McQueen ارسال شده در June 27, 2025 اشتراک گذاری ارسال شده در June 27, 2025 به نام خدا درود توجه: قبل از خوندن این مجله حتما قسمت اول این مجله رو بخونید! اینفرنوس جادویی (قسمت دوم) .......... صدا رو که شنیدم کمی شوکه شدم؛ به سمت جای پارک ارژنگ رفتم اما نبود! چیزی به ذهنم نمیرسید و کمی مردد بودم، یعنی ارژنگ کجا بود؟ چطور میتونست خود به خود حرکت کنه مگه نگفته بود بدون جادوگر قدرتی ندارم؟ جواب سوالات من در خرابه ی SF بود و اینو خوب میدونستم... دوچرخه رو برداشتم و راهی شدم؛ بدون ارژنگ طی کردن مسیر سخت و طاقت فرسا بود، اما بلاخره به مکان مد نظرم رسیدم: به همون بخشی رفتم که ارژنگ رو خریده بودم... عجیب بود! ارژنگ اونجا بود و جایی بود که اطمینان داشتم هیچ ماشین عادی ای نمیتونه بره! اوه پوستر اون مرد جادوگر... دقیقا همونی که بهم ارژنگ رو فروخت! جلو رفتم و سعی کردم با ارژنگ صحبت کنم؛ واقعا امیدوار بودم که ازش جوابی بشنوم... گفتم: ارژنگ..ارژنگ خوبی؟ ارژنگ در کمال تعجب جواب داد: سلام مهرداد دوست خوب من! از اینکه مجدد باهات صحبت میکنم خیلی خوشحالم! گفتم: ارژنگ خیلی خوشحالم که دوباره میتونم باهات حرف بزنم، اما چطوری الان داری صحبت میکنی؟ گفت: بعد از فوت جادوگر انرژی های من از بین رفت و دیگه توانایی صحبت رو باهات نداشتم! اما مجدد قدرت هام برگشت؛ به لطف مرد غریبه که خودش رو پسر جادوگر معرفی کرد! اون بعد از دادن قدرت هام تورو صدا کرد و ناگهان ناپدید شد و من رو به اینجا آورد؛ وقتی از پسر جادوگر پرسیدم که چرا اینکار رو داره میکنه؛ گفت پدرم داستان من و تو رو براش تعریف کرده و از من خواسته تا صمیمیت بین شمارو چک کنم و یک ماموریت به من داد! البته اگه نمیومدی قدرت های من مجدد از بین میرفت؛ اما الان واقعا خوشحالم که تونستی بیای! بعد ارژنگ من خواست تا سوارش بشم و بهم ماموریتی که پسر جادوگر بهش گفته رو توضیح بده: من کاملا مطمئن بودم که نمیشه از اینجا همراه با ارژنگ خراج شد؛ اما ناگهان ارژنگ خارج شد! جادوییه دیگه داخل راه بهم توضیح داد که به گفته ی پسر جادوگر، جز خود ارژنگ یک اینفرنوس دیگه هم وجود داره و پدرش (جادوگر) اون رو برای پسرش به ارث گذاشته؛ اما پسر علاقه ای به ماشین نداره، چون خودش میتونه با جادو همه کارهای شخصی خودش رو انجام بده! پس تصمیم گرفته بود که اینفرنوس دوم رو هم به من ( مهرداد ) هدیه بده؛ اما قبلش باید مطمئن میشده که لیاقت این رو دارم یا نه! پیدا کردن اینفرنوس دوم هم چندتا مرحله داشت؛ مثل یک نقشه ی گنج! اما با کمک ارژنگ و راهنمایی هایی که پسر جادوگر به ارژنگ کرده بود؛ تقریبا میدونستیم چطوری باید به دنبال ماشین دوم بریم! مکانی که باید میرفتیم نزدیک LV در بیابان بود: در انتهای این مسیر 2 خونه وجود داشت. ارژنگ: مهرداد! به گفته ی پسر جادوگر باید اول کلید گاراژ رو از خونه ی قبلی جادوگر پیدا کنیم! گفتم: باشه. ارژنگ کنار یک خونه ایستاد و گفت: فکر میکنم همین باشه... به داخل خانه رفتم.. راستش هیچ ایده ای نداشتم که کجا ممکنه باشه؛ تا اینکه یهو ارژنگ رو جلوم دیدم! ارژنگ: سوار شو مهرداد سوار شدم... رفت سمت یک کمد و ارژنگ گفت: فکر میکنم بهتره اون کمد رو بگردی! شروع کردم به گشتن کمد: و بلاخره! گفتم: آها ایناهاش! یه پاکت نامه که روش نوشته "برای مهرداد" و یه کلید داخلشه! بعد از اون رفتیم به گاراژی که نزدیک خونه جادوگر بود: ارژنگ: پسر جادوگر گفته من نباید بیام داخل گاراژ؛ اینجاش رو باید خودت تنها بری. گفتم: باشه.. کلید رو انداختم داخل قفل و وارد گاراژ شدم... یک اینفرنوس آبی دقیقا شکل ارژنگ داخل گاراژ بود! اما خراب بود و فقط صدای تق تق موتورش میومد و کلی دود کرده بود! با خودم فکر کردم که اگه شبیه ارژنگ باشه قطعا الان حالش خیلی بده... با وسایلی که اونجا بود سعی کردم تعمیرش کنم: بعد از اینکه تعمیر شد؛ یهو صداش دراومد و گفت: ممنونم ازت مرد جوان! مدت ها بود پسر جادوگر بهم میگفت بلاخره یکی پیدا میشه... از دیدنت خوشحالم؛ پسر جادوگر من رو همیشه هوشنگ صدا میکرد، میتونم اسمت رو بپرسم؟ گفتم: من مهرداد ام؛ از آشناییت خوشحالم اما من متوجه نمیشم دقیقا برای چی تو خراب بودی! اصلا چرا خود پسر جادوگر تورو تعمیر نمیکرده؟ هوشنگ: خب داستان طولانی ای داره؛ لطفا سوار شو تا در مسیر بهت بگم! گفتم: اما بیرون ارژنگ منتظر منه! هوشنگ: نگران ارژنگ نباش؛ با قدرت هام بهش خبر دادم و نگرانیش رو برطرف کردم؛ بیا بالا تا برات توضیح بدم... خیالم از بابت ارژنگ راحت شد؛ پس سوار شدم: هوشنگ با خوشحالی راه افتاد و قبل اینکه حرفی بزنه چندتا پرش حسابی انجام داد که کلی حال کردم! و بعد شروع به صحبت کرد. هوشنگ: جونم برات بگه که...... و دوباره از اونجا پرید: "این داستان همچنان ادامه دارد..." امیدوارم که اگه کوتاه بود و یا مشکلی داشت چشمپوشی کنید و لذت برده باشید تشکر خیلی خیلی ویژه از @Mehrdad عزیز بابت همفکری و اجازه انتشار قسمت دوم. تشکر بسیار بسیار ویژه از @Destroyer عزیز بابت تمام همکاری های صحنه های عکس برداری. و تشکر ویژه هم از @HuShaNgعزیز بابت ادیت برخی از عکس ها. مخفی کننده @HuShaNg @FaiL @Mohny @Olden @LordMeysam @Buff @Vinak @Zarathos @Nigga @AbneR @HamedKhan @SuperMaN @Bogart @Alonso @SaIeh @Kiya @Azure @DoNaLd @Elinasan @Exile @Enter @EzraeeI @HemosO @New @Pooriya @AliExpert @SajjiLey @Kamyab @Tab و باقی عزیزان... 9 3 𝑴𝒚 𝑨𝒄𝒄𝒐𝒖𝒏𝒕 آب طلب نکرده همیشه مراد نیست گاهی بهانه ای است که قربانی ات کنند لینک به دیدگاه https://forum.arsacia.ir/topic/74533-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D9%81%D8%B1%D9%86%D9%88%D8%B3-%D8%AC%D8%A7%D8%AF%D9%88%DB%8C%DB%8C-2/ به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری...
