رفتن به مطلب
مرورگر پیشنهادی آرساکیا گیم مرورگر های تحت موتور کرومیوم می‌باشد، برای دانلود روی مرورگر انتخابی خود کلیک کنید
Google Chrome Microsoft Edge Ungoogled Chromium Brave Opera GX Opera

ارسال‌های توصیه شده

"حضرت مولانا می‌فرماید:

از محبت تلخها شیرین شود

  وز محبت مسها زرین شود

از محبت دردها صافی شود

  وز محبت دردها شافی شود

از محبت خارها گل میشود

  وز محبت سرکه ها مل میشود

از محبت دار تختی میشود

  وز محبت بار تختی میشود

از محبت سجن گلشن میشود

  بی محبت روضه گلخن میشود

از محبت نار نوری میشود

  وز محبت دیو حوری میشود

از محبت سنگ روغن میشود

  بی محبت موم آهن میشود

از محبت حزن شادی میشود

  وز محبت غول هادی میشود

از محبت نیش نوشی میشود

  وز محبت شیر موشی میشود

از محبت سقم صحت میشود

  وز محبت قهر رحمت میشود

از محبت مرده زنده میشود

  وز محبت شاه بنده می شود

از محبت گردد او محبوب حق

  گرچه طالب بود شد مطلوب حق

1275140-golbanafsh

golbanafsh.png

لینک به دیدگاه
https://forum.arsacia.ir/topic/102583-%D9%85%D8%AD%D9%81%D9%84-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C/page/3/#findComment-1438188
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • 2 هفته بعد...

عاقبت خاک شود حسن جمال من و تو

خوب و بد می‌گذرد، وای به حال من و تو

 

قرعه امروز به نام من و فردا دگری‌ست

می‌خورد تیر اجل بر پر و بال من و تو

 

مال دنیا نشود سد ره مرگ کسی

گیرم این کل جهان باشد از آن من و تو

 

هر مرد شتربان اویس قرنی نیست

هر شیشهٔ گلرنگ عقیق یمنی نیست

 

هر سنگ و گلی گوهر نایاب نگردد

هر احمد و محمود رسول مدنی نیست

 

بر مرده‌دلان پند مده، خویش میازار

زیرا که ابوجهل مسلمان‌شدنی نیست

 

جایی که برادر به برادر نکند رحم

بیگانه برای تو برادرشدنی نیست

 

 (نتونستم منبعی براش پیدا کنم)

db0917_26F1rst-Friends-24-08-2025-1-.png

𝑴𝒚 𝑨𝒄𝒄𝒐𝒖𝒏𝒕
1083428-Automat

     گفته بودم که اگر بوسه دهی توبه کنم          که دگر بار از این‌گونه خطاها نکنم  
    بوسه دادی و چو برخاست لبت از لب من        توبه کردم که دگر توبهٔ بیجا نکنم  

لینک به دیدگاه
https://forum.arsacia.ir/topic/102583-%D9%85%D8%AD%D9%81%D9%84-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C/page/3/#findComment-1449548
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

