𝙸𝚗 𝚝𝚑𝚎 𝙽𝚊𝚖𝚎 𝙾𝚏 𝙶𝚘𝚍
Iran News 🇮🇷
خبرنگاران :
روزی روزگاری در شرکت خبرنگاران بودم
هوا بشدت گرم بود و تشنه بودم، ناگهان چشمم به آبسردکن شرکت افتاد
رفتم کنارش که یه لیوان آب بنوشم که دیدم متاسفانه خراب بود!
به شهرداری زنگ زدم و گفتم :
سلام لطفا به شرکت خبرنگاران تشریف بیاورید و فکری به حال آبسرد کن کنید
- با سلام، بودجه شهرداری بدلیل تعمیرات خیابان های Los Santos تمام شده
با این حال ناامید شدم
ولی به یادم افتاد که دوستم @ZiLanG تعمیر کار لوازم خانگیه!
بهش زنگ زدم و قضیه رو گفتم
اون هم دلش به حال ما سوخت و گفت آدرس بده به صورت مجانی این کار رو بکنم!
با ماشینش اومد به شرکت
با کمک همدیگه دستگاه رو گذاشتیم پشت ماشین و با تعمیرگاه راه افتادیم
به تعمیرگاه رسیدیم
بدون اتلاف وقت تعمیرات رو شروع کرد و تو نیم ساعت دستگاه تعمیر شد!
دستگاه رو آوردیم شرکت که امتحان کنیم و از اونجایی که برق نبود نشستیم چایی خوردیم و گپی زدیم
بعد از آن به کارمندان شرکت این خبر خوب را گفتم و برای استفاده از آن به صف ماندند!
آنها خیلی خوشحال بودند و به همین دلیل از بنده @Luckitaو @ZiLanGکه این کار را کردیم خیلی تشکر کردند
با حضور افتخاری @Onlyو @FieDO عزیز
اگه حمایت شه داستان های بعدی جذاب تره؟
ری اکشن یادتون نره!
تا داستان بعد خداوند یارو یاورتان