رفتن به مطلب
مرورگر پیشنهادی آرساکیا گیم مرورگر های تحت موتور کرومیوم می‌باشد، برای دانلود روی مرورگر انتخابی خود کلیک کنید
Google Chrome Microsoft Edge Ungoogled Chromium Brave Opera GX Opera

Slap

توسعه دهنده
  • تعداد ارسال ها

    2476
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

  • روز های برد

    10

گروه های دیگر

ناظم ادمین بازی سرپرست بازرگانی شخص بسیار مهم (VIP)

Slap آخرین بار در روز March 15 برنده شده

Slap یکی از رکورد داران بیشترین تعداد پسند مطالب است!

درباره Slap

  • تاریخ تولد 11/03/2009

اطلاعات شخصی

  • نام کاربری در بازی
    Slap

آخرین بازدید کنندگان نمایه

81462 بازدید کننده نمایه

دستاورد های Slap

بروزرسانی وضعیت تکی

نمایش تمام بروزرسانی وضعیت توسط Slap

  1. عجیبه، یادم میاد چند روزِ پیش, سر کوچه‌مون دیدم یه زن مظلوم پیر, مأمور برق داشت سرش عربده میزد
    می‌گفت: ندارم با اون چشمای کم سو خیس, یهو بهش گفتم: بده من اون قبض و رفیق, من پولشو میدم، این‌طوری مردونه نیست
    گفت: اگه بفهمی خدا باهات لج بوده چی؟ اگه عادله، خب پس پسر من کوره چی؟ دوباره اشکای اون پیرزنه از گونه ریخت
    با صدای خسته و بدن لرزون پیر, گفت: دو ساله بچه‌هام بهم سر نمی‌زنن, گفت: خدا نکنه مثل من فرسوده شید
    مأموره گریه‌اش گرفت و دست و زد رو سرش, گفت: نمی‌رفته به مادرش سر بزنه, مادرم این آخریا دعا می‌کرد یه سره
    پسرت نتونه ببینت، دلش لک بزنه, شاید با خودت بگی اینا یه افسانه بود, یه گوش در بود و یه گوشتم دروازه بود
    ولی نه؛ اوس کریم با یه دعوای پول, به من و تو مأمور و پیرزن درس داده بود
    مأموره گفت: گرفتم از این روز درس, دولا شد دست پیرزن و بوس کرد
    مردم ا*مق کوچه هم درگیر قضاوت, همه باهم زدن پوزخند...


    کسی نبود وقتی تو بودی, وقتی پاهام منو یاری نمی‌کرد
    کسی نبود وقتی تو بودی, وقتی تو کوچه بچه‌ای باهام بازی نمی‌کرد
    کسی نبود وقتی تو بودی, وقتی گم شدم تو کوچه‌های ترس
    کسی نبود وقتی تو بودی, وقتایی که خیس می‌شدن گونه‌های من...

    اوس کریم...

  • کاربران آنلاین در این صفحه   0 کاربر

    • هیچ کاربر عضوی، در حال مشاهده این صفحه نیست.
×
×
  • اضافه کردن...