HamedKhan ارسال شده در June 27, 2025 اشتراک گذاری ارسال شده در June 27, 2025 عالی لذت بردم اخوی تنهایی جنگیدن سخت است، اما اگر به حق باشی، همان تنهایی بوی آزادی میدهد. لینک به دیدگاه https://forum.arsacia.ir/topic/74533-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D9%81%D8%B1%D9%86%D9%88%D8%B3-%D8%AC%D8%A7%D8%AF%D9%88%DB%8C%DB%8C-2/#findComment-803709 به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری...
Hobit ارسال شده در June 27, 2025 اشتراک گذاری ارسال شده در June 27, 2025 عالی بود (: 𝑯𝒂𝒓𝒅 𝒅𝒂𝒚𝒔 𝒑𝒂𝒔𝒔 لینک به دیدگاه https://forum.arsacia.ir/topic/74533-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D9%81%D8%B1%D9%86%D9%88%D8%B3-%D8%AC%D8%A7%D8%AF%D9%88%DB%8C%DB%8C-2/#findComment-803714 به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری...
Sarman ارسال شده در June 27, 2025 اشتراک گذاری ارسال شده در June 27, 2025 13 دقیقه قبل، McQueen گفته است: به نام خدا درود توجه: قبل از خوندن این مجله حتما قسمت اول این مجله رو بخونید! اینفرنوس جادویی (قسمت دوم) .......... صدا رو که شنیدم کمی شوکه شدم؛ به سمت جای پارک ارژنگ رفتم اما نبود! چیزی به ذهنم نمیرسید و کمی مردد بودم، یعنی ارژنگ کجا بود؟ چطور میتونست خود به خود حرکت کنه مگه نگفته بود بدون جادوگر قدرتی ندارم؟ جواب سوالات من در خرابه ی SF بود و اینو خوب میدونستم... دوچرخه رو برداشتم و راهی شدم؛ بدون ارژنگ طی کردن مسیر سخت و طاقت فرسا بود، اما بلاخره به مکان مد نظرم رسیدم: به همون بخشی رفتم که ارژنگ رو خریده بودم... عجیب بود! ارژنگ اونجا بود و جایی بود که اطمینان داشتم هیچ ماشین عادی ای نمیتونه بره! اوه پوستر اون مرد جادوگر... دقیقا همونی که بهم ارژنگ رو فروخت! جلو رفتم و سعی کردم با ارژنگ صحبت کنم؛ واقعا امیدوار بودم که ازش جوابی بشنوم... گفتم: ارژنگ..ارژنگ خوبی؟ ارژنگ در کمال تعجب جواب داد: سلام مهرداد دوست خوب من! از اینکه مجدد باهات صحبت میکنم خیلی خوشحالم! گفتم: ارژنگ خیلی خوشحالم که دوباره میتونم باهات حرف بزنم، اما چطوری الان داری صحبت میکنی؟ گفت: بعد از فوت جادوگر انرژی های من از بین رفت و دیگه توانایی صحبت رو باهات نداشتم! اما مجدد قدرت هام برگشت؛ به لطف مرد غریبه که خودش رو پسر جادوگر معرفی کرد! اون بعد از دادن قدرت هام تورو صدا کرد و ناگهان ناپدید شد و من رو به اینجا آورد؛ وقتی از پسر جادوگر پرسیدم که چرا اینکار رو داره میکنه؛ گفت پدرم داستان من و تو رو براش تعریف کرده و از من خواسته تا صمیمیت بین شمارو چک کنم و یک ماموریت به من داد! لبته اگه نمیومدی قدرت های من مجدد از بین میرفت؛ اما الان واقعا خوشحالم که تونستی بیای! و بعد ارژنگ من خواست تا سواش بشم و بهم ماموریتی که پسر جادوگر بهش گفته رو توضیح بده: من کاملا مطمئن بودم که نمیشه از اینجا همراه با ارژنگ خراج شد؛ اما ناگهان ارژنگ خارج شد! جادوییه دیگه داخل راه بهم توضیح داد که به گفته ی پسر جادوگر، جز خود ارژنگ یک اینفرنوس دیگه هم وجود داره و پدرش (جادوگر) اون رو برای پسرش به ارث گذاشته؛ اما پسر علاقه ای به ماشین نداره، چون خودش میتونه با جدو همه کارهای شخصی خودش رو انجام بده! پس تصمیم گرفته بود که اینفرنوس دوم رو هم به من ( مهرداد ) هدیه بده؛ اما قبلش باید مطمئن میشده که لیاقت این رو دارم یا نه! پیدا کردن اینفرنوس دوم هم چندتا مرحله داشت؛ مثل یک نقشه ی گنج! اما با کمک ارژنگ و راهنمایی هایی که پسر جادوگر به ارژنگ کرده بود؛ تقریبا میدونستیم چطوری باید به دنبال ماشین دوم بریم! مکانی که باید میرفتیم نزدیک LV در بیابان بود: در انتهای این مسیر 2 خونه وجود داشت. ارژنگ: مهرداد! به گفته ی پسر جادوگر باید اول کلید گاراژ رو از خونه ی قبلی جادوگر پیدا کنیم! گفتم: باشه. ارژنگ کنار یک خونه ایستاد و گفت: فکر میکنم همین باشه... به داخل خانه رفتم.. راستش هیچ ایده ای نداشتم که کجا ممکنه باشه؛ تا اینکه یهو ارژنگ رو جلوم دیدم! ارژنگ: سوار شو مهرداد سوار