درود و احترام،
بررسیهای موجود نشان داد که شخص بنده (حساب کاربری Deerawich) بااینکه هلپر سطح 3 بودم، اما با خارج شدن از تیم هلپرها (تاریخ ۲۱ تیر ۱۴۰۵)، در بخش کارکنان هلپر سطح 1 سابق شناخته میشوم.
احتمالاً این مورد از قصد به اینگونه طراحی شده؛ تصمیم نهایی با تیم توسعه میباشد.
درود و احترام،
با تست در یک کلنی که پس از Nametag شما Clantag آن نمایان میشود، مشاهده گردید که در اطلاعات دستور Stats/، اسم شما نیز رنگ Clantag را میگیرد. (ID و سه ستاره آخر)
درود و احترام،
از سوی اسکریپت نیست و محدودیت خود بازی میباشد.
شما وقتی بالای یک ماشینی که راننده دارد بایستید، کاراکتر شما به ماشین وصل میشود؛ حال زمانی که فردی از Enter/ استفاده کند، شما نیز به دلیل اینکه به آن ماشین وصل بودید وارد Pay 'n' spray میشوید و امکان خروج دوباره را نخواهید داشت. (مگر اینکه Respawn شوید.)
درود و احترام،
انیمیشنهای دیگر (Car 1, Lay3, Fall 1 و ...) همانند این انیمیشن نیز میتوانند در هرجا و هر Interior باعث این باگ شوند.
این باگ از اسکریپت آرساکیاگیم نیست، بلکه از سوی فیزیک GTA: San Andreas و نحوه توسعه این بازی میباشد.
درود و احترام،
در گزارش شما دو مورد ذکر شده، مورد اول یعنی خطای "این مقدار مجاز نیست." باگ نیست و منظور از این خطا، یعنی استفاده از شکلک ها در نام نمایشی مجاز نیست.
مورد دومی که ذکر کردید مربوط به Emoteها (برای مثال: ":((") باگ نبوده و خود انجمن این موارد را غیر مجاز میداند. (طبیعتاً به دلیل اینکه شکلک هستند و حضور شکلک در نام نمایشی ممکن نیست.)
درود و احترام،
گزارش جنابعالی تکراری ست.
مورد اولی که ذکر کردید توسط کاربر @Fayez گزارش شده است:
مورد دومی که ذکر کردید توسط کاربر @iBardia گزارش شده است:
هر کسی را نتوان گفت که صاحبنظر است
عشقبازی دگر و نفسپرستی دگر است
نه هر آن چشم که بینند سیاه است و سپید
یا سپیدی ز سیاهی بشناسد بصر است
هر که در آتش عشقش نبود طاقت سوز
گو به نزدیک مرو کآفت پروانه پر است
گر من از دوست بنالم نفسم صادق نیست
خبر از دوست ندارد که ز خود باخبر است
آدمی صورت اگر دفع کند شهوت نفس
آدمی خوی شود ور نه همان جانور است
شربت از دست دلارام چه شیرین و چه تلخ
بده ای دوست که مستسقی از آن تشنهتر است
من خود از عشق لبت فهم سخن مینکنم
هرچ از آن تلخترم گر تو بگویی شکر است
ور به تیغم بزنی با تو مرا خصمی نیست
خصم آنم که میان من و تیغت سپر است
من از این بند نخواهم به در آمد همه عمر
بند پایی که به دست تو بود تاج سر است
دست سعدی به جفا نگسلد از دامن دوست
ترک لؤلؤ نتوان گفت که دریا خطر است
سعدی شیرازی