ترا دانش و دین رهاند درستدر رستگاری ببایدت جستوگر دل نخواهی که باشد نژندنخواهی که دایم بوی مستمندبه گفتار پیغمبرت راه جویدل از تیرگیها بدین آب شویچه گفت آن خداوند تنزیل و وحیخداوند امر و خداوند نهیکه خورشید بعد از رسولان مهنتابید بر کس ز بوبکر بهعمر کرد اسلام را آشکاربیاراست گیتی چو باغ بهارپس از هر دوان بود عثمان گزینخداوند شرم و خداوند دینچهارم علی بود جفت بتولکه او را به خوبی ستاید رسولکه من شهر علمم علیم در ستدرست این سخن قول پیغمبرستگواهی دهم کاین سخنها ز اوستتو گویی دو گوشم پرآواز اوستعلی را چنین گفت و دیگر همینکزیشان قوی شد به هر گونه دیننبی آفتاب و صحابان چو ماهبه هم بستهٔ یکدگر راست راهمنم بندهٔ اهل بیت نبیستایندهٔ خاک و پای وصیحکیم این جهان را چو دریا نهادبرانگیخته موج ازو تندبادچو هفتاد کشتی برو ساختههمه بادبانها برافراختهیکی پهن کشتی بسان عروسبیاراسته همچو چشم خروسمحمد بدو اندرون با علیهمان اهل بیت نبی و ولیخردمند کز دور دریا بدیدکرانه نه پیدا و بن ناپدیدبدانست کو موج خواهد زدنکس از غرق بیرون نخواهد شدنبه دل گفت اگر با نبی و وصیشوم غرقه دارم دو یار وفیهمانا که باشد مرا دستگیرخداوند تاج و لوا و سریرخداوند جوی می و انگبینهمان چشمهٔ شیر و ماء معیناگر چشم داری به دیگر سرایبه نزد نبی و علی گیر جایگرت زین بد آید گناه منستچنین است و این دین و راه منستبرین زادم و هم برین بگذرمچنان دان که خاک پی حیدرمدلت گر به راه خطا مایلستترا دشمن اندر جهان خود دلستنباشد جز از بی‌پدر دشمنشکه یزدان به آتش بسوزد تنشهر آنکس که در جانش بغض علیستازو زارتر در جهان زار کیستنگر تا نداری به بازی جهاننه برگردی از نیک پی همرهانهمه نیکی ات باید آغاز کردچو با نیکنامان بوی همنورداز این در سخن چند رانم همیهمانا کرانش ندانم همی

-ابولقاسم‌ فردوسی 

اونی که واست قیافه میگیره واسه ما میزنه دارکوبی!

1138907-ConflicT

لینک به دیدگاه
https://forum.arsacia.ir/topic/102583-%D9%85%D8%AD%D9%81%D9%84-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C/page/3/#findComment-1449572
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

هر کسی را نتوان گفت که صاحب‌نظر است

عشقبازی دگر و نفس‌پرستی دگر است

 

نه هر آن چشم که بینند سیاه است و سپید

یا سپیدی ز سیاهی بشناسد بصر است

 

هر که در آتش عشقش نبود طاقت سوز

گو به نزدیک مرو کآفت پروانه پر است

 

گر من از دوست بنالم نفسم صادق نیست

خبر از دوست ندارد که ز خود باخبر است

 

آدمی صورت اگر دفع کند شهوت نفس

آدمی خوی شود ور نه همان جانور است

 

شربت از دست دلارام چه شیرین و چه تلخ

بده ای دوست که مستسقی از آن تشنه‌تر است

 

من خود از عشق لبت فهم سخن می‌نکنم

هرچ از آن تلخترم گر تو بگویی شکر است

 

ور به تیغم بزنی با تو مرا خصمی نیست

خصم آنم که میان من و تیغت سپر است

 

من از این بند نخواهم به در آمد همه عمر

بند پایی که به دست تو بود تاج سر است

 

دست سعدی به جفا نگسلد از دامن دوست

ترک لؤلؤ نتوان گفت که دریا خطر است

سعدی شیرازی

[F1]

لینک به دیدگاه
https://forum.arsacia.ir/topic/102583-%D9%85%D8%AD%D9%81%D9%84-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C/page/3/#findComment-1450729
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

-شعر عاشقانه حافظ کوتاه-

من حاصل عمر خود ندارم جز غم

در عشق ز نیک و بد ندارم جز غم

یک همدم باوفا ندیدم جز درد

یک مونس نامزد ندارم جز غم

242a27_26r52526-s235333-animation.gif1205382-imbehnam               🖤⃟ ᴍᴇᴍᴏʀɪᴇs ɴᴇᴠᴇʀ ᴅɪᴇ 242a27_26r52526-s235333-animation.gif

لینک به دیدگاه
https://forum.arsacia.ir/topic/102583-%D9%85%D8%AD%D9%81%D9%84-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C/page/3/#findComment-1452219
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

برای ارسال دیدگاه یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید

برای اینکه بتوانید دیدگاهی ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید

ایجاد یک حساب کاربری

برای حساب کاربری جدید در سایت ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است!

ثبت نام یک حساب کاربری جدید

ورود به حساب کاربری

دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید

ورود به حساب کاربری
  • کاربران آنلاین در این صفحه   0 کاربر

    • هیچ کاربر عضوی، در حال مشاهده این صفحه نیست.
×
×
  • اضافه کردن...