شدم... رفت سمت یک کمد و ارژنگ گفت: فکر میکنم بهتره اون کمد رو بگردی! شروع کردم به گشتن کمد: و بلاخره! گفتم: آها ایناهاش! یه پاکت نامه که روش نوشته "برای مهرداد" و یه کلید داخلشه! بعد از اون رفتیم به گاراژی که نزدیک خونه جادوگر بود: ارژنگ: پسر جادوگر گفته من نباید بیام داخل گاراژ؛ اینجاش رو باید خودت تنها بری. گفتم: باشه.. کلید رو انداختم داخل قفل و وارد گاراژ شدم... یک اینفرنوس آبی دقیقا شکل ارژنگ داخل گاراژ بود! اما خراب بود و فقط صدای تق تق موتورش میومد و کلی دود کرده بود! با خودم فکر کردم که اگه شبیه ارژنگ باشه قطعا الان حالش خیلی بده... با وسایلی که اونجا بود سعی کردم تعمیرش کنم: بعد از اینکه تعمیر شد؛ یهو صداش درمود و گفت: ممنونم ازت مرد جوان! مدت ها بود پسر جادوگر بهم میگفت بلاخره یکی پیدا میشه... از دیدنت خوشحالم؛ پسر جادوگر من رو همیشه هوشنگ صدا میکرد، میتونم اسمت رو بپرسم؟ گفتم: من مهرداد ام؛ از آشناییت خوشحالم اما من متوجه نمیشم دقیقا برای چی تو خراب بودی! اصلا چرا خود پسر جادوگر تورو تعمیر نمیکرده؟ هوشنگ: خب داستان طولانی ای داره؛ لطفا سوار شو تا در مسیر بهت بگم! گفتم: اما بیرون ارژنگ منتظر منه! هوشنگ: نگران ارژنگ نباش؛ با قدرت هام بهش خبر دادم و نگرانیش رو برطرف کردم؛ بیا بالا تا برات توضیح بدم... خیالم از بابت ارژنگ راحت شد؛ پس سوار شدم: هوشنگ با خوشحالی راه افتاد و قبل اینکه حرفی بزنه ندتا پرش حسابی انجام داد که کلی حال کردم! و بعد شروع به صحبت کرد. هوشنگ: جونم برات بگه که...... و دوباره از اونجا پرید: "این داستان همچنان ادامه دارد..." امیدوارم که اگه کوتاه بود و یا مشکلی داشت چشمپوشی کنید و لذت برده باشید تشکر خیلی خیلی ویژه از @Mehrdad عزیز بابت همفکری و اجازه انتشار قسمت دوم. تشکر بسیار بسیار ویژه از @Destroyer عزیز بابت تمام همکاری های صحنه های عکس برداری. نمایش محتوا مخفی @HuShaNg @FaiL @Mohny @Olden @Buff @Vinak @Zarathos @Nigga @AbneR @HamedKhan @SuperMaN @Bogart @Alonso @SaIeh @Kiya @Azure @DoNaLd @Elinasan @Exile @Enter @EzraeeI @HemosO @New @Pooriya @AliExpert و باقی عزیزان... درود عالی بود خسته نباشید. موفق باشید. :𝑴𝒚 𝑨𝒄𝒄𝒐𝒖𝒏𝒕 لینک به دیدگاه https://forum.arsacia.ir/topic/74533-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D9%81%D8%B1%D9%86%D9%88%D8%B3-%D8%AC%D8%A7%D8%AF%D9%88%DB%8C%DB%8C-2/#findComment-803733 به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری...
Mehrdad ارسال شده در June 27, 2025 اشتراک گذاری ارسال شده در June 27, 2025 عالی بنازم انشالله بتونم قسمت ۳ رو ادامه بدم 2 :My accounts لینک به دیدگاه https://forum.arsacia.ir/topic/74533-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D9%81%D8%B1%D9%86%D9%88%D8%B3-%D8%AC%D8%A7%D8%AF%D9%88%DB%8C%DB%8C-2/#findComment-803745 به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری...
shon ارسال شده در June 27, 2025 اشتراک گذاری ارسال شده در June 27, 2025 خسته نباشی چرا شهر پر تنهاس؟ پس کوشن سرها؟ من نمیدونم BLOODY BROTHERS FOR EVER: لینک به دیدگاه https://forum.arsacia.ir/topic/74533-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D9%81%D8%B1%D9%86%D9%88%D8%B3-%D8%AC%D8%A7%D8%AF%D9%88%DB%8C%DB%8C-2/#findComment-803750 به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری...
EzraeeI ارسال شده در June 27, 2025 اشتراک گذاری ارسال شده در June 27, 2025 خیلی عالی بود خسته نباشی واقعا. منتظر قسمت های بعد هستیم ❤❤ وقتی میرسی به قدرت و اون بالا ها میشینی مراقب رفتارت با آدما باش یه روزی برمیگردی پایین همون ادم هارو میبینی لینک به دیدگاه https://forum.arsacia.ir/topic/74533-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D9%81%D8%B1%D9%86%D9%88%D8%B3-%D8%AC%D8%A7%D8%AF%D9%88%DB%8C%DB%8C-2/#findComment-803762 به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری...
