دینه عناوین نمادینه لاف روشنفکری برای چینه پروا ز پرواز پرا چیده اینا روحم رو عمیقأ خراش میده بازی گرگ و میشه لطفی که واسه قوم و خویشه تو خالی، نمی تونی پر کنیش کرکریش از جو کرک و ریشه دیگه فردام به درک بذار لااقل حرفامو بزنم خاکش رو خوردم، تعصب کشیدم کجا باس تحصن بشینم؟ ها؟ من که بی پایانم اینکه آیا می رسم آیا نه واسم مهم نیست من آزادم از جایی بخونم که وایستادم یه راستگوی مزاحم سَره به هزار چاپلوس نخاله قطره اشک هام بارون سوال مقاومت اولین قانون ثبات حسرت من نوشته رها این خونست نه جبهه جهاد تنفر دارم از تماشا دادن ملت و غم این چهره به جهان تو چشمات بستست، وا کن، بنگر به این پیکره بی در و پیکر به اون غفلت از صحبت ملت اونسراسر این خبرا همه ت تو بردن و پیگرد سراسر این خبرا همه ندا میده یکی از نفرها کمه بار سنگین کمرا خمه این آدم نیست، ابر آدمه ایران شده همه جا مزه خبر غافل از بطن لحظه خطر وعده جهنم غل و زنجیر زد تا دلش ترکید زن جیغ زد تشنه عین لوت رشته مثل کوه جاری مثل رود سرپا مثل سرو لَخته مثل مو خشم معتبر نامردها دستشون تبر (نامردها دستشون تبر) اینو با دل با دل بی قرار نوشتم واسم مهم نیست دیگه حاصلش چی دراد می خوام محو شم تو افق لب ساحل بی کران یاسر خودم باشم و سایر دیگران چه خنده بر رویی؟ چه خم به ابرویی؟ پا بده ظالمی یا بر عکس، نه به صرفه مظلوم یه سری لودن سری شدن به لحن دستوری یه سری کودن مثل کودن زیر درخت مصنوعی این ترازوها میزونن با ابروت تو کتت نره فرو می کنن تو پهلوت زیر سقف گردون، از ترسم جرأت رو بدوش عبور کن، جامو بگیر، جرعتو بنوش من، یه رُخ جنگجو که روحش کم جونه همچون میله مذابی که خودش خم شد عدل و داد به لحن چکش به شرط سرکوب حتی اینا می خوان بجا کلاه بذارم کَپِ مرگو رد کینه پی فتح جانشین تو راه اتحاد واسه هم فت پا کشیدن تلنگر برام از توهم درآم که منفعل و فعال اینجا تفأل فقط گران اگه خبر ادامه داره چون کشش دید حرف مفت زن بهونه دست منکرش میده واسش چقدر مهمه که این خاک تو آشوبه اینا دلاشون در حد کمد آتوهاشونه این ناتوها کارشون فقط بذر نفرت کاشتنه واسه کیف ملت کیفر خواستن تنها راز بقاشون مربوطه به دم و بازدمت مهمتر از به دست آوردن نگه داشتنه ابرها سوختن نگاه به صحرا دوختم نهال قد کشیده رو قطع کردن بخاطر شکفتن اون که رویاهاشو گم کرد تو بیراهه های ممتد این جاده ها بی بازگشتن تا دم دیواره های غربت باد خشک سرد ماه پشت ابر به باغ مشرفم دستا به جیب تو این روند فرسایشی که قراره فقط یک رونده در سایه شیم ما ابزارشیم چقدر باغبون بد چه ترسناک نمیشه حرف عاشقونه زد یه محوطه که عجیب ترین کار ابراز محبته به مجرد خشونت همه چی مرتبه مجسمه تنها با همه قهر آغوش بهانه کافیه تا قطره بارون شه بذر تا خوشه عزم تا کوشش مغز باهوش نیست !فقط قلب خاموشه می باره تگرگ رو سرمون جای تبر رو تن چوب کسی گل نمی کاره نبینه لگد شدنشو به حسرت دوختنمون از عطش سوخت لبمون یه مسافر مجبور مثل قفس تو چمدون بهارتون تو خزانه بهارمون تو خزان بی احساس موند کلید زندان گم رو پلک هام خون دوباره قصه تکرار شد بسیار خب اصرار کن گفتی سطحی بود، اغفال شد تو دیگه عمق ما رو به خودمون بسپار اگه الان رو سطح آب دنبال جلیقه نجاته چون خونه امیدش اعماق گرداب موند تنور فتنه داغ ما بین اتفاق این چند تا بیت به عنوان پی نوشت باغ دیره یا زود، این درکم از جو حاکمه یه بهت زده جوابش یه لب ساکته ابرها سوختن نگاه به صحرا دوختم نهال قد کشیده رو قطع کردن بخاطر شکفتن اون که رویاهاشو گم کرد تو بیراهه های ممتد این جاده ها بی بازگشتن تا دم دیواره های غربت ابرها میسوختن تمام شب، پرنده های شعله ور دارن از اون بالا می افتن اگه به سوخت دادن بود من و تو حتی دیگه نیست باکمون زیر همین آسمون وقتی هرکی به سویی می گریخت تو اونی که منتظرم ایستاده بود منتظرم ایستاده شب کور یه بار هم این ور بوم بذار زمین چمدون کنارمی همه دور خونه منطقه ممنوع خود منظره مفهوم کل دفتر من سوخت همه ناقل خبر منسوخ اینا پاچیدمون از پا چیدمون تو تو بغلم باقی بمون می تابی تو عمق شب تار غنچه تو بهت غم باغ گُر درونم از تن داغت گوش و زبون من کر و لال روح سبک تر از پر کاه روی من و لب از لب یار دو آتیشه عین قبلنا قالیچه بین چمن ها خالی شه قر کمرها نه بازیچه سیل خبرها چه تقلایی لا تقلا؟ جدول ها زیر جدل ها با تبرهایی که از طلان آشیونه کلاغ ها رو دکل هان همه امیدمی تو هوام دم تو می دمید پی بهانه برای روییدنی فدای لب بوسیدنیت نوای قلب تو سینمی تو قامت یک اسیر سرم رو به دامنت بپذیر نجابتت چه اصیل لطافت یه نسیمی که می وزید جاریه ریتم بیا هم پیاله بادیه شیم ببین از همین زاویه دید میشه از الان تا ابد قافیه چید تو این پیچ تند، گیج و گنگ کسی چه می دونه که چی میشه حکم؟ می باریده خون از تاریخمون تو تو بغل من باقی بمون دیگه پل ها ریختن امید واهی عذاب رو می کنه طولانی تر این سکان لق، افتاده تو یه طوفان سخت میذارم استخون لای زخم محو تماشای مو های لختت تو این حصار تنگ بباره سنگ هر طوری بشه کنارتم یکی هست هنوز دیوار تکیه ات لای سنگ ها دلی هست اما نمی ده بیگانه ملیت صدا عربده از دور نوک اسلحه دستور رأی تبرئه محکوم جاری از لبت هذیون چراغ ها رو شکوندن و خاموشی زدن بدون واکنش و نظر شدیم فقط تابوت کش خبر اینا می خوان نابود بشه بشر تو دیگه به روم آغوشت رو نبند منو با بوسه هات بخواه تو دلم محفوظه جایگات بی تو کابوسه راه خواب رو نوک نازک شاخه ها تو هجوم آفت سرا بد تر از گلوله داغن داده تکیه به ستون لاغر تا بستن دکون آخر جواب گندید تو لُپ داور روان درگیر، دروغ ها باور من که با این چپق چاقم خیره به افق باغم نه که عقب کشیدم ولی نقشه رو از قبل کشیدن بذار آروم بغلت بشینم تا اینجا خون اومدم رسیدم میون وضعیتی که از یتیم تا ننه بابا دار هم اذیتیم باقی راه تو عزیمتیم قافیه ها جدیه، نه زینتی وارث این خونه داره جلو آینه می خونه حادثه که خبری نداره خبره که حادثه می کنه چرخی که این چرخه رو می شناسه داره دیگه آهسته می رونه حالا یه ناکس بی بته داره واسه جایزه می دوئه یه لب هرز هم و غمش تعرفه ست مملکت خود معرکست دلم خونه چشمم پنجرست جنگ منفعت و معرفت گفتگوت خورد به کوه جای چکش حفره موند حالا اونا با پتکشون دارن میان طرف جفتمون اون تار موت یعنی آخرین ریسمانمون اگه به سوخت دادن بود من و تو حتی دیگه نیست باکمون تو منتظرم ایستاده بودی1 امتیاز
-
عزیزانی که در این تاپیک شرکت کنند ممکن است جوایزی دریافت کنند. اگر از نظر مالی بی دغدغه بودید، پولتان را بیشتر صرف چه چیزی میکردید؟ ترجیحا پررنگ ترین مورد را بیان کنید. مثلا: ماشین، کمک به دیگران، استخدام قاتل، ساخت و ساز و غیره لطفا دو پاسخ آماده کنید: 1- در دنیای واقعی 2- در دنیای آرساکیا1 امتیاز
-
1 امتیاز
-
1 امتیاز
-
برای درخواست مرخصی طبق فرم زیر به تاپیک پاسخ دهید: - عکس بخش "اطلاعات کاربری" در UCP: - از چه تاریخی تا چه تاریخی درخواست مرخصی دارید؟ (تاریخ باید میلادی و به فرمت رو به رو باشد: YYYY-MM-DD مثال 25-12-2022) (خود آن روز هم حساب است): - به چه دلیل درخواست مرخصی دارید؟ • نکات: - تا زمانی که درخواست مرخصی شما توسط Leader پذیرفته نشده نمی توانید از مرخصی خود استفاده کنید! - تا زمانی که درخواست مرخصی شما توسط Leader پذیرفته نشده صبور باشید و دو بار پست ندهید! - برای نیامدن به Meeting واجب است که درخواست مرخصی بدهید تا FW دریافت نکنید، قابل توجه که از تعداد درخواست مرخصی شما کم خواهد شد. - مسئولیت غیبت شما در Meeting و روز های دیگر همراه با مرخصی به عهده خودتان هست، مثلاً اگر قوانینی در اقلیت تغییر یابد، شما باید از بخش اطلاعیه های اقلیت از آن مطلع شوید و داشتن مرخصی و ندانستن قوانین بروز شده برای ما دلیل موجهی نخواهد بود!0 امتیاز
این صفحه از تخته امتیازات بر اساس منطقه زمانی تهران/GMT+03:30 می باشد
