سخت این است که دشمن سر دارت بزند سخت این است که معشوقه کنارت بزند
هیچ دیدی که کسی آمده باشد از راه بنشیند به دلت دست به غارت بزند
هیچ تا حالا شده عقلو دلت را ببرد آتشی بر همه ی دار و ندارت بزند
آه یعنی به یکی جان بدهی اما او پای نامت الکی مهر حقارت بزند
شوق یعنی که بخواهی نرود از پیشت درد یعنی که فقط حرف اسارت بزند
عشق یعنی که سرت را فدایش بکنی سوز یعنی که فقط زیر پایت بزند
حسرت این است که ویرانه نشینی بشوی ولی او با دگری قصر و امارت بزند
کیش یعنی که برو راه دگر پیدا کن مات یعنی برورد تمام من را بزند
واست مهم نبود یکی با اینکه خیلی خسته بود بازم به جرم عاشقی دل به دله تو بسته بود
واست مهم نبود و تو چه ساده دل کندی ازم دروغ میگفتی می مونی خدا رو میخوردی قسم
دله بی طاقته من حیف تو که به پای من بسوزی رفتنی باید بره یه روزی
حیفه چشات که چشم به در بدوزی من موندمو چه آه سینه سوزی
من موندمو چه آه سینه سوزی
#میلادراستاد#چشم??