Hushang ارسال شده در June 27, 2025 اشتراک گذاری ارسال شده در June 27, 2025 35 دقیقه قبل، McQueen گفته است: به نام خدا درود توجه: قبل از خوندن این مجله حتما قسمت اول این مجله رو بخونید! اینفرنوس جادویی (قسمت دوم) .......... صدا رو که شنیدم کمی شوکه شدم؛ به سمت جای پارک ارژنگ رفتم اما نبود! چیزی به ذهنم نمیرسید و کمی مردد بودم، یعنی ارژنگ کجا بود؟ چطور میتونست خود به خود حرکت کنه مگه نگفته بود بدون جادوگر قدرتی ندارم؟ جواب سوالات من در خرابه ی SF بود و اینو خوب میدونستم... دوچرخه رو برداشتم و راهی شدم؛ بدون ارژنگ طی کردن مسیر سخت و طاقت فرسا بود، اما بلاخره به مکان مد نظرم رسیدم: به همون بخشی رفتم که ارژنگ رو خریده بودم... عجیب بود! ارژنگ اونجا بود و جایی بود که اطمینان داشتم هیچ ماشین عادی ای نمیتونه بره! اوه پوستر اون مرد جادوگر... دقیقا همونی که بهم ارژنگ رو فروخت! جلو رفتم و سعی کردم با ارژنگ صحبت کنم؛ واقعا امیدوار بودم که ازش جوابی بشنوم... گفتم: ارژنگ..ارژنگ خوبی؟ ارژنگ در کمال تعجب جواب داد: سلام مهرداد دوست خوب من! از اینکه مجدد باهات صحبت میکنم خیلی خوشحالم! گفتم: ارژنگ خیلی خوشحالم که دوباره میتونم باهات حرف بزنم، اما چطوری الان داری صحبت میکنی؟ گفت: بعد از فوت جادوگر انرژی های من از بین رفت و دیگه توانایی صحبت رو باهات نداشتم! اما مجدد قدرت هام برگشت؛ به لطف مرد غریبه که خودش رو پسر جادوگر معرفی کرد! اون بعد از دادن قدرت هام تورو صدا کرد و ناگهان ناپدید شد و من رو به اینجا آورد؛ وقتی از پسر جادوگر پرسیدم که چرا اینکار رو داره میکنه؛ گفت پدرم داستان من و تو رو براش تعریف کرده و از من خواسته تا صمیمیت بین شمارو چک کنم و یک ماموریت به من داد! لبته اگه نمیومدی قدرت های من مجدد از بین میرفت؛ اما الان واقعا خوشحالم که تونستی بیای! و بعد ارژنگ من خواست تا سواش بشم و بهم ماموریتی که پسر جادوگر بهش گفته رو توضیح بده: من کاملا مطمئن بودم که نمیشه از اینجا همراه با ارژنگ خراج شد؛ اما ناگهان ارژنگ خارج شد! جادوییه دیگه داخل راه بهم توضیح داد که به گفته ی پسر جادوگر، جز خود ارژنگ یک اینفرنوس دیگه هم وجود داره و پدرش (جادوگر) اون رو برای پسرش به ارث گذاشته؛ اما پسر علاقه ای به ماشین نداره، چون خودش میتونه با جدو همه کارهای شخصی خودش رو انجام بده! پس تصمیم گرفته بود که اینفرنوس دوم رو هم به من ( مهرداد ) هدیه بده؛ اما قبلش باید مطمئن میشده که لیاقت این رو دارم یا نه! پیدا کردن اینفرنوس دوم هم چندتا مرحله داشت؛ مثل یک نقشه ی گنج! اما با کمک ارژنگ و راهنمایی هایی که پسر جادوگر به ارژنگ کرده بود؛ تقریبا میدونستیم چطوری باید به دنبال ماشین دوم بریم! مکانی که باید میرفتیم نزدیک LV در بیابان بود: در انتهای این مسیر 2 خونه وجود داشت. ارژنگ: مهرداد! به گفته ی پسر جادوگر باید اول کلید گاراژ رو از خونه ی قبلی جادوگر پیدا کنیم! گفتم: باشه. ارژنگ کنار یک خونه ایستاد و گفت: فکر میکنم همین باشه... به داخل خانه رفتم.. راستش هیچ ایده ای نداشتم که کجا ممکنه باشه؛ تا اینکه یهو ارژنگ رو جلوم دیدم! ارژنگ: سوار شو مهرداد سوار شدم... رفت سمت یک کمد و ارژنگ گفت: فکر میکنم بهتره اون کمد رو بگردی! شروع کردم به گشتن کمد: و بلاخره! گفتم: آها ایناهاش! یه پاکت نامه که روش نوشته "برای مهرداد" و یه کلید داخلشه! بعد از اون رفتیم به گاراژی که نزدیک خونه جادوگر بود: ارژنگ: پسر جادوگر گفته من نباید بیام داخل گاراژ؛ اینجاش رو باید خودت تنها بری. گفتم: باشه.. کلید رو انداختم داخل قفل و وارد گاراژ شدم... یک اینفرنوس آبی دقیقا شکل ارژنگ داخل گاراژ بود! اما خراب بود و فقط صدای تق تق موتورش میومد و کلی دود کرده بود! با خودم فکر کردم که اگه شبیه ارژنگ باشه قطعا الان حالش خیلی بده... با وسایلی که اونجا بود سعی کردم تعمیرش کنم: بعد از اینکه تعمیر شد؛ یهو صداش درمود و گفت: ممنونم ازت مرد جوان! مدت ها بود پسر جادوگر بهم میگفت بلاخره یکی پیدا میشه... از دیدنت خوشحالم؛ پسر جادوگر من رو همیشه هوشنگ صدا میکرد، میتونم اسمت رو بپرسم؟ گفتم: من مهرداد ام؛ از آشناییت خوشحالم اما من متوجه نمیشم دقیقا برای چی تو خراب بودی! اصلا چرا خود پسر جادوگر تورو تعمیر نمیکرده؟ هوشنگ: خب داستان طولانی ای داره؛ لطفا سوار شو تا در مسیر بهت بگم! گفتم: اما بیرون ارژنگ منتظر منه! هوشنگ: نگران ارژنگ نباش؛ با قدرت هام بهش خبر دادم و نگرانیش رو برطرف کردم؛ بیا بالا تا برات توضیح بدم... خیالم از بابت ارژنگ راحت شد؛ پس سوار شدم: هوشنگ با خوشحالی راه افتاد و قبل اینکه حرفی بزنه ندتا پرش حسابی انجام داد که کلی حال کردم! و بعد شروع به صحبت کرد. هوشنگ: جونم برات بگه که...... و دوباره از اونجا پرید: "این داستان همچنان ادامه دارد..." امیدوارم که اگه کوتاه بود و یا مشکلی داشت چشمپوشی کنید و لذت برده باشید تشکر خیلی خیلی ویژه از @Mehrdad عزیز بابت همفکری و اجازه انتشار قسمت دوم. تشکر بسیار بسیار ویژه از @Destroyer عزیز بابت تمام همکاری های صحنه های عکس برداری. مطالب پنهان @HuShaNg @FaiL @Mohny @Olden @Buff @Vinak @Zarathos @Nigga @AbneR @HamedKhan @SuperMaN @Bogart @Alonso @SaIeh @Kiya @Azure @DoNaLd @Elinasan @Exile @Enter @EzraeeI @HemosO @New @Pooriya @AliExpert و باقی عزیزان... چون از من تشکر ویژه نکردی ناراحت شدم ولی محشر شد پسر عالی و پر قدرت Hustle in silence , let success make the noise • • F1]rst Friends] • • لینک به دیدگاه https://forum.arsacia.ir/topic/74533-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D9%81%D8%B1%D9%86%D9%88%D8%B3-%D8%AC%D8%A7%D8%AF%D9%88%DB%8C%DB%8C-2/#findComment-803765 به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری...
AdlerShilang ارسال شده در June 27, 2025 اشتراک گذاری ارسال شده در June 27, 2025 عالی بود بچه ها خسته نباشید لینک به دیدگاه https://forum.arsacia.ir/topic/74533-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D9%81%D8%B1%D9%86%D9%88%D8%B3-%D8%AC%D8%A7%D8%AF%D9%88%DB%8C%DB%8C-2/#findComment-803767 به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری...
aMobin ارسال شده در June 27, 2025 اشتراک گذاری ارسال شده در June 27, 2025 Good لینک به دیدگاه https://forum.arsacia.ir/topic/74533-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D9%81%D8%B1%D9%86%D9%88%D8%B3-%D8%AC%D8%A7%D8%AF%D9%88%DB%8C%DB%8C-2/#findComment-803769 به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری...
Fajeeh ارسال شده در June 27, 2025 اشتراک گذاری ارسال شده در June 27, 2025 آفرین لینک به دیدگاه https://forum.arsacia.ir/topic/74533-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D9%81%D8%B1%D9%86%D9%88%D8%B3-%D8%AC%D8%A7%D8%AF%D9%88%DB%8C%DB%8C-2/#findComment-803777 به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری...
Destroyer ارسال شده در June 27, 2025 اشتراک گذاری ارسال شده در June 27, 2025 داداش بنازم، ایشالا قسمت های بعدی لینک به دیدگاه https://forum.arsacia.ir/topic/74533-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D9%81%D8%B1%D9%86%D9%88%D8%B3-%D8%AC%D8%A7%D8%AF%D9%88%DB%8C%DB%8C-2/#findComment-803784 به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری...
imAbbas ارسال شده در June 27, 2025 اشتراک گذاری ارسال شده در June 27, 2025 (ویرایش شده) 59 دقیقه قبل، McQueen گفته است: به نام خدا درود توجه: قبل از خوندن این مجله حتما قسمت اول این مجله رو بخونید! اینفرنوس جادویی (قسمت دوم) .......... صدا رو که شنیدم کمی شوکه شدم؛ به سمت جای پارک ارژنگ رفتم اما نبود! چیزی به ذهنم نمیرسید و کمی مردد بودم، یعنی ارژنگ کجا بود؟ چطور میتونست خود به خود حرکت کنه مگه نگفته بود بدون جادوگر قدرتی ندارم؟ جواب سوالات من در خرابه ی SF بود و اینو خوب میدونستم... دوچرخه رو برداشتم و راهی شدم؛ بدون ارژنگ طی کردن مسیر سخت و طاقت فرسا بود، اما بلاخره به مکان مد نظرم رسیدم: به همون بخشی رفتم که ارژنگ رو خریده بودم... عجیب بود! ارژنگ اونجا بود و جایی بود که اطمینان داشتم هیچ ماشین عادی ای نمیتونه بره! اوه پوستر اون مرد جادوگر... دقیقا همونی که بهم ارژنگ رو فروخت! جلو رفتم و سعی کردم با ارژنگ صحبت کنم؛ واقعا امیدوار بودم که ازش جوابی بشنوم... گفتم: ارژنگ..ارژنگ خوبی؟ ارژنگ در کمال تعجب جواب داد: سلام مهرداد دوست خوب من! از اینکه مجدد باهات صحبت میکنم خیلی خوشحالم! گفتم: ارژنگ خیلی خوشحالم که دوباره میتونم باهات حرف بزنم، اما چطوری الان داری صحبت میکنی؟ گفت: بعد از فوت جادوگر انرژی های من از بین رفت و دیگه توانایی صحبت رو باهات نداشتم! اما مجدد قدرت هام برگشت؛ به لطف مرد غریبه که خودش رو پسر جادوگر معرفی کرد! اون بعد از دادن قدرت هام تورو صدا کرد و ناگهان ناپدید شد و من رو به اینجا آورد؛ وقتی از پسر جادوگر پرسیدم که چرا اینکار رو داره میکنه؛ گفت پدرم داستان من و تو رو براش تعریف کرده و از من خواسته تا صمیمیت بین شمارو چک کنم و یک ماموریت به من داد! لبته اگه نمیومدی قدرت های من مجدد از بین میرفت؛ اما الان واقعا خوشحالم که تونستی بیای! و بعد ارژنگ من خواست تا سواش بشم و بهم ماموریتی که پسر جادوگر بهش گفته رو توضیح بده: من کاملا مطمئن بودم که نمیشه از اینجا همراه با ارژنگ خراج شد؛ اما ناگهان ارژنگ خارج شد! جادوییه دیگه داخل راه بهم توضیح داد که به گفته ی پسر جادوگر، جز خود ارژنگ یک اینفرنوس دیگه هم وجود داره و پدرش (جادوگر) اون رو برای پسرش به ارث گذاشته؛ اما پسر علاقه ای به ماشین نداره، چون خودش میتونه با جدو همه کارهای شخصی خودش رو انجام بده! پس تصمیم گرفته بود که اینفرنوس دوم رو هم به من ( مهرداد ) هدیه بده؛ اما قبلش باید مطمئن میشده که لیاقت این رو دارم یا نه! پیدا کردن اینفرنوس دوم هم چندتا مرحله داشت؛ مثل یک نقشه ی گنج! اما با کمک ارژنگ و راهنمایی هایی که پسر جادوگر به ارژنگ کرده بود؛ تقریبا میدونستیم چطوری باید به دنبال ماشین دوم بریم! مکانی که باید میرفتیم نزدیک LV در بیابان بود: در انتهای این مسیر 2 خونه وجود داشت. ارژنگ: مهرداد! به گفته ی پسر جادوگر باید اول کلید گاراژ رو از خونه ی قبلی جادوگر پیدا کنیم! گفتم: باشه. ارژنگ کنار یک خونه ایستاد و گفت: فکر میکنم همین باشه... به داخل خانه رفتم.. راستش هیچ ایده ای نداشتم که کجا ممکنه باشه؛ تا اینکه یهو ارژنگ رو جلوم دیدم! ارژنگ: سوار شو مهرداد سوار شدم... رفت سمت یک کمد و ارژنگ گفت: فکر میکنم بهتره اون کمد رو بگردی! شروع کردم به گشتن کمد: و بلاخره! گفتم: آها ایناهاش! یه پاکت نامه که روش نوشته "برای مهرداد" و یه کلید داخلشه! بعد از اون رفتیم به گاراژی که نزدیک خونه جادوگر بود: ارژنگ: پسر جادوگر گفته من نباید بیام داخل گاراژ؛ اینجاش رو باید خودت تنها بری. گفتم: باشه.. کلید رو انداختم داخل قفل و وارد گاراژ شدم... یک اینفرنوس آبی دقیقا شکل ارژنگ داخل گاراژ بود! اما خراب بود و فقط صدای تق تق موتورش میومد و کلی دود کرده بود! با خودم فکر کردم که اگه شبیه ارژنگ باشه قطعا الان حالش خیلی بده... با وسایلی که اونجا بود سعی کردم تعمیرش کنم: بعد از اینکه تعمیر شد؛ یهو صداش درمود و گفت: ممنونم ازت مرد جوان! مدت ها بود پسر جادوگر بهم میگفت بلاخره یکی پیدا میشه... از دیدنت خوشحالم؛ پسر جادوگر من رو همیشه هوشنگ صدا میکرد، میتونم اسمت رو بپرسم؟ گفتم: من مهرداد ام؛ از آشناییت خوشحالم اما من متوجه نمیشم دقیقا برای چی تو خراب بودی! اصلا چرا خود پسر جادوگر تورو تعمیر نمیکرده؟ هوشنگ: خب داستان طولانی ای داره؛ لطفا سوار شو تا در مسیر بهت بگم! گفتم: اما بیرون ارژنگ منتظر منه! هوشنگ: نگران ارژنگ نباش؛ با قدرت هام بهش خبر دادم و نگرانیش رو برطرف کردم؛ بیا بالا تا برات توضیح بدم... خیالم از بابت ارژنگ راحت شد؛ پس سوار شدم: هوشنگ با خوشحالی راه افتاد و قبل اینکه حرفی بزنه ندتا پرش حسابی انجام داد که کلی حال کردم! و بعد شروع به صحبت کرد. هوشنگ: جونم برات بگه که...... و دوباره از اونجا پرید: "این داستان همچنان ادامه دارد..." امیدوارم که اگه کوتاه بود و یا مشکلی داشت چشمپوشی کنید و لذت برده باشید تشکر خیلی خیلی ویژه از @Mehrdad عزیز بابت همفکری و اجازه انتشار قسمت دوم. تشکر بسیار بسیار ویژه از @Destroyer عزیز بابت تمام همکاری های صحنه های عکس برداری. نمایش محتوا مخفی @HuShaNg @FaiL @Mohny @Olden @Buff @Vinak @Zarathos @Nigga @AbneR @HamedKhan @SuperMaN @Bogart @Alonso @SaIeh @Kiya @Azure @DoNaLd @Elinasan @Exile @Enter @EzraeeI @HemosO @New @Pooriya @AliExpert و باقی عزیزان... سلام و درود . میدونم خیلی زحمت کشیدید و خیلی هم عالی شده لذت بردم حقیقتا عالی بود همچنین منتظر قسمت بعدی ایم. شامگاه خوش. ویرایش شده June 27, 2025 توسط VamPa یا حیدر کرّار أمیر المؤمِنین لینک به دیدگاه https://forum.arsacia.ir/topic/74533-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D9%81%D8%B1%D9%86%D9%88%D8%B3-%D8%AC%D8%A7%D8%AF%D9%88%DB%8C%DB%8C-2/#findComment-803798 به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری...
Tab ارسال شده در June 27, 2025 اشتراک گذاری ارسال شده در June 27, 2025 بنازم آقا علی 1 لینک به دیدگاه https://forum.arsacia.ir/topic/74533-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D9%81%D8%B1%D9%86%D9%88%D8%B3-%D8%AC%D8%A7%D8%AF%D9%88%DB%8C%DB%8C-2/#findComment-803850 به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری...
SuperMaN ارسال شده در June 27, 2025 اشتراک گذاری ارسال شده در June 27, 2025 خیلی خفن بود بچهها همگی خسته نباشید End of the Line |----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------| |----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------| لینک به دیدگاه https://forum.arsacia.ir/topic/74533-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D9%81%D8%B1%D9%86%D9%88%D8%B3-%D8%AC%D8%A7%D8%AF%D9%88%DB%8C%DB%8C-2/#findComment-803886 به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری...
FaiL ارسال شده در June 28, 2025 اشتراک گذاری ارسال شده در June 28, 2025 با سلام خسه نباشید 𝕿𝖍𝖆𝖓𝖐 𝕲𝖔𝖉. لینک به دیدگاه https://forum.arsacia.ir/topic/74533-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D9%81%D8%B1%D9%86%D9%88%D8%B3-%D8%AC%D8%A7%D8%AF%D9%88%DB%8C%DB%8C-2/#findComment-803952 به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری...
Alonso ارسال شده در June 28, 2025 اشتراک گذاری ارسال شده در June 28, 2025 با سلام و درود خدمت شما @McQueen مجله شما تایید شد. موفق باشید. 1 Wolf King Family لینک به دیدگاه https://forum.arsacia.ir/topic/74533-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D9%81%D8%B1%D9%86%D9%88%D8%B3-%D8%AC%D8%A7%D8%AF%D9%88%DB%8C%DB%8C-2/#findComment-804067 به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری...
PlayBoicarti ارسال شده در June 28, 2025 اشتراک گذاری ارسال شده در June 28, 2025 Nice لینک به دیدگاه https://forum.arsacia.ir/topic/74533-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D9%81%D8%B1%D9%86%D9%88%D8%B3-%D8%AC%D8%A7%D8%AF%D9%88%DB%8C%DB%8C-2/#findComment-804070 به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری...
Masdod ارسال شده در June 28, 2025 اشتراک گذاری ارسال شده در June 28, 2025 11 ساعت قبل، McQueen گفته است: به نام خدا درود توجه: قبل از خوندن این مجله حتما قسمت اول این مجله رو بخونید! اینفرنوس جادویی (قسمت دوم) .......... صدا رو که شنیدم کمی شوکه شدم؛ به سمت جای پارک ارژنگ رفتم اما نبود! چیزی به ذهنم نمیرسید و کمی مردد بودم، یعنی ارژنگ کجا بود؟ چطور میتونست خود به خود حرکت کنه مگه نگفته بود بدون جادوگر قدرتی ندارم؟ جواب سوالات من در خرابه ی SF بود و اینو خوب میدونستم... دوچرخه رو برداشتم و راهی شدم؛ بدون ارژنگ طی کردن مسیر سخت و طاقت فرسا بود، اما بلاخره به مکان مد نظرم رسیدم: به همون بخشی رفتم که ارژنگ رو خریده بودم... عجیب بود! ارژنگ اونجا بود و جایی بود که اطمینان داشتم هیچ ماشین عادی ای نمیتونه بره! اوه پوستر اون مرد جادوگر... دقیقا همونی که بهم ارژنگ رو فروخت! جلو رفتم و سعی کردم با ارژنگ صحبت کنم؛ واقعا امیدوار بودم که ازش جوابی بشنوم... گفتم: ارژنگ..ارژنگ خوبی؟ ارژنگ در کمال تعجب جواب داد: سلام مهرداد دوست خوب من! از اینکه مجدد باهات صحبت میکنم خیلی خوشحالم! گفتم: ارژنگ خیلی خوشحالم که دوباره میتونم باهات حرف بزنم، اما چطوری الان داری صحبت میکنی؟ گفت: بعد از فوت جادوگر انرژی های من از بین رفت و دیگه توانایی صحبت رو باهات نداشتم! اما مجدد قدرت هام برگشت؛ به لطف مرد غریبه که خودش رو پسر جادوگر معرفی کرد! اون بعد از دادن قدرت هام تورو صدا کرد و ناگهان ناپدید شد و من رو به اینجا آورد؛ وقتی از پسر جادوگر پرسیدم که چرا اینکار رو داره میکنه؛ گفت پدرم داستان من و تو رو براش تعریف کرده و از من خواسته تا صمیمیت بین شمارو چک کنم و یک ماموریت به من داد! البته اگه نمیومدی قدرت های من مجدد از بین میرفت؛ اما الان واقعا خوشحالم که تونستی بیای! بعد ارژنگ من خواست تا سوارش بشم و بهم ماموریتی که پسر جادوگر بهش گفته رو توضیح بده: من کاملا مطمئن بودم که نمیشه از اینجا همراه با ارژنگ خراج شد؛ اما ناگهان ارژنگ خارج شد! جادوییه دیگه داخل راه بهم توضیح داد که به گفته ی پسر جادوگر، جز خود ارژنگ یک اینفرنوس دیگه هم وجود داره و پدرش (جادوگر) اون رو برای پسرش به ارث گذاشته؛ اما پسر علاقه ای به ماشین نداره، چون خودش میتونه با جادو همه کارهای شخصی خودش رو انجام بده! پس تصمیم گرفته بود که اینفرنوس دوم رو هم به من ( مهرداد ) هدیه بده؛ اما قبلش باید مطمئن میشده که لیاقت این رو دارم یا نه! پیدا کردن اینفرنوس دوم هم چندتا مرحله داشت؛ مثل یک نقشه ی گنج! اما با کمک ارژنگ و راهنمایی هایی که پسر جادوگر به ارژنگ کرده بود؛ تقریبا میدونستیم چطوری باید به دنبال ماشین دوم بریم! مکانی که باید میرفتیم نزدیک LV در بیابان بود: در انتهای این مسیر 2 خونه وجود داشت. ارژنگ: مهرداد! به گفته ی پسر جادوگر باید اول کلید گاراژ رو از خونه ی قبلی جادوگر پیدا کنیم! گفتم: باشه. ارژنگ کنار یک خونه ایستاد و گفت: فکر میکنم همین باشه... به داخل خانه رفتم.. راستش هیچ ایده ای نداشتم که کجا ممکنه باشه؛ تا اینکه یهو ارژنگ رو جلوم دیدم! ارژنگ: سوار شو مهرداد سوار شدم... رفت سمت یک کمد و ارژنگ گفت: فکر میکنم بهتره اون کمد رو بگردی! شروع کردم به گشتن کمد: و بلاخره! گفتم: آها ایناهاش! یه پاکت نامه که روش نوشته "برای مهرداد" و یه کلید داخلشه! بعد از اون رفتیم به گاراژی که نزدیک خونه جادوگر بود: ارژنگ: پسر جادوگر گفته من نباید بیام داخل گاراژ؛ اینجاش رو باید خودت تنها بری. گفتم: باشه.. کلید رو انداختم داخل قفل و وارد گاراژ شدم... یک اینفرنوس آبی دقیقا شکل ارژنگ داخل گاراژ بود! اما خراب بود و فقط صدای تق تق موتورش میومد و کلی دود کرده بود! با خودم فکر کردم که اگه شبیه ارژنگ باشه قطعا الان حالش خیلی بده... با وسایلی که اونجا بود سعی کردم تعمیرش کنم: بعد از اینکه تعمیر شد؛ یهو صداش دراومد و گفت: ممنونم ازت مرد جوان! مدت ها بود پسر جادوگر بهم میگفت بلاخره یکی پیدا میشه... از دیدنت خوشحالم؛ پسر جادوگر من رو همیشه هوشنگ صدا میکرد، میتونم اسمت رو بپرسم؟ گفتم: من مهرداد ام؛ از آشناییت خوشحالم اما من متوجه نمیشم دقیقا برای چی تو خراب بودی! اصلا چرا خود پسر جادوگر تورو تعمیر نمیکرده؟ هوشنگ: خب داستان طولانی ای داره؛ لطفا سوار شو تا در مسیر بهت بگم! گفتم: اما بیرون ارژنگ منتظر منه! هوشنگ: نگران ارژنگ نباش؛ با قدرت هام بهش خبر دادم و نگرانیش رو برطرف کردم؛ بیا بالا تا برات توضیح بدم... خیالم از بابت ارژنگ راحت شد؛ پس سوار شدم: هوشنگ با خوشحالی راه افتاد و قبل اینکه حرفی بزنه چندتا پرش حسابی انجام داد که کلی حال کردم! و بعد شروع به صحبت کرد. هوشنگ: جونم برات بگه که...... و دوباره از اونجا پرید: "این داستان همچنان ادامه دارد..." امیدوارم که اگه کوتاه بود و یا مشکلی داشت چشمپوشی کنید و لذت برده باشید تشکر خیلی خیلی ویژه از @Mehrdad عزیز بابت همفکری و اجازه انتشار قسمت دوم. تشکر بسیار بسیار ویژه از @Destroyer عزیز بابت تمام همکاری های صحنه های عکس برداری. و تشکر ویژه هم از @HuShaNgعزیز بابت ادیت برخی از عکس ها. نمایش محتوا مخفی @HuShaNg @FaiL @Mohny @Olden @LordMeysam @Buff @Vinak @Zarathos @Nigga @AbneR @HamedKhan @SuperMaN @Bogart @Alonso @SaIeh @Kiya @Azure @DoNaLd @Elinasan @Exile @Enter @EzraeeI @HemosO @New @Pooriya @AliExpert @SajjiLey @Kamyab @Tab و باقی عزیزان... به به داداش داستانات عالیه دادا لینک به دیدگاه https://forum.arsacia.ir/topic/74533-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D9%81%D8%B1%D9%86%D9%88%D8%B3-%D8%AC%D8%A7%D8%AF%D9%88%DB%8C%DB%8C-2/#findComment-804086 به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری...
ElinaSaN ارسال شده در June 28, 2025 اشتراک گذاری ارسال شده در June 28, 2025 (ویرایش شده) عالیی بود خسته نباشید ایشالا قسمت بعدی . Unique ویرایش شده June 28, 2025 توسط Elinasan 1 °. " 𝘔ᥡ Ꭿƈᥴ𝙊υ𝙉𝘵 ".° ~• ,☆, •~ ♡. .♡ ✩°。𓏲⋆.𖦹 ₊˚ لینک به دیدگاه https://forum.arsacia.ir/topic/74533-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D9%81%D8%B1%D9%86%D9%88%D8%B3-%D8%AC%D8%A7%D8%AF%D9%88%DB%8C%DB%8C-2/#findComment-804099 به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری...
AFK ارسال شده در June 28, 2025 اشتراک گذاری ارسال شده در June 28, 2025 Nice ?????? ??? ?????? 200cc لینک به دیدگاه https://forum.arsacia.ir/topic/74533-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D9%81%D8%B1%D9%86%D9%88%D8%B3-%D8%AC%D8%A7%D8%AF%D9%88%DB%8C%DB%8C-2/#findComment-804306 به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری...
mohammadrfty ارسال شده در June 28, 2025 اشتراک گذاری ارسال شده در June 28, 2025 از قسمت اول دارم دنبال میکنم که اومده پارت ۲ یا نه خیلی مجله شما قشنگه لطفا سریعتر پارت ۳ هم بسازید لینک به دیدگاه https://forum.arsacia.ir/topic/74533-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D9%81%D8%B1%D9%86%D9%88%D8%B3-%D8%AC%D8%A7%D8%AF%D9%88%DB%8C%DB%8C-2/#findComment-804485 به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری...
Joel ارسال شده در June 28, 2025 اشتراک گذاری ارسال شده در June 28, 2025 واقعاً لذت بردیم. The winner is the one who has no mercy لینک به دیدگاه https://forum.arsacia.ir/topic/74533-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D9%81%D8%B1%D9%86%D9%88%D8%B3-%D8%AC%D8%A7%D8%AF%D9%88%DB%8C%DB%8C-2/#findComment-804497 به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری...
AbneR ارسال شده در June 28, 2025 اشتراک گذاری ارسال شده در June 28, 2025 @McQueen واقعا خفن بود, دست خوش داداشی 1 هَرکه زَخمَش بیش, گَنگَش بیشتر... -------------------------------------------------------------------------------------- Without any Feelings لینک به دیدگاه https://forum.arsacia.ir/topic/74533-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D9%81%D8%B1%D9%86%D9%88%D8%B3-%D8%AC%D8%A7%D8%AF%D9%88%DB%8C%DB%8C-2/#findComment-805064 به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری...
ArmouR ارسال شده در June 29, 2025 اشتراک گذاری ارسال شده در June 29, 2025 واقعا عالی بود دمتون گرم بابت زحماتتون برای این مجله لینک به دیدگاه https://forum.arsacia.ir/topic/74533-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D9%81%D8%B1%D9%86%D9%88%D8%B3-%D8%AC%D8%A7%D8%AF%D9%88%DB%8C%DB%8C-2/#findComment-805101 به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری...
ارسالهای توصیه شده
برای ارسال دیدگاه یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید
برای اینکه بتوانید دیدگاهی ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید
ایجاد یک حساب کاربری
برای حساب کاربری جدید در سایت ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است!
ثبت نام یک حساب کاربری جدیدورود به حساب کاربری
دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید
ورود به حساب